روایت
-
آگوست- 2026 -20 آگوست
۱۵ اگست؛ روزی که وطن، شغل و بخشی از وجودم را گرفت
۱۵ اگست برایم فقط یک تاریخ در تقویم نیست؛ یادآور تلخترین خاطرههای زندگی من است. روزی که در یک چشم…
بیشتر بخوانید » -
18 آگوست
۱۵ اگست؛ روزی که زندگیام یکشبه فرو ریخت
۱۵ اگست برای هر زن و دختر در افغانستان یک خاطره است؛ اما برای من، یک روز سیاه و تلخ…
بیشتر بخوانید » -
16 آگوست
۱۵ آگست؛ روزی که فردا از دختران افغانستانی گرفته شد
۱۵ آگست برای افغانستان فقط یک تاریخ نیست؛ خاطرهی روزی است که زندگی میلیونها انسان در یک لحظه مسیر دیگری…
بیشتر بخوانید » -
15 آگوست
پانزده اگست: پنج چراغ و خاکستر
قبل از ظهر یک روز، بر خلاف هر روز دیگر، اتفاقی افتاد که زندگی پنج زن را تاریک کرد؛ پنج…
بیشتر بخوانید » -
15 آگوست
«با پیراهن عروسیام زیر پای مردم شدم»
دو سال نامزد بودیم؛ دو سالی که بیشتر آن به انتظار گذشت. شوهرم برای کار به ایران رفته بود و…
بیشتر بخوانید » -
جولای- 2026 -13 جولای
از بستهشدن دانشگاه تا لغو ویزای آموزشی بریتانیا؛ روایت دختری در حاکمیت طالبان
زمانی که شنیدم بریتانیا، صدور ویزای آموزشی برای بسیاری از متقاضیان افغانستانی را متوقف کرده است، احساس کردم بار دیگر…
بیشتر بخوانید » -
مارس- 2026 -14 مارس
سوزن بهجای قلم؛ روایت محرومیت آموزشی «یسرا» پس از صنف ششم
دستانش آرام روی تکهای از خال و مهره حرکت میکند. سوزن نازکی که میان انگشتانش جا گرفته، با دقت از…
بیشتر بخوانید » -
2 مارس
از مکتب بسته تا زیرزمینی خاکنشسته؛ روایت دختر هراتی که پنهانی زبان آموزش میدهد
در یک کوچهی فرعی و خلوت هرات، دروازهی فلزی خانهای روزانه چند بار آهسته باز و بسته میشود. هیچ تابلویی…
بیشتر بخوانید » -
ژانویه- 2026 -26 ژانویه
از قلم تا سوزن: دختری که با خالبرداری محدودیتهای طالبان را دور میزند
سوزن را آرامآرام پایین میآورد، پساز درنگ کوتاهی، دوباره روی پوست حرکت میدهد. اتاقش در سکوت فرورفته و تنها صدای…
بیشتر بخوانید » -
4 ژانویه
جستوجوی گرما میان سنگهای کوه؛ روایت دختر هراتی که هیزم جمع میکند
باد سرد گردوغبار را در هوا میچرخاند، کوهها و صحرا برهنهاند، بیدرخت و بیسرسبزی، انگار سالهاست چیزی برای رویدن ندارند.…
بیشتر بخوانید »