بیش از یک سال، از آغاز مذاکرات صلح افغانستان می گذرد، از همان آغاز زنان نگران هستند، نگرانی زنان از سر چیست؟ زنان در کجای معادله‌ی صلح قرار دارند؟ برای پاسخ این پرسش‌ها و تحلیل نقش زنان در مذاکرات صلح، با شکریه بارکزی، سفیر پیشین افغانستان در کشور ناروی گفت‌وگویی را ترتیب داده‌ایم که در ادامه می‌خوانید.

پرسش: زنان در کجای معادله صلح قرار دارند؟

پاسخ: در حقیقت تمام مردم افغانستان از این تعامل و معادله به‌دور ماندند. فقط چند حلقه‌ی مشخص و محدودی  که در حال حاضر در این گفت‌وگوها حضور دارند و هنرنمایی می‌کنند. زنان نیز همانند مردان و جوانان افغانستان، در ناکجای این معادله قرار دارند.

پرسش: چرا زنان قربانی‌های اصلی جنگ و حاشیه‌نشینان صلح اند؟

پاسخ: نه‌تنها در افغانستان، بلکه در تمام دنیا زمانی‌که پای جنگ در میان می‌آید، زنان آسیب بیش‌تری می‌بینند. جنگ مولد خشونت است؛ با وجودی‌که قربانی‌های جنگ تمامی مردم یک کشور اعم از مردان، کودکان، جوانان و زنان استند، بدبختانه قشر ما (زنان) نسبت به سایر اقشار از آسیب‌های روحی و روانی بیش‌تری در این مواقع رنج می‌برند. جنگ بوجود آورنده‌ی فقر است؛ و زنان در این شرایط تحت تأثیر قرار گرفته و دچار آسیب‌های روانی می‌شوند. مردان جنگ‌جویان استند؛ در زمان جنگ، قربانی شدن مردان و کشته‌شدن آن‌ها، باعث می‌شود که زنان کوله‌باری از غم را به شانه‌های شان حمل کنند و از این ناحیه صدمه‌ی بزرگی را با از دست‌دادن هم‌سفر زندگی خود متقبل شوند. به این دلایل، زنان و در مواردی هم کودکان قربانیان اصلی جنگ استند. این‌که در مورد صلح، چرا زنان به حاشیه رانده می‌شوند، جای بحث است. از دیدگاه من، زمانی‌که مردان با یک‌دیگر جنگ می‌کنند، هیچ‌گاه به این معنی نیست که در بین خود صلح نیز می‌کنند، بلکه برعکس نیاز به یک گروه میانجی‌گر دارند که توانایی، قدرت و ظرفیت زنان می‌توانند در این قسمت نقش به‌سزایی داشته باشند و موجب ایجاد این صلح باشند. اما چون در افغانستان مسئله‌ی صلح در میان آمده است و بازهم مردان از این مسئله به‌خاطر تقسیم قدرت و به‌نفع خود فکر می‌کنند، زنان قربانیان اصلی صلح نیز شناخته شده اند.

پرسش: به اساس آماری که اداره‌ی احصائیه کشور اعلان کرده است، زنان در حدود نیمی از نفوس کشور را تشکل می‌دهند اما از میان ۲۰ فردی که حکومت در مذاکرات صلح برگزیده است، تنها ۵ تن  زنان استند. چرا هنوز به‌برابری نرسیدم؟

پاسخ: ما در یک دنیای نابرابر و در جامعه‌ای به‌شدت مردسالار زندگی می‌کنیم. در سرزمینی دیده‌ به‌جهان گشودیم که مردان آن برای همه تعیین و تکلیف می‌کنند. شهروند کشوری استیم که اعتبار زنان در حدی پایین است که آنان را مالک هیچ‌چیزی نمی‌دانند. حقیقتی را هم نباید کتمان کنیم که زنان در دنیا نیمی از پیکر اجتماع استند، ولی هیچ‌گاهی نیمی از قدرت به آن‌ها تخصیص داده نشده است. در محدود جاهایی ما شاهد این هستیم که زنان نیمی از کابینه را تشکیل می‌دهنده که این بدون شک بسنده نیست. دولت افغانستان نیز تعهد سیاسی به زنان ندارد، هم‌چنانی که تعهد اخلاقی در برابر این قشر که اکثریت رأی‌دهند‌گان شان را تشکیل می‌داد، نداشت. همه‌ی این‌ها ناشی از باورهای اشتباه شان است. از دیدگاه من، آن‌ها به ای باور اند که زنان هنوز قدرت تصمیم‌گیری ندارند و از ظرفیت کافی برای نظردادن نیز محروم اند. فکر می‌کنند که اگر مسئولیتی برای زنان سپرده شود، از عهده‌ی آن بیرون شده نمی‌توانند و این برای مردان بعنوان مایه ننگ تلقی می‌شود. دولت‌مردان همیشه تلاش دارند تا زنانی را در اطراف خود داشته باشند که همیشه در مقابل تصامیم آن‌ها “بله” بگویند و کم‌تر به خود حق نظردادن بدهند. اما نباید فراموش کرد که در این بین زنان، افرادی هم استند که ظرفیت، دانش، قدرت و انگیزه‌ی شان به مراتب بالاتر از تعدادی از مردان است. واقعیت این است که دولت در انتخاب زنان در دولت بیش‌تر از دید سمبولیک نظر می‌اندازد. آنچه که من و شاید تعداد زیادی از مردم افغانستان بدان پی برده اند، زن‌حراسی‌ست. تعدادی از افرادی که در حکومت قرار دارند و هنوز با یک تفکر سیاه و تاریک زندگی می‌کنند از حضور و قدرت زنان در حراس اند و می‌ترسند از اینکه مبادا روزی زنان با این ظرفیت خود از دید قدرت و صلاحیت، به آن‌ها صدمه‌ای وارد کنند.

