چندهمسری مردان در افغانستان؛ روایت زنان از فقر، خشونت و تبعیض

گزارش‌گر: مهتاب | ویراستار: آی‌نور سعیدپور

شماری از زنان در بدخشان، می‌گویند که پس از ازدواج دوم همسران‌شان، با کاهش حمایت مالی، فشارهای روانی، افزایش اختلاف‌های خانوادگی و نگرانی درباره‌ی آینده خود و فرزندان‌شان روبه‌رو شده‌اند. آنان می‌گویند در مواردی که توانایی اقتصادی و رعایت عدالت میان خانواده‌ها وجود نداشته باشد، پیامدهای این تصمیم بیش‌تر متوجه زنانی می‌شود که امکان دفاع از حقوق خود را کم‌تر دارند.

در بدخشان، شماری از زنان می‌گویند که پس از ورود همسر دوم به زندگی خانوادگی‌شان، نه تنها روابط عاطفی میان اعضای خانواده تغییر کرده، بلکه مشکل‌های اقتصادی و فشارهای روانی نیز افزایش یافته است. آنان از احساس ناامنی، ترس از رهاشدگی، کاهش اعتمادبه‌نفس و نگرانی درباره‌ی آینده‌ی فرزندان‌شان ابراز نگرانی می‌کنند.

بی‌بی‌نسا، باشنده‌ی بدخشان، می‌گوید پیش از ازدواج دوم همسرش، زندگی خانوادگی آنان با وجود چالش‌های اقتصادی، ثبات بیش‌تری داشت. به گفته‌ی او، تصمیم همسرش برای تشکیل خانواده دوم، تغییر بزرگی در زندگی او و فرزندانش ایجاد کرد.

او در گفت‌وگو با خبرگزاری بانوان افغانستان، می‌گوید: «وقتی فهمیدم شوهرم تصمیم گرفته دوباره ازدواج کند، احساس کردم همه چیز در زندگی‌ام تغییر کرده است. بعد از آن، توجه و محبت او نسبت به من کم‌تر شد و بیش‌تر مسوولیت خانه و فرزندان بر دوش من افتاد.»

بی‌بی‌نسا می‌افزاید که پس از ازدواج دوم همسرش، درآمد خانواده میان دو خانه تقسیم شد و تأمین نیازهای روزمره دشوارتر شد. «پیش از آن، اگرچه مشکلات اقتصادی داشتیم، اما احساس می‌کردم خانواده‌ام یک مسیر مشترک دارد. بعد از ازدواج دوم، نگرانی من بیش‌تر شد؛ چون نمی‌دانستم آیا نیازهای فرزندانم مانند گذشته تامین خواهد شد یا نه.»

به گفته‌ی او، مشکل تنها به مسائل مالی محدود نمانده است، بلکه احساس تنهایی و بی‌ارزشی نیز بخشی از تجربه او پس از این تغییر بوده است. «مدت‌ها دچار غم و اضطراب بودم. گاهی احساس می‌کردم جایگاه من در خانواده تغییر کرده است. فرزندانم نیز متوجه تغییر رفتار پدرشان شده‌اند و این موضوع روی روحیه آنان تأثیر گذاشته است.»

او می‌گوید اگر فرصت بازگشت به گذشته را می‌داشت، تلاش می‌کرد پیش از ازدواج دوم همسرش، درباره پیامدهای آن بیش‌تر گفت‌وگو شود. بی‌بی‌نسا، بر این باور است که تصمیم شوهرش برای همسر دوم‌گرفتن بیش از هر زمان دیگر او فرزندانش را از نگاه عاطفی، روانی و اقتصادی متاثر کرده است.

فشار اقتصادی

در حالی بیش‌تر شهروندان افغانستان با ناداری روبه‌رو اند، همسر دوم‌گرفتن این فشار را بیش از پیش افزایش می‌دهد. شماری از زنان نیز، می‌گویند که پس از چندهمسری‌شدن شوهران‌شان چالش‌های اقتصادی‌شان افزایش یافته و آنان در وضعیت بدی قرار دارند.

