نویسنده : خاطره اسدی

حدودا یک قرن می‌شود که از هشتم مارچ به عنوان روزجهانی همبستگی زنان گرامی‌داشت به عمل می‌آید. خشونت هنوز هم واژه‌یی است که در روز هشتم مارچ بیشتر بر سر زبان‌ها می‌افتد. خشونت علیه زنان! به ویژه در افغانستان، در سال‌های اخیر خشونت علیه زنان یک بحث داغ بوده است. هنوز به باور بسیاری از مدافعان حقوق زنان، در افغانستان همه چیز مردانه است. هرچند تلاش‌های زیادی در سال‌های اخیر صورت گرفته تا زنان از حاشیه جامعه سنتی افغانستان به متن حوادث و زنده‌گی به ویژه حیات سیاسی-اجتماعی کشانیده شوند اما هنوز هم کارهای زیادی به انجام دادن است که بتوان از نتایج ملموس در این زمینه سخن گفت.

جنبش فمینستی در بسیاری از جوامع، به ویژه جوامع دموکراتیک غربی، با اتکا به پژوهش‌های عملی‌ای که در زمینه برابری زنان و مردان از نظر ساختارهای بیولوژیک انجام شده، پیوسته تلاش ورزیده‌ تا نشان دهد که نابرابری‌های موجود، میان مردان و زنان، طبیعی و مادر زادی نه بلکه محصول فرهنگ، اعتقادات و باورهایی است که در طول تاریخ در جوامع انسانی شکل گرفته و امروزه تعیین کننده موقف و مناسبات زنان در ساختارهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی جوامع است.

اما در افغانستان به عنوان یک جامعه سنتی و عقب مانده هنوز راه درازی در پیش است تا مردان و زنان به این درک برسند که تفاوت میان آنان طبیعی نه بلکه تصنعی و صد البته که دست ساخت خود جامعه است.

فرهنگ رایج دختران را از همان آوان طفولیت یاد می‌دهد که زن بمانند و پسران را تمرین می‌دهد که مرد باشند. مردان را درس شجاعت و قدرت و استقامت می‌دهند و زنان را درس تحمل و برده باری و ملایمت! نتیجه این که همه فکر می‌کنند، قوت مرد و ضعف زن طبعیی است!

دختران از طفولیت با عروسکها و ظروف آشپزخانه بزرگ می‌شوند و پسرها در کوچه و مجالس با پدران و بیرونی‌ها؛ که هر کدام نمونه‌های پذیرش اجتماعی و آگاه شدن یا گنگ بودن و پذیرفتن خاموشانه را در وجود ریشه‌دارتر می‌سازد. بزرگ شدن فزیکی را که روند عادی زنده‌گی است، پسر و دختر سپری می‌نمایند اما روند بلوغ فکری نامتوازن است. مردان امکان رشد بیشتر دارند و زنان ندارند.

زنان در فقدان تجارب اجتماعی، که سازنده و بالنده شخصیت مستقل یک انسان است، نقش‌های بسیار مهم اجتماعی را که عمده ترین آن نقش آموزگاری به عنوان مادر است به عهده می‌گیرند که این امر تبعات منفی خود را بالای کل روند آموزش و پرورش نسل‌های بعد بجا می‌گذارد.

تجربه، دستکم در جامعه افغانستان نشان می‌دهد که زنان برخوردار از تجارب اجتماعی، نه تنها در کسب استقلال فردی خود از خانواده و جامعه اهتمام می‌ورزند بلکه نمونه‌های خوبی از رفتار در خانواده و جامعه بوده و به این ترتیب زمینه حضور گسترده تر زنان در جامعه و تعالی نقش آنان در خانواده‌ها فراهم می‌گردد.

هرچند گرامی‌داشت از روز هشتم مارچ به عنوان روز جهانی همبستگی زنان، در افغانستان بیشتر جنبه نمادین داشته و آگاهان به این نظراند که کارهای سامانمندی برای زنان صورت نگرفته اما می‌توان با اندک خوش‌بینی گفت که مناسبت‌هایی بسان هشتم مارچ می‌تواند در آنچه که مبارزه برای احقاق حقوق اساسی زنان در افغانستان خوانده می‌شود، موثر واقع شود. مشروط بر این که براستی در جهت همسبتگی بیشتر زنان کار صورت گیرد و حرکت‌های دادخواهانه و حق طلبانه بیشتر از سطح به عمق برود.

در حال حاضر، در کنار مشکلات عدیده‌یی که فرا راه تامین برابری حقوق زنان و مردان در افغانستان وجود دارد، پایین بودن اعتماد به نفس زنان در امر مبارزه با نابرابری‌ها یک معضل است. این به خود زنان برمی‌گردد. زنان باید روحیه و انگیزه داده شوند تا بیشتر بسیج شوند و برای کسب حقوق خود جسورانه وارد صحنه شوند.

بر دولت است تا برنامه‌های دقیقی برای به صحنه آوردن زنان طرح و اجرا کند. در واقع با این کار دولت می‌تواند نیمی از جمعیت غیرفعال جامعه را فعال بسازد. اصلاح قوانین، رسیده‌گی به مشکلات زنان، به ویژه در نهادهای عدلی-قضایی، فرهنگ سازی، تامین مشارک زنان در اداره‌های دولتی، و… اقداماتی است که دولت باید روی دست گیرد. نهادهای مدافع حقوق زنان باید دولت را مجاب به گام برداشتن در این مسیر نمایند. و زنان باید بالای این نهادها فشار وارد کنند تا آنان انسجام درونی خود را بهتر ساخته و فشار چند وجهی را بر دولت وارد کنند.

زنان باید با کار و پیکار خستگی ناپذیر، به همه بفهمانند که فرهنگ و رسوم رایج در جامعه ساخت انسان‌های ماقبل ما است. این غیر قابل تغییر نیست. این انسان است که باید زمان را مطابق خواسته‌اش بسازد و ابزار و وسایل رفاه را خود مهیا سازد و از محدوده‌ها و چوکات‌های برساخته گذشتگان- تا آنجا که به ویژه چوکات‌ها و محدودیت‌های برساخته ناپسند و غیر عقلانی باشند- بیرون شود. زنان می‌توانند این کارها را انجام دهند. کافی است تا منسجم شوند، جسور باشند و امید داشته باشند. تامین حقوق، همیشه در هر جامعه‌یی، برآیند پیکار بی امان انسان‌های عدالت خواه و مبارز بوده است.

دیدگاه‌های کاربران فیس‌بوک
Facebooktwitterredditpinterestlinkedinmail