از مشارکت تا حذف؛ غیبت زنان در تصمیم‌گیری چه تاثیری بر آینده‌ی افغانستان دارد؟

آی‌نور سعیدپور

زنان در افغانستان که در دو دهه‌ی گذشته در پارلمان، شوراهای ولایتی، انتخابات و دیگر عرصه‌های عمومی و سیاسی حضور پررنگ‌تری یافته بودند، پس از تغییر نظام سیاسی در ۲۰۲۱ از ساختارهای رسمی تصمیم‌گیری کنار گذاشته شده‌اند؛ تغییری که هم‌زمان با محدودیت‌های گسترده بر آموزش، کار و حضور اجتماعی زنان، نگرانی‌ها درباره‌ی نقش آنان در آینده‌ی افغانستان را افزایش داده است.

فعالان حقوق زنان، می‌گویند که افغانستان نمی‌تواند آینده خود را بدون مشارکت نیمی از جمعیتش بسازد؛ آنان با اشاره به حضور زنان در نهادهای انتخابی و عرصه‌های عمومی در دو دهه گذشته، تاکید دارند که محدودشدن این حضور پس از بازگشت طالبان، تنها به معنای ازدست‌رفتن فرصت‌های سیاسی زنان نیست، بلکه می‌تواند بر آینده‌ی اجتماعی و اقتصادی کشور نیز اثر بگذارد.

دموکراسی تنها به برگزاری انتخابات و تشکیل نهادهای انتخابی محدود نمی‌شود؛ مشارکت شهروندان در تصمیم‌گیری و برخورداری برابر از حقوق سیاسی و اجتماعی نیز بخشی از آن است. در افغانستان، زنان در دو دهه پس از ۲۰۰۱، با وجود موانع امنیتی، اجتماعی و فرهنگی، به‌تدریج وارد عرصه‌هایی شدند که پیش از آن حضورشان بسