۱۲ سال از عمرش را با هویت و شخصیت ضیا زندگی کرده است. از هفت سال به این سو اما با پسوند گل، به هیات واقعی خودش زندگی می‌کند. موی کوتاه و لباس پسرانه، برای ضیاگل عادت‌های پسرانه را تحمیل کرده بود. وی یکی از ده‌ها دختری است که در کودکی تجربه‌ی بچه‌پوش بودن را داشته و تاکنون هم آثار آن دوره، در زندگی وی هست.

او می‌گوید، مادرکلا‌ن اش چون نواسه‌ی پسر می‌خواست اسم محمد ضیا را برای نواسه اش انتخاب کرده بود.

هرچند ضیاگل از دوره‌ی بچه‌پوش بودن خود خاطرات خوبی دارد، اما می‌گوید، این رفتار سبب شده بود تا او دچار بحران هویتی شود و با زن بودن‌اش به سختی کنار آید.

«این رفتارها باعث شده بود، رفتارهایم دخترانه نباشد، احساسات لطیف نداشته باشم و هم‌سن و سال‌هایم را لت‌وکوب کنم.»

اعضای خانواده‌ی ضیاگل، دلیل این کار را نداشتن فرزند پسر عنوان می‌کنند.

فاطمه مادر ضیاگل می‌گوید، چون آن‌ها دوست داشتند فرزند نخست‌شان پسر باشد و چنین نشد، ضیاگل را از کودکی پسرانه‌پوش کردند.

او باور دارد، که این رفتار خوش‌یمن بوده و از برکت این کار، فرزند دومی‌شان پسر شده است.

شبنم اما تا ۱۷ سالگی در هیات یک مرد زندگی کرده و از یک سال به این‌سو به هویت واقعی خودش برگشته است.

او می‌گوید، تجربه‌ی مردانه‌پوش بودن، حس بدی نسبت به مردان در او به وجود آورده است و او هنوز هم نتوانسته با این واقعیت که زن است کنار بیاید و عادت‌های پسرانه را کنار بگذارد.

او می‌گوید: «مثل بقیه زنان خود را مقید به عرف و رسم‌هایی ک جامعه بالای شان تطبیق کرده، نمیدانم.»

شبنم تاکنون به همه‌ی خواستگاران‌اش جواب رد داده و می‌گوید چون یک زمان طولانی را در هیات یک مرد زندگی کرده، دوست ندارد ازدواج کند.

در این میان، نسیمه مدت ۱۲ سال را با هویت نسیم زندگی کرده. او که اکنون ۲۲ ساله است، می‌گوید، همیشه حسرت این را می‌خورد که کاش می‌توانست پسر باشد.

به باور شماری از فعالان حقوق زن، تحمیل شدن هویت مردانه برای زنان ممکن است، این زنان را دچار بحران هویتی سازد.

کبرا رضایی فعال حقوق زن می‌گوید، این بحث ریشه در مسایل فرهنگی و اقتصادی دارد. بیشتر بعد اقتصادی خانواده‌ها را مجبور ساخته از دختران خود به عنوان مرد خانواده استفاده کنند.

او می‌گوید: «یک دوره‌ زندگی کردن با هویت مردانه در حالی‌که این هویت، هویت واقعی جنسیتی خودش نیست و پنهان کردن خواست‌ها و علایق و تظاهر به مرد بودن می‌تواند فرد را دچار اختلالات شخصیتی کند.»

آگاهان امور دینی اما می‌گویند، بچه‌پوش بودن دختران در دین جواز ندارد.

مجید صمیم آگاه امور دینی می‌گوید، در دین اسلام و احادیث صریح، ظاهر شدن زن یا مرد در هیات غیر از خود جواز ندارد.

آگاهان امور اجتماعی اما باور دارند که تحمیل هویت مردانه بر زنان، می‌تواند برای آن‌های بی‌ثباتی شخصیتی در پی داشته باشد.

عصمت‌الله جعفری، آگاه امور اجتماعی می‌گوید، رفتارهای اطرافیان در سنین کودکی، در شکل‌گیری شخصیت کودکان نقش‌ بسزایی دارد و تحمیل این نوع رفتارها ممکن است سبب طرد شدن این دختران از اجتماع شود.

«در افغانستان یک تفکیک جنسیتی قوی وجود دارد و برای هر کدام از جنس‌ها نقش‌های مشخص را تعریف می‌کنند، در صورتی که یک دختر مجبور می‌شود که از نقش خودش بیرون بیاید، چون با جنس‌اش سازگار نیست، تحت فشار قرار می‌گیرد.»

به باور آقای جعفری، چون الگوهای جنسیتی در افغانستان قوی است فردی که در این شرایط قرار می‌گیرد، ممکن است که در روابط با همسر و هم‌جنسان خود دچار اختلال شود.

ضیاگل که در کودکی از لذت پوشیدن لباس‌های کوتاه و رنگارنگ و موی بلند محروم بود، اکنون، برای دختر شش‌ساله‌ی کاکایش لباس‌های رنگارنگ می‌خرد و موهای او را درست می‌کند. کارهایی که کسی برای ضیاگل نکرد.

گزارشگر: سیمین صدف

دیدگاه‌های کاربران فیس‌بوک
Facebooktwittergoogle_plusredditpinterestlinkedinmail