نویسنده: پوهنمل امیلیا اسپارتاک فعال حقوق زن در جرمنی

امسال گرامی داشت از روزجهانی زن در شرایطی برگزار می‌شود، که پیش از ۱۰۰ سال از مطالبات زنان سوسیالیست برای برپایی این روز تحت عنوان « نان و گل روز » می‌گذرد. زنان زیر بار چندگانۀ سرمایه داری، جهانگیر شده حاکم، بر نظم جهان، که با نظام پدر _ مرد سالار در هم تنیده است ودر شرایط غیر انسانی و بدوی به سر می‌برند. این حالت جهانی، خشم زنان را برانگیخته و مبارزات شان را رنگ و کیفیت دیگری بخشیده و آنرا غنی تر و پایدار تر ساخته است. فریاد خشم هزاران زن هند، بنگلادیش، پاکستان و افغانستان تا فریاد‌های زنان‌ ایرانی، مصری، کرد، ترک عراق و سوریه در منطقۀ خاور میانه چهرۀ دیگری به مبارزات زنان داده است « مانند زنان روژه وا و زنان کوبانی ». این فریاد نه تنها نشانگر درد و رنج بلکه سرشار از نیرو و امید است.

اما در افغانستان،گرامی داشت از هشت مارچ و دادخواهی برای فرخنده در استانه دومین سالگرد کشته شدن او حرف‌ها و گفتگوی تازه‌ای را در مورد زنان افغانستانی در میان آورد. نگرانی‌هایی که اکنون شکل دیگری به خود گرفته است و تکانه‌هایی که نیاز اتحاد زنان را فرا از گرایش‌های فردی شان بوجود آورده است. زنان در معرض تهدید دو نیروی سیاه ضد زن یعنی طالب و داعش قرار دارد. دولت در حال مذاکره با طالب است و تاکید بر مذاکرات صلح و سهیم شدن طالبان در قدرت، نشانگر موافقت سیاسی دولت با آمریکا و پاکستان است  تا راه عبوری برای داعش از طریق افغانستان به آسیای میانه ایجاد نمایند.

سر بریدن سربازان ارتش ملی، زنان و حتی کودکان جنایت‌های هولناکی است که در این مدت تحت نام داعش صورت گرفته است. که این خود  تهدید جدی برای زنان سرزمین محسوب می‌شود. زنان در داخل کشور از نا امنی‌های عمومی در جامعه و در زندگی‌های شخصی خود طور خاص رنج می‌برند.

اما مهاجرت و پناهندگی نیز خطرات خود را به همراه داشته و مشلات زیادی فراروی زنان پناه‌جو وجود دارد. اکثر زنان در خارج از کشور با مشکلات اجتماعی و خانوادگی وحتی تطابق نکردن با محیط کشورهای میزبان مواجه اند.

بعد از سپری شدن بیش از یک دهه و سرنگونی حکومت طالبان  و امدن نیروهای خارجی در کشور هرچند دروازه‌ های دانشگاه‌ها ومکاتب برای دختران باز گردید ولی چالش‌های زیادی تا اکنون فرا روی  راه زنان و دختران وجود دارد.

در بخش آموزش و تعلیم زنان می‌توان اشاره‌ی کوتاهی داشت. با توجه به این که تعداد کم آموزگاران زن در مناطق دور و روستایی و سیستم زندگی این اجتماع که زنان و دختران تنها نقش کارگران بی‌مزد را در خانه و خانواده دارد  یکی از دلایلی است که دختران نه جذب مکاتب می‌شوند و نه هم در شغل‌های حوزه‌ی عمومی تر راه پیدا می‌کنند. جنگ‌های داخلی حضور طالبان در افغانستان سبب شد تا زنان و مخصوصا قشر تحصیل کرده مهاجرت را در پیش بگیرند. این مهاجرت‌ها  و نبود مکاتب و دانشگاه‌ها به طور عمومی برای زنان در دهه هفتاد شمسی تاثیر مستقیم بر امار جندر در شغل‌ها و کادرهای دولتی و غیر دولتی داشته اگرچه این خلا با بازگشت زنان و دختران مهاجر که نسل مهاجرت هستند از کشورهای همسایه تا حدی پرشد و اکنون که بیش از یک دهه گذشته است تعداد زنان با سواد در داخل کشور به مراتب بیشتر از یک دهه پیش است. با ایجاد امنیت نسبی نظر به گذشته، یک تعداد زنانیکه سابقاً آموزگاران و کارمند دولت بودند، دو باره به کار شروع نمودند. زنان فعال امور زنان که زیادتر سابقه داران سازمان دموکراتیک زنان افغانستان بودند، دست بکار شده، دو باره زنان را بسیج ساخته و سازمان‌های مختلف را برای کمک به زنان بیوه، معیوب ایجاد نمودند. و کوشش نمودند تا در سر نوشت سیاسی کشور هم سهیم شوند، از آنجمله می‌توان از کمیتۀ مشارکت سیاسی زنان و کمپاین ۵۰ در صد نام برد.) جنبش زنان در افغانستان تاریخچه‌ی خود را دارد که بر می‌گردد به تاسیس سازمان زنان دموکراتیک افغانستان، سازمان زنان را جمعی از زنان مبارز در سال ۱۹۶۵ بنیان نهادن.

