زن در جامعۀ امروز افغانستان!

پس از سقوط طالبان و تشکیل نظام دموکراسی در افغانستان، همواره آهنگ دفاع از حقوق زنان توسط نهادهای ملی و بین المللی نواخته میشود و در شب و روزهای هشتم مارچ روز جهانی زن، محافل تشریفاتی متعددی در گوشه و کنار کشور تدویر مییابد.
زنانی که صدای بلندتری نسبت به همجنسان خود دارند و در نهادهای مدنی و یا شوراهای ولایتی عضو هستند، در چانهزنیهای سیاسی درگیر بوده و هر آن انتقادشان از حکومت این است که چرا زنان را در پستهای بالای دولتی سهیم نمیکنید؟ داد و بیدادهای مکرر در این زمینه باعث شده تا حکومت نیز به این موضوع توجه آنچنانی نشان ندهد. اما پرسش این است که به راستی پس ازگذشت 15 سال و تشکیل وزارت زنان و نهادها و شوراهای دولتی و غیردولتی برای احقاق حقوق زنان، چرا این نهادها کارآیی و مؤثریت لازم را تا کنون نداشتهاند؟ ریشۀ این پرسش به خود زنان بر میگردد.
بانوان در کشور ما به خودباوری لازم برای احراز نقشهای اجتماعی نرسیده اند البته این عدم خودباوری نیز منشأ اجتماعی وخانوادگی دارد. در جامعهای که دختر به محض تولد، همواره مورد سرزنش و نکوهش والدین و اطرافیان قرار میگیرد و به او گوشزد میشود که موقف پایینتری نسبت به برادرش دارد، نباید بلند حرف بزند و بخندد، نباید آراسته باشد یا چنین و چنان کند، آیا برای وی خودباوری و اعتماد به نفسی در بزرگسالی باقی میماند؟
فراموش نکنیم که هر یک از ما زنان و دختران امروز، مادران فرداییم، و بدون شک فرزندان دختری خواهیم داشت که در تربیت آنها سهم ارزندهای داریم. چه بسا امروز مادرانی در صف اول تظاهرات و اعتراض خشونت علیه زنان میایستند که خود دخترانی محزون و افسرده تربیت کردهاند و میکنند.
هیچگاه جوامع با شعار صرف ساخته نخواهدشد بلکه در سایۀ عمل، اجتماع ترقی خواهد کرد. بنابراین بجای شعارهای توخالی برای پستهای دولتی بهتر است به فکر ارتقای ظرفیتهای زنان باشیم. تأثربرانگیز است که امروز در سرویها، خبر از بیسوادی 80 درصدی زنان افغان داده میشود حال آن که ما دم از احراز کرسیهای دولتی برای زنان میزنیم.
در جهان امروز که تعریف بیسوادی تغییر کرده و کسی که نتواند با کمپیوتر و انترنت کار کند بیسواد محسوب میشود، ما از درد بیسوادی به معنای ناتوانی در ابتدایی ترین مهارتهای زندگی مانند خواندن و نوشتن مینالیم.
حال تصور کنید که نسل آیندۀ این سرزمین با این ناتوانی بانوان ما چگونه تربیت خواهد شد. بدیهی است که اگر در این راستا تدابیر عملی اتخاذ نگردد نسلهای آیندۀ سرزمین ما بهتر از امروز نخواهند زیست. اگرچه همت و توانایی زنان ما در عرصههای اجتماعی انکارناپذیر است، اما تعداد این زنان شاید بسیار اندک و ناچیز باشد. پس باید برای ریشهها نیز فکر کرد نه فقط میوههایی که امروز ثمر دادهاند و آمادهاند.
نویسنده: سهیلا عرفانی استاد دانشکده ژورنالیزم دانشگاه هرات