پرسش: قرار است در آینده‌ نزدیک نخستین نشست رودروی حکومت افغانستان با گروه طالبان  برگزار شود و در این نشست پنج زن از زنانی نمایندگی می‌کنند که نیمی از نفوس کشور را تشکیل می‌دهند، از دید شما، این زنان باید چه بکنند تا نمایندگی خوبی از زنان داشته باشند؟

پاسخ: در میزی که ۵۰ مرد حضور دارند و تنها در این میان ۵ بانو نشسته باشند، این بی‌عدالتی‌ست. اگر حساب کنیم، به‌دلیل کم‌بودن زنان، زمان سخن‌رانی به آن‌ها نیز کم‌تر درنظر گرفته خواهد شد. این بی‌عدالتی‌ست و بدون شک در این زمان کم، کار بسیار دشواری‌ست که این نمایندگان بتوانند تمام خواسته‌های زنان را بازگو کنند. حق زنان در جامعه و چنین مذاکرات، ۵۰ درصد است و هم‌چنان طالبانی که ادعا دارند که تعدادی از مردم افغانستان از آن‌ها پیروی می‌کنند، می‌بایستی تعدادی از زنان را در تیم خود می‌داشتند. مسئله‌ی بعدی این است که هر کدام از این بانوان انتخاب شده، از یک آدرس سیاسی در این مذاکرات حضور خواهند داشت. بدون شک این افراد در این مذاکرات صدای زنان خواهند بود و خواسته‌های زنان را به‌گوش همه خواهند رساند، اما دغدغه‌ی بزرگ آن‌ها خواسته‌های آدرسی‌ست که از آن طریق حضور پیدا کردند. آن‌ها چه بخواهند و چه نخواهند، اولویت شان مواردی‌ست که قبلا برای شان گفته شده است و آن‌ها باید به آن‌ها پایبند باشند.

پرسش: فرض بر این‌که دولت افغانستان و گروه طالبان به توافقی دست یافتند و  گروه طالبان در حکومت افغانستان سهیم شدند، سرنوشت قوانینی که به‌نفع زنان در این چند سال تصویب شده است، چه خواهد شد؟

پاسخ: من امیدوارم که توافق این دو طرف بر روی آتش‌بس، کاهش خشونت‌ها و اصلاحات در نظام باشد. به‌دلیل این‌که قوانین افغانستان اگر بصورت دست آن تطبیق شوند، نقص و خلاء ندارد. در قوانین افغانستان، اشاره به تبعیض مثبت شده است. از دیدگاه من، اگر قرار است در قوانینی که مربوط به زنان است، تغییراتی بوجود بی‌آورند، آن‌ تغییرات باید موجب افزایش مشارکت زنان در حکومت و تصمیم‌گیری‌ها باشد. ما هم از لحاظ سیاسی و هم از لحاظ اجتماعی، نیاز داریم تا حضور زنان را در حکومت پررنگ‌تر بسازیم که این امر باعث رشد افغانستان نیز خواهد شد. مردم افغانستان باید بیدار باشند تا مبادا این قوانین خوبی که ما برای زنان و در کل برای افغانستان داریم، از بین بروند.

پرسش: از دید شما، در این برهه‌ی حساس، زنان باید چه بکنند؟

پاسخ: آن‌چه زنان در این شرایط نیاز دارند، هم‌صدا شدن شان است. در صورتی‌که پارچه پارچه باشند و هر کدام از یک آدرس متفاوت صدا بلند کنند، قدرت لازم را بدست نخواهند آورد و این موجب خواهد شد تا تأثیرگذاری فعالیت‌های شان نیز کم‌تر باشد. من امیدوارهستم که زنان بتوانند با زن بودن بودن خود برای منافعی که بعنوان یک شهروند به آن‌ها تخصیص داده شده است، مبارزه کنند و با هم‌صدایی و هم‌گرایی پشتیبان یک‌دیگر باشند.

پرسش: به‌عنوان پرسش آخر، به‌عنوان یک زن افغانستانی، چه صلحی برای شما پذیرفتنی‌ست؟

پاسخ: من صلحی را دوست دارم که توأم با عدالت باشد؛ صلحی که در آن برابری یک اصل باشد، حراصت و صیانت از وطن در آن به‌عنوان یک مسئولیت ملی باشد و صلحی که بتوانیم با تمام همسایه‌های خود و بصورت عموم با جهان در یک فضایی آرام و احترام متقابل زندگی کنیم.

مصاحبه کننده: ضیاگل عظیمی

دیدگاه‌های کاربران فیس‌بوک
Facebooktwitterredditpinterestlinkedinmail