و اکنون نیز زنان ما بعد از گذراندن مراحل مختلف تاریخی خود با فراز و فروز هایی از این دست مواجه هستند .

۱: رسانه های گروهی،

با آمدن نظام دموکراسی در کشور، آزادی بیان و گسترش رسانه‌های جمعی رشد قابل ملاحظه‌ای داشته است که زیاد ترین سهم را زنان جوان در تلویزیون‌های آزاد، ۶۴ شبکه، تلویزیون‌های ملی ۴۰ شبکه، ۱۷۴ شبکه رادیویی و ۳۰۰ نشریه‌های مختلف روزنامه، هفته نامه‌ها و مجلا ت در بخش‌های مختلف رسانه‌ها دارند. ولی متأسفانه در این آواخر در اثر تهدیدات و تعقیب، تعداد زیادی این زنان از کار کناره گیری می‌کنند . زیرا چندین گوینده تلویزیون و خبر نگاران زن در حالی به قتل رسیده‌اند که هیچ چتر حمایتی برای سایر خبرنگان در نظر گرفته نشده است و پیشگیری از حملات تروریستی بسیار ضعیف است. قتل خاتول، حمله‌ی تروریستی به آقای سعیدی کارشناس و چهره‌ی رسانه‌ای کشور و حمله بر موتر حامل کارمندان تلوزیون طلوع در سال گذشته، انتحارکردن فعالان جامعه مدنی  یک نمونه از آن است .

رشد زنان در قسمت فرهنگی نیز چشم گیر بود تعداد زیادی از زنان جوان به حیث نویسنده، شاعر، داستان نویس تبارز نموده اند که موضوع اساسی کار و فعالیت‌های شان را زندگی زنان تشکیل می‌دهد. تلاش زنان در بخش هنری نیز متمرکز شده بر محوریت موضوع زنان است  و زنان فلم ساز ، زنان نقاش، زنان عکاس همواره در این زمینه تلاش نموده ودست آوردهای مهمی را نیز به همراه داشته است و این خود به مبارزه‌ی زنان چهره‌ی دیگیری می‌بخشد .

۲: خشونت در برابر زنان و نا امنی

خشونت در برابر زنان در سطح دولتی زیاد وجود دارد و تا امروز نتوانستند، قانون منع خشونت  بر زنان را تصویب نمایند. و علاوه خشونت‌های خانگی، زنان در تمام کشور از امنیت ومصونیت بر خوردار نیستند. وبه اساس رسوم قبیله‌ای و مذهبی در محاکم صحرایی  محکوم به سنگسار، قطع اعضای بدن، قتل‌های ناموسی، تحقیر و توهین و عدم توجه به حقوق اولیه‎ی بر خورد می‌گردد. در جریان دو سال چند واقعه  سنگسار  در یکی آن، یک مرد هم سنگسار شد.

۳: خشونت‌های فامیلی

هرچند خشونت‌ها ریشه‌های عمیقی در جامعه دارد اما از لحاظ آماری خشونت‌ها درسال‌های اخیر رشد داشته است . تجاوز جنسی پدر به دختر یکی از تابوهایی است که تاامروزه از آن حرفی به میان نیامده بود حتی در صورت وجود چنین خشونت‌هایی باز هم سکوت سهم زنان بوده است اما اکنون با ثبت مواردی از این نوع خشونت در مراجع دولتی و رسانه‌ای شدن این قضیه سبب شد تا به صورت مستند این موضوع تبارز نموده توجه اذهان عمومی و ارگان‎های عدلی قضایی به این نوع خشونت پنهان نیز جلب شود.

اما خشونت در خانواده صورت‌های مختلفی دارد که در قانون نییز این موارد از دیدگاه قانونگذاران دور نبوده اما هنوز هم در بین مردم به صورت عرف وجود دارد. بد و بدل دادن،لت و کوب، تجاوز جنسی، ازدواج اجباری، ازدواج‌های زیر سن و اشکال فشار بر زنان،که باعث خود سوزی، خود کشی، فرار از منزل و رفتن به خانه‌های امن و یا کشیده شدن پای آن‌ها به زندان‌های زنانه که در آنجا نیز در مواردی ادعا می‌رود که توسطه ماموران پولیس تجاوز می‌گردند. این یک مشکل بزرگ اجتماعی از وضعیت ناگوار زنان است.

۴:  عدم دسترسی زنان به عدالت،

به اساس ارقام منتشر شده در کمیسیون حقوق بشر افغانستان در شش ماه اول سال ۱۳۹۴ حدود ۱۹۰مورد قتل زنان صورت گرفته است .

اما گزارش‌هایی که از رسانه‌های در این مورد نشر گردیده حاکی از آن است که قضایا در محاکمه رجعت می‌نماید و تصویب می‌گردد که دوباره زنان به خانه برگردند .که در این صورت آن‌ها  به شکل خشن‌تر مورد خشونت قرار می‌گیرند و یا این بازگشت به قیمت مرگ‌شان تمام می‌شود. زیرا ماموران پولیس به جای حمایت از قانون، از مرتکبان خشونت علیه زنان حمایت کرده اند. قاضی زن در محاکم خیلی کم است که بتواند به نفع زنان کار نماید.

۵: مشکلا ت زنان معتاد به مواد مخدر

مرکز نجات در سال گذشته از معتادان مواد مخدر ارقام داده است که در شمار زیاد زنان بطور مرتب مواد مخدر غیر قانونی را مصرف می‌کنند. در افغانستان حدود یک میلیون نفر آلوده به مواد مخدر هستند، که ۱۳% آن‌ها را زنان و ۷% را اطفال تشکیل می‌دهند. این تعداد زنان نه از روی فحشا و فساد بلکه اکثراً به سبب فقر، خشونت و عدم آگاهی از معالجه به مواد مخدر معتاد می‌شوند . مخصوصاً برای کاهش از غم‌ها و یا ازدواج اجباری یا خشونت‌های فامیلی.

۶: مشلات زنان بی سرپرست

عدۀ زیادی از زنان در افغانستان به اثر جنگ‌های زیاد تر از سه دهه بیوه شده اند و یا سرپرست اقتصادی خانواده‌ی خود را از دست داده اند. به انواع مختلف فشارهای اقتصادی و اجتماعی درگیر می‌باشند. بسیاری از این زنان دست به فحشا می‌زنند. آمار سازمان ملل نشان می‌دهد که ۵۰ % اطفال در کابل ، یکی از والدین خود را از دست داده اند. اگر چه شمار دقیق همه بیوه‌ها روشن نیست ، ولی گمان دو میلیون زن در افغانستان بیوه هستند .

۵: مرگ ومیر مادران

به گزارش آمار سازمان ملل ، افغانستان بلندترین رقم مرگ و میر مادران را در سطح جهانی داشته و پس از نایجریا دومین کشور دارای بلندترین آمار، هنگام زایمان می‌باشد.زنان،عوامل مهم آن، عدم موجودیت کلینیک‌های صحی برای مادران و نبود رهنمایی‌های لازم و آگاهی‌های صحی، بارداری‌های قبل از سن۱۸ سالگی می‌باشد.

۸: مشارکت سیاسی

در این اواخر تعداد پست‌های متعلق به زنان به صورت عملی در کارهای دولتی کاهش یافته است. در حالی که در سال ۲۰۰۶ زنان در دولت ۳۱% کار می‌نمودند ، در حا لیکه ۱۸% تخفیف یافته.

۹: وظایف دولتی

دولت، حضور زنان را در دولت به صورت نمایشی سمبولیک نشان می‌دهد . به طور مثال ۲۵% زنان در پارلمان، دو وزیر زن در کابینه و برخی چوکی‎های دولتی که ارتباط می‌گیرد به شناخت‌های شخصی ، علا یق تنظیمی، حزبی، گروهی و قومی، نه به  اساس شایسته سالاری .

با آنکه قانون انتخابات فرصت‌های مساوی استفاده از حق انتخاب شدن و انتخاب کردن را برای زنان تضمین نموده بود ، اما محدویت‌های ناشی از باورها و نگرش‎های منفی ساختاری جامعه ) پدر مرد سا لاری ( سنتی افغانستان باعث شد که زنان نه توانند ازاین تضمین‌ها به صورت بهتر استفاده کنند. با وجود علاقمندی زنان در امر مشارکت درمسایل سیاسی ، عواملی چون جو حاکم مرد دراجتماع ) مرد سا لاری، محدویت‌های‌خانوادگی، تهدیدات طالبان، بی‌امنیتی و عدم استقلال مالی زنان، قطع نمودن انگشتان، مانع سهم‌گیری و مشارکت فعال آن‌ها در پروسۀ انتخاباتی شد . اگر چه در انتخابات ۴۰% رای دهنده گان، زنان بودند ولی تعیین کننده ریٔیس جمهور، کشور امریکا بود. به رای مردم، اصلا ارزشی قایل نشدند. تقسیم قدرت باز هم مردانه صورت گرفت . تمام نکاتیکه در این نوشته  ذکر گردید گوشۀ از زندگی زنان افغانستان است که بیان و بر شمردن کلیۀ ابعاد مشکلات زنان کشورم از حوصلۀ این بحث خارج است.

ما، زنان افغانستان،چه در داخل و چه در خارج به این باوریم که بدون رفع تبعیض جنسیتی از زندگی زنان و بهبود کیفیت زندگی نیمی از شهروندان جامعه، هیچ جامعە ‌ی به دموکراسی، عدالت اجتماعی و توسعۀ پایدار نخواهد رسید. باید زنان کشور با یک سازمان متشکل و یا ایجاد یک جریان پویا و فعال، برای رهایی خود از ستم  در مقابل این نابرابری جنسیتی مبارزه نمایند تا یک افغانستان عاری از خشونت برای زنان و جامعه‌ای بهتر برای زیستن ساخته شود.

 

دیدگاه‌های کاربران فیس‌بوک
Facebooktwitterredditpinterestlinkedinmail