فاطمه، یکی دیگر از باشندگان بدخشان که همسرش ازدواج دوم کرده است، می‌گوید پس از این تصمیم، وضعیت اقتصادی خانواده‌اش دشوارتر شده است. «درآمد همسرم بین دو خانواده تقسیم شد و از آن زمان برای تأمین نیازهای اساسی خود و فرزندانم با چالش‌های بیش‌تری روبه‌رو هستم.»

به باور او، کاهش توانایی مالی خانواده باعث شده است که بسیاری از برنامه‌های آینده‌ی فرزندانش با نگرانی هم‌راه شود. اما فاطمه می‌گوید چالش‌های اقتصادی تنها بخشی از فشارهایی است که تجربه کرده است. «بعد از این اتفاق، اضطراب زیادی داشتم. اختلاف‌های خانوادگی بیش‌تر شد و گاهی این تنش‌ها به خشونت کلامی و رفتارهای آزاردهنده نیز می‌رسید.»

او، می‌گوید یکی از بزرگ‌ترین نگرانی‌هایش، آینده خود و فرزندانش است. «همیشه این ترس را دارم که اگر شرایط بدتر شود، چه اتفاقی برای من و کودکانم خواهد افتاد. بسیاری از زنان به دلیل وابستگی اقتصادی، انتخاب‌های محدودی دارند.»

افزایش تنش‌های خانوادگی

در همین حال شماری از زنان دیگر نیز، می‌گویند که پس از ازدواج همسرشان تنش‌های خانوادگی افزایش یافته و حتا به خشونت کشیده است. زنانی که از پیش نیز، با خشونت‌هایی روبه‌رو اند پس از این روند مجبور اند که فشارهای بیش‌تری را تجربه کنند.

زهره، یکی دیگر از زنان در بدخشان، می‌گوید که پس از ازدواج دوم همسرش، اختلاف‌ها در خانواده افزایش یافت. به گفته‌ی او، اکنون تنش‌های لفظی به خشونت رسیده و او همواره از سوی شوهرش مورد توهین و تحقیر قرار می‌گیرد.

او در گفت‌وگوی با خبرگزاری بانوان افغانستان، می‌افزاید: «هر بار که درباره حق و حقوقم صحبت می‌کردم، بحث و درگیری آغاز می‌شد. گاهی با توهین روبه‌رو می‌شدم و گاهی رفتارهایی می‌دیدم که برایم بسیار دشوار بود.»

به گفته‌ی او، بسیاری از زنان در چنین شرایطی به دلیل فشارهای اجتماعی یا نگرانی از آینده، مشکل‌های خود را پنهان می‌کنند. زهره، می‌افزاید که به دلیل ترس از رهاشدگی یا قطع کامل حمایت‌های مالی، مجبور اند که هر وضعیتی را تحمل کنند. او می‌گوید که بزرگ‌ترین آرزویش این است که فرزندانش در آینده مجبور نباشند تجربه‌ای مشابه داشته باشند.

در همین حال، مسعوده، روان‌شناس و مشاور خانواده در بدخشان، می‌گوید زنانی که بدون آمادگی یا رضایت با ازدواج دوم همسرشان مواجه می‌شوند، ممکن است با مشکل‌های جدی روانی روبه‌رو شوند. «احساس ناامنی، اضطراب، افسردگی، تنهایی و کاهش اعتمادبه‌نفس از جمله مشکل‌هایی است که در شماری از این زنان دیده می‌شود.»

به گفته‌ی او، تغییر ناگهانی در ساختار خانواده می‌تواند بر کودکان نیز اثر بگذارد. «کودکان ممکن است احساس کنند توجه پدر نسبت به آنان کاهش یافته است. این موضوع در برخی موارد می‌تواند باعث اضطراب، کاهش تمرکز در درس و مشکلات رفتاری شود.»

