دختران پس از ممنوعیت آموزشی چگونه به فنآوری پناه بردهاند؟
حدیث حبیبیار
امروز، ۱۷ می، برابر با روز جهانی «مخابرات و جامعهی اطلاعاتی» است. این روز در حالی فرارسیده که در افغانستان پس از بستهشدن دروازههای مکتبها و دانشگاهها، اینترنت برای دختران تنها روزنهی ادامهی آموزش، ارتباط با همصنفیها و حفظ امید تبدیل شده؛ جایی که فضای مجازی در دل محدودیتهای شدید خانوادگی و اجتماعی، هم نقش جایگزین صنف را گرفته و هم به تنها پل باقیمانده به سوی آموزش و زندگی جمعی تبدیل شده است.
ژیلا، ۱۵ساله به دلیل محدودیتهای طالبان، تنها تا صنف نهم مکتب درس خوانده است. او پس از این محرومیت تلاش کرده تا از طریق صنفهای آنلاین، کتابهای مکتب و زبان انگلیسی را بیاموزد. او در اتاق کوچکی در هرات، شبها پس از پایان کارهای خانه و زمانی که فضای خانه آرامتر میشود، لپتاپ پدرش را روشن میکند و با اینترنت ضعیف خانه وارد صنفهای آنلاین میشود. ژیلا میگوید که بهدلیل محدودیتهای خانوادگی تنها سه ساعت در شب اجازه دارد از لپتاپ استفاده کند و در همین زمان محدود باید درسهای مکتب را بخواند، تمرینهای صنف را انجام دهد و هم زبان انگلیسی یاد بگیرد. «بعضی شبها آنقدر عجله میکنم که نمیفهمم استاد چی گفت. فقط میترسم وقت خلاص شود و لپتاپ را ازم بگیرند».
در خانوادهی ژیلا، داشتن تلفن شخصی برای دختر «ضروری» دانسته نمیشود. او میگوید چهار برادرش، از کوچک تا بزرگ، هر کدام تلفن همراه ویژهی خودشان را دارند، آزادانه از اینترنت استفاده میکنند و حتا ساعتها در شبکههای اجتماعی سرگرم میشوند؛ اما خودش اجازه ندارد موبایل شخصی داشته باشد یا بدون نظارت خانواده از اینترنت استفاده کند. «وقتی میگویم برای درس موبایل میخواهم، میگویند دختر ضرورت ندارد. مردم برایت گپ درست میکنند و همین که آنلاین درس بخوانی و در خانه باشی کافی است».
به گفتهی ژیلا، محدودیتها تنها به نداشتن موبایل خلاصه نمیشود. او میگوید هر بار برای اشتراک در صنف آنلاین باید منتظر بماند تا پدرش از کار برگردد و لپتاپش را برای چند ساعت در اختیار او بگذارد. گاهی هم یکی از برادرانش میخواهد از اینترنت لپتاپ استفاده کند و صنف او نیمهکاره میماند. «چند بار امتحان آنلاین داشتم، اما برادرم گفت کار دارد و اینترنت را خاموش کردند. خیلی گریه کردم، چون تمام هفته منتظر همان امتحان بودم».
سرنوشت ژیلا تنها روایت یک دختر محروم از آموزش نیست؛ بلکه نمونهای از شکاف دیجیتالی در افغانستان است؛ جایی که دسترسی به اینترنت و ابزارهای دیجیتال نیز همچنان برای بسیاری از دختران محدود و کنترلشده باقی مانده است.
ژیلا میگوید برخلاف برادرانش اجازه ندارد آزادانه بیرون برود، در مرکزهای آموزشی حضوری ثبتنام کند یا حتا ساعتهای زیادی را صرف درسخواندن کند. او بیشتر روز را در آشپزخانه یا انجام کارهای خانه میگذراند و شب، خسته و بیانرژی، پشت لپتاپ مینشیند تا از درسهایش عقب نماند. میگوید: «بعضی وقتها حس میکنم فقط چون دختر هستم، باید همیشه کمتر از دیگران حق داشته باشم. برادرهایم اگر بخواهند، هر چیزی برایشان آماده است؛ اما من برای سه ساعت درسخواندن باید کلی منتظر بمانم».
پس از بستهشدن مکتبها، ژیلا برای مدتی کتابهایش را کنار گذاشته بود. او میگوید روزهای زیادی را در ناامیدی سپری کرده و فکر میکرد دیگر هرگز فرصت درسخواندن نخواهد داشت؛ اما آشنایی با صنفهای آنلاین باعث شده دوباره به آینده امیدوار شود. «وقتی آموزگار آنلاین برای ما درس میدهد، حس میکنم هنوز دانشآموز مکتب هستم. حس میکنم زندگی کاملاً تمام نشده و اگر بخواهم میتوانم از محدودیتها عبور کنم».
با این حال، آموزش آنلاین برای او ساده نیست. اینترنت خانه ضعیف است و بسیاری شبها تصویر و صدای صنف قطع میشود. گاهی برق میرود و او تا ساعتها منتظر بازگشت برق میماند. بعضی شبها هم به دلیل مهمانی یا شلوغی خانه، اصلاً نمیتواند وارد صنف شود.
او میگوید بیشتر همصنفیهای آنلاینش موبایل یا کمپیوتر شخصی دارند، اما خودش مجبور است تمام فایلها و درسها را در مدت کوتاه دانلود کند تا بعداً بدون اینترنت مرورشان کند. «همیشه عجله دارم. آموزگار ما میگوید تمرینهای خوده در آخر صنف بفرستید، اما من گاهی وقتم تمام میشود و همه فکر میکنند اصلا تمرینی انجام ندادهام. شرایط برایم بسیار سخت است و این سه ساعت خیلی زود میگذرد».
ژیلا اکنون مضمونهای مکتب، زبان انگلیسی و برخی مهارتهای ابتدایی کمپیوتر را بهصورت آنلاین دنبال میکند. او میگوید یادگیری زبان انگلیسی برایش مهم است، چون احساس میکند شاید روزی بتواند از راه اینترنت کار کند یا تحصیلش را ادامه دهد.
به گفتهی او، تکنالوژی برای دختران افغانستانی دیگر تنها وسیلهی سرگرمی یا ارتباط نیست، بلکه راهی برای زندهنگهداشتن آرزوهاییست که از آنان گرفته شده است.
«اگر همین اینترنت هم نباشد، دیگر هیچ چیزی برای ما دختران باقی نمیماند. همین هم که در تلاش نابودیاش هستند و میترسم که دیر یا زود اینترنت نیز ممنوع شود و یکبار دیگر در سیاهچال محدودیت آموزشی بیافتیم».
ژیلا میگوید هنوز آرزو دارد روزی دوباره به مکتب برگردد و بدون ترس و محدودیت درس بخواند. او هر شب پیش از خاموشکردن لپتاپ، کتابهایش را مرتب میکند و امیدوار است روزی مجبور نباشد پنهانی و با زمان محدود آموزش ببیند. «من فقط میخواهم مثل برادرهایم حق درسخواندن و یادگرفتن داشته باشم؛ نه چیز دیگری».
بازگشت به جمعهای دوستانه

در حالی که برای دخترانی مانند ژیلا، اینترنت آخرین راه ادامهی آموزش است، برای شماری دیگر از دختران در افغانستان، فضای آنلاین به تنها مسیر حفظ آموزش و ارتباط با همصنفیها تبدیل شده؛ جایی که بخشی از زندگی روزمرهشان در پشت صفحهی موبایل و کمپیوتر جریان دارد.
سمیه، ۱۷ساله که پیش از بستهشدن مکتبها در صنف یازدهم درس میخواند، اکنون از طریق یک مرکز آموزشی آنلاین روزانه حدود سه تا چهار ساعت در صنفهای مجازی اشتراک میکند. او میگوید این صنفها برایش مانند مکتب واقعیست؛ با این تفاوت که همهچیز در یک صفحهی کوچک خلاصه شده است.
به گفتهی سمیه، برنامهی روزانهاش معمولاً از قبل تنظیم است؛ ساعت مشخصی وارد صنف میشود، درسها را دنبال میکند و در پایان تمرینها را از طریق اینترنت برای آموزگاران ارسال میکند. او میگوید گاهی به دلیل ضعیفبودن اینترنت یا شلوغی خانه، تمرکز در درسها دشوار میشود.
او میافزاید که با شماری از همصنفیهایش در گروههای واتساپ در ارتباط است؛ گروههایی که در آن دربارهی درسها، کارخانگی و زمانبندی صنفها صحبت میکنند. «ما یک گروه داریم، هر وقت استاد چیزی بفرستد یا صنف تغییر کند، همانجا خبر میشویم. اگر کسی درس را نفهمد، همانجا از هم میپرسیم».
سمیه میگوید که این ارتباط مجازی باعث شده احساس کند هنوز بخشی از یک جمع است، هرچند دور از هم. او میافزاید که گاهی پس از ختم درس، دختران در همان گروهها باقی میمانند و دربارهی زندگی روزمره و آرزوهایشان گفتوگو میکنند. «بعضی وقتها بعد از صنف، در واتساپ با هم گپ میزنیم. از درس نمیگوییم، از زندگی خود میگوییم. همین باعث میشود حس کنیم هنوز همدیگر را داریم».
او میگوید در روز حدود چهار تا پنج ساعت در صنفهای آنلاین اشتراک دارد، اما این زمان همیشه ثابت نیست؛ گاهی به دلیل مشکلات اینترنت یا محدودیتهای خانه، بخشی از درسها را از دست میدهد و مجبور میشود بعداً از همصنفیهایش کمک بگیرد.
سمیه تأکید میکند که این شیوهی آموزش هرچند جای مکتب واقعی را نمیگیرد، اما برای او تنها راه ادامهی یادگیری است. «اگر این صنفهای آنلاین نباشد، ما کاملاً از درس دور میشویم. زمانی که از درس دور شویم انگار تمام آرزوهای ما به خاک یکسان میشود. در شرایط فعلی استفاده از تکنالوژی و اطلاعات مانند یک گنجینهی باارزش برای ما دختران در افغانستان است».
او اکنون از دسترسی به این نوع آموزشها ابراز خرسندی میکند و میگوید که اینترنت برایش فقط یک وسیلهی ارتباطی نیست، بلکه بخشی از زندگی روزانه و آیندهی آموزشیاش شده است.
در جستوجوی راهی برای دوامآوردن

در کنار دختران مکتب، شماری از دانشجویان نیز پس از بستهشدن دانشگاهها به آموزش آنلاین روی آوردهاند؛ هرچند به گفتهی آنان، این شیوه هرگز جای آموزش رسمی را نمیگیرد و بیشتر بهعنوان یک راه موقت برای ادامهی یادگیری و جلوگیری از توقف کامل تحصیل استفاده میشود.
حنیفه، دانشجوی یکی از دانشگاههای کابل بوده است. او میگوید که پس از بستهشدن دروازههای دانشگاه، آموزش آنلاین را بهعنوان یک گزینهی موقت انتخاب کرده تا از ممنوعیت آموزشی جلوگیری کند. او میافزاید: «دانشگاه بسته شده و نمیتوانم درس بخوانم، تلاش کردهام تا درسهای آنلاین را جایگزین کنم. البته این تنها یک گزینه است که بیکار نباشم و چیزی هم یاد گرفته باشم».
به گفتهی او، آموزش آنلاین هرگز نمیتواند جای دانشگاه را بگیرد. او میگوید که دانشگاه نه تنها یک مکان آموزشی، بلکه یک هویت علمی و اجتماعی است. «دانشگاه اعتبار و نام دارد. با آن میتوانیم خود را یک فرد تحصیلکرده حساب کنیم و در بخشهای تخصصی کار کنیم».
حنیفه با انتقاد از وضعیت زنان در افغانستان میگوید آموزش برای بسیاری از دختران، بیشتر جنبهی «حفظ وضعیت روحی» دارد تا رسیدن به آیندهی حرفهای. «در افغانستان که زنان هیچ حقی بهعنوان یک انسان ندارند، یادگیری فقط برای خود ما خوب است؛ شاید هم برای روزی که همهچیز تغییر کند و دوباره زنان اجازه داشته باشند تا بیاموزند و آزادانه کار کنند».
او میافزاید: «در غیر آن، آموزش آنلاین فعلاً فقط راهی است برای دوری از دیوانهشدن، و سپریکردن وقت به شکل مفید؛ یا شاید برای اینکه روزی بتوانیم تدریس کنیم، انجنیر شویم، داکتر شویم یا حتا سیاستمدار».
حنیفه میگوید که محدودیتهای جدی فنی و اقتصادی روند آموزش آنلاین را دشوار کرده است. «گاهی برق نیست، گوشی ما چارج ندارد. کمپیوتر دارم، اما وقتی برق نباشد یا چارج خلاص شود، عملاً هیچ کاری نمیشود کرد».
او میافزاید که استفاده از کمپیوتر در افغانستان برای بسیاری از دانشجویان آسان نیست، چون هزینهی اینترنت و تجهیزات بالا است و همه توان دسترسی ندارند. به گفتهی او، درسخواندن با موبایل نیز کارآمد نیست و کیفیت یادگیری را پایین میآورد.
حنیفه یکی دیگر از چالشها را نبود فضای مناسب در خانه میداند. «در صنف دانشگاه، محیط آموزشی آماده است، اما در خانه این شرایط نیست. همیشه صدای کارهای خانه یا شلوغی مزاحم درس میشود».
او همچنان به ضعف اینترنت اشاره میکند و میگوید قطع و وصلشدن مداوم، شنیدهنشدن صدای آموزگار و بیرونشدن اجباری از صنف، روند آموزش را مختل میکند.
حنیفه میگوید که اینترنت در اصل ابزار مهمی است، اما تنها در صورتی مؤثر است که زیرساخت آن فراهم باشد. «در افغانستان این زیرساختها وجود ندارد و همین باعث میشود آموزش آنلاین کامل و مؤثر نباشد».
او در ادامه با اشاره به روز جهانی «مخابرات و جامعهی اطلاعاتی» میگوید که انتظار زیادی از مسوولان ندارد. «ما مسوولانی نداریم که از آنها خواستهای داشته باشیم. در وضعیت فعلی، زنان از بسیاری حقوق ابتدایی محروماند».
صنفهای آنلاین؛ امیدی برای بازگشت
در همین حال یک آموزگار آنلاین به مناسبت روز جهانی مخابرات و جامعهی اطلاعاتی در صحبت با خبرگزاری بانوان افغانستان میگوید که دسترسی دختران به آموزش دیجیتال همچنان با چالشهای جدی روبهرو است و بسیاری از آنان با حداقل امکانات تلاش میکنند از صنفهای آنلاین عقب نمانند.
او میگوید که بیشتر کامپیوتر و کدنویسی آموزش میدهد و بخش بزرگی از دانشآموزانش به اینترنت پایدار، کمپیوتر شخصی یا حتا موبایل اختصاصی دسترسی ندارند و همین موضوع روند آموزش را برای آنان دشوار ساخته است. «بعضی دخترها با یک موبایل مشترک درس میخوانند، بعضیها فقط چند ساعت در شب اجازه دارند از اینترنت استفاده کنند. با این شرایط، ادامه دادن آموزش واقعاً سخت است».
به گفتهی او، مشکلات اقتصادی، محدودیتهای خانوادگی و نبود دسترسی برابر به فناوری، از مهمترین موانع در برابر آموزش آنلاین دختران است. او تأکید میکند که در بسیاری موارد، دختران باید میان کارهای خانه و صنف آنلاین یکی را انتخاب کنند و همین باعث میشود بخشی از درسها را از دست بدهند.
این آموزگار میگوید با وجود همهی این چالشها، علاقه و تلاش دختران برای یادگیری قابل توجه است. «شاگردانی داریم که با وجود اینترنت ضعیف و خاموشی برق، باز هم خودشان را به صنف میرسانند. انگیزهشان واقعاً قابل احترام است».
او در ادامه با اشاره به این روز جهانی میگوید که این روز باید یادآور دسترسی برابر همهی افراد به فناوری و اطلاعات باشد، اما در افغانستان هنوز این هدف برای بسیاری از دختران اتفاق نیفتاده است. «جامعهی اطلاعاتی یعنی همه بتوانند به آموزش و فناوری دسترسی داشته باشند، اما امروز در افغانستان دختران هنوز از ابتداییترین امکانات محروماند. اینترنت برای بسیاری از آنان نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت و در عین حال یک محدودیت است».
این آموزگار میگوید اگر قرار باشد آیندهی دیجیتال در افغانستان شکل بگیرد، باید دسترسی دختران به آموزش آنلاین، اینترنت پایدار و ابزارهای تکنالوژی بهگونهی جدی حمایت شود.
او از نهادهای مسوول میخواهد که زمینهی آموزش را برای دختران فراهم کنند و محدودیتهای موجود در برابر دسترسی آنان به اینترنت و آموزش آنلاین را کاهش دهند. «خواست ما ساده است؛ دختران هم مثل پسران حق دارند یاد بگیرند، به تکنالوژی دسترسی داشته باشند و برای آیندهشان آماده شوند. اگر این فرصت داده شود، ظرفیتهای زیادی در جامعه زنده میشود».
روز جهانی مخابرات و جامعهی اطلاعاتی هر سال به هدف یادآوری اهمیت دسترسی برابر به اطلاعات، تکنالوژی و ارتباطات دیجیتال در جهان گرامی داشته میشود. این روز بر نقش فناوری در آموزش، توسعه و کاهش شکاف دیجیتالی تأکید دارد؛ اما همزمان یادآور این واقعیت است که میلیونها نفر در جهان هنوز از دسترسی برابر به اینترنت و ابزارهای اطلاعاتی محروماند. در چنین روزی، وضعیت کشورهایی که با محدودیتهای ساختاری و جنسیتی روبهرو هستند، برجستهتر میشود و بحث عدالت دیجیتال بیش از هر زمان دیگری اهمیت پیدا میکند.
در افغانستان تحت حاکمیت طالبان، دسترسی دختران به آموزش رسمی پس از بستهشدن مکتبهای بالاتر از صنف ششم و توقف دانشگاهها بهشدت محدود شده است. در چنین شرایطی، آموزش آنلاین برای بسیاری از دختران به تنها راه ادامهی یادگیری تبدیل شده، اما این مسیر نیز با چالشهای جدی مانند محدودیتهای خانوادگی، ضعف اینترنت، نبود تجهیزات، مشکلات اقتصادی و نبود زیرساخت مناسب روبهرو است. این وضعیت باعث شده شکاف آموزشی و دیجیتالی میان دختران و پسران عمیقتر شود و آیندهی آموزشی بسیاری از دختران در حالت تعلیق قرار گیرد.



