تازه‌­ترین آمار نشان می­‌دهد درهرات پس از کابل سالانه بیشترین آمار طلاق به ثبت می‌رسد. دادگاه خانوادگی هرات می‌گوید، در یک- دو سال پسین، بیش از یک هزار قضیه طلاق در این دادگاه به ثبت رسیده است. تنها در یک سال پسین بیش از ۹۰۰ قضیه. این پرسش که هرات با پیشینه­‌ای تمدنی درخشان چرا شاهد این­‌همه گسست و جدایی است سر جایش. اینکه طلاق وجدایی آخر خط زندگی مشترک است و معنای اولی و نزدیک به ذهن این وضعیت حکایت از یک­‌چیز دارد؛ نابسامانی روز افزون در زیربنایی‌ترین نهاد جامعه؛ یعنی خانواده به کنار. اکنون پرسش این است که آیا پیش‌آمدن این وضعیت خوب است یا بد؟ شاید کسانی چنین استدلال کنند؛ طلاق تنها راه مسالمت آمیز غلبه زنان بر مشکلات شان است. زنان در افغانستان قربانی جامعه مردسالار اند. آگاهی زنان بالاتر رفته است. زنان به عدالت یک گام نزدیک­‌تر شده‌اند. زنان نسبت به گذشته به استقلال مالی بیشتری دست یافته‌اند. اما تمام ماجرا این نیست. متاسفانه مشکلات که زنان پس از جدایی به آن روبرو‌اند کسی آن­را نمی‌­بیند. هیچ گزارشی از وضعیت زنانی که طلاق گرفته‌اند وجود ندارد. دادگاه خانوادگی هرات می‌گوید، در یک سال پسین به بیش از ۵۰۰ قضیۀ طلاق رسیدگی کرده است.

با روی کارآمدن نظام جدید در افغانستان، نهاد‌های مختلفی برای دفاع از حقوق زنان در ولایات مختلف ازجمله هرات، برنامه‌های آگاهی‌دهی را برای زنان ارایه کردند. تاجایی‌که درحال حاضر هرات، از جمله ولایت­‌هایی است که در آن طلاق جایش را به تفریق داده است. یعنی حدود ۸۰ درصد درخواست­‌های طلاق از سوی زنان مطرح می­‌شود. به طلاقی که درخواست آن از سوی زنان مطرح شود، تفریق گفته می­‌شود. نفقه ندادن به زن، نکاح بدل، اعتیاد مرد به مواد مخدر، ازدواج زیر سن – عدم اعتماد متقابل، مداخله بقیه اعضای خانواده و فقر اقتصادی از عوامل و انگیزه‌های اصلی درخواست طلاق از سوی زنان در هرات خوانده شده است. اما کارکرد و نحوه ارایه این برنامه‌ها از دیر باز بدینسو با انتقاد‌های همراه است، اینکه این نهاد‌ها آنگونه که باید، آگاهی‌دهی دو سویه و موثر نداشته‌اند. شماری از فعالان امور اجتماعی یکی ازدلایل عمدۀ افزایش طلاق و تفریق را در هرات، حاصل برنامه‌های آگاهی‌دهی وارونه می‌دانند. به عبارت دیگر، در قضیه طلاق تاکنون تنها زنان دیده شده‌­اند. آگاهی تنها برای زنان بوده. مردان که یک طرف قضیه است به فراموشی سپرده شده. بسیاری از خانواده‌ها هنوز نمی‌­دانند طلاق یک راه مسالمت آمیز بیرون رفت از یک زندگی جهنمی برای یک زن است. به همین دلیل این منطق که با “لباس سفید رفته و با لباس سفید باید بیرون شود” هنوز در باور عموم پر‌رنگ است. کسی هنوز به پیامدهای جبران ناپذیر طلاق که بیشتر زنان از آن متاثراند، فکر نکرده است. بی­‌هیچ شکی در جامعه نابرابر افغانستان، طلاق سر منشاء مشکلات تازه فرا راه زنان است. اینکه زندگی زنان پس از طلاق چه می‌­شود، سرنوشت کودکان طلاق به چه سر انجامی منتهی می­‌شود.

به اساس آمار وزارت کار ۵۰۰ هزار بیوه در سراسر افغانستان وجود دارد که همه آنها تقریباً زیر خط فقر زندگی می‌کنند. دولت تنها ۳۰ درصد آنها را حمایت غیر مستقیم می‌کند. که آن هم کافی نیست. از طرف دیگر، جدایی به همان میزان که برای زن و مرد هزینه بردار است، برای فرزندان هم هزینه سنگین دارد، هم از لحاظ اجتماعی و هم از لحاظ روانی. بعد از طلاق شاید مشکلات طرفین تمام شود اما برای فرزندان آنها تازه اول ماجرا است.

بنابر این، جدایی و طلاق فقط یک راه حل نیست، سر آغاز مشکلات تازه برای زنان است. انتظار می­‌رود نهادهای که در دفاع از زنان کار می­‌کنند، دولت افغانستان، فعالان حقوق زن در تلاش تدوین یک سیاست درست در راستای سامان­مند‌ساختن طلاق در افغانستان باشند. افزایش روزافزون و بی سر و سامان طلاق در هرات گره از کار زنان که با خشونت درگیر هستند، باز نمی­‌کند. این افزایش نگران‌کننده است. معنای این حرف­‌ها مخالفت با طلاق یا جدایی خانواده­‌های که اختلاف دارند، نیست. طلاق هم در شرع و هم در قانون مدنی افغانستان رسمیت دارد. آنچه نکوهیده و بد است طلاق سر سام آور و از هم­‌پاشیدن روز افزون خانواده­‌ها است. بدون این­که کسی به فردای زن مطلقه در جامعه مردسالار افغانستان فکر کرده باشد. نگران­‌کننده‌تر آن که بسیاری از دلایلی که به عنوان مزیت طلاق و جدایی درافغانستان قلم‌داد می­‌شود واقعی نیستند. مثلاً استقلال مالی زنان، حق دسترسی زنان به عدالت، فرار از خشونت خانوادگی و چیزهای دیگر. باید اعتراف کنیم که زنان نه به استقلال مالی رسیده‌­اند و نه هم دسترسی چندانی به عدالت دارند. بر اساس آمار وزارت کار بیشترین زنان مطلقه در افغانستان زیر خط فقر زندگی می­‌کنند. مادران در قسمت حق سرپرستی فرزند خود مشکلات زیادی دارند. یک مادر حتی زمانی که حق حضانت فرزند خود را به عهده دارد؛ بدون اجازه ولی فرزندش، حق ندارد با کودکش سفر کند. در حالی‌که بسیاری از پدران بعد از ختم دوره حق حضانت مادر، اجازه نمی‌دهند تا مادر کودکش را ببیند.

در بسیاری موارد که زنان ناگزیر به جدایی شده‌­اند، مقصر اصلی زنان خوانده شده و این تازه شروع یک ماجرای تازه برای زنان در زندگی اجتماعی شان است؛ همه فکر می­‌کنند زنان مطلقه روسپی‌اند. وقتی می­‌گوییم آن­سوی طلاق برای زنان درافغانستان تاریک­‌تر است؛ معنایش همین است.

ضیاگل عظیمی

دیدگاه‌های کاربران فیس‌بوک
Facebooktwittergoogle_plusredditpinterestlinkedinmail