این روان‌شناس تاکید می‌کند که گفت‌وگو میان اعضای خانواده، مراجعه به مشاور و توجه به سلامت روان زنان و کودکان می‌تواند در کاهش آسیب‌ها مؤثر باشد.

در کنار تجربه‌های زنان، برخی عالمان دینی نیز، تاکید می‌کنند که چندهمسری در نگاه اسلامی بدون محدودیت و مسئولیت نیست.

یکی از علمای دینی در بدخشان می‌گوید: «اسلام چندهمسری را بدون شرط نپذیرفته است. رعایت عدالت در نفقه، مسکن، تقسیم وقت و سایر حقوق همسران از شرایط اساسی آن است.»

به گفته او، مشکل زمانی ایجاد می‌شود که مسوولیت‌های اخلاقی و مالی هم‌راه با این موضوع نادیده گرفته شود.

ثریا، فعال حقوق زن در بدخشان، می‌گوید بسیاری از زنانی که پس از ازدواج دوم همسرانشان با مشکل روبه‌رو می‌شوند، با مجموعه‌ای از فشارهای اقتصادی و روانی مواجه‌اند. «در بسیاری از پرونده‌هایی که ما با آن روبه‌رو می‌شویم، زنان از فقر، احساس تبعیض، اضطراب، افسردگی و کاهش اعتمادبه‌نفس شکایت دارند.»

به گفته‌ی او، وابستگی اقتصادی یکی از مهم‌ترین عواملی است که باعث می‌شود زنان نتوانند برای دفاع از حقوق خود اقدام کنند. «زنی که منبع درآمد مستقل ندارد، ممکن است حتا در شرایط دشوار نیز نتواند تصمیمی برای تغییر وضعیت خود بگیرد.»

او تاکید می‌کند که حمایت روانی، آگاهی حقوقی و ایجاد فرصت‌های اقتصادی برای زنان می‌تواند بخشی از این مشکلات را کاهش دهد.

سهر، جامعه‌شناس در بدخشان، معتقد است چندهمسری تنها یک مساله میان زن و شوهر نیست، بلکه می‌تواند پیامدهای گسترده‌تری در سطح خانواده و جامعه داشته باشد. «وقتی منابع مالی و عاطفی میان چند خانواده تقسیم می‌شود، در صورتی که مدیریت درست وجود نداشته باشد، احتمال شکل‌گیری احساس تبعیض، اختلاف و کاهش امنیت عاطفی افزایش پیدا می‌کند.»

به باور او، عامل‌های اقتصادی، باورهای سنتی و برداشت‌های متفاوت از نقش زن و مرد، در چگونگی تجربه خانواده‌ها از چندهمسری نقش دارند.

یک حقوقدان در بدخشان می‌گوید در قانون‌های مدنی پیشین افغانستان، برای چندهمسری شرایطی مانند توانایی مالی و رعایت عدالت در نظر گرفته شده بود. «زنان دارای حقوقی مانند نفقه، مسکن و رفتار عادلانه هستند؛ اما در عمل، بسیاری از زنان به دلیل فشارهای اجتماعی، وابستگی اقتصادی و آگاهی محدود از حقوق خود، برای پیگیری این حقوق با دشواری روبه‌رو می‌شوند.»

به گفته او، وجود قانون به تنهایی کافی نیست و آگاهی مردم از حقوق و مسئولیت‌های خانوادگی نیز اهمیت دارد.

چندهمسری در افغانستان همواره یکی از موضوع‌های بحث‌برانگیز اجتماعی بوده است؛ موضوعی که از یک‌سو در چارچوب برخی برداشت‌های دینی و قانون‌های افغانستان تحت شرایط مشخص پذیرفته شده، اما در سوی دیگر، تجربه‌ی بسیاری از زنان نشان می‌دهد که اجرای آن در زندگی واقعی خانواده‌ها با چالش‌های جدی هم‌راه است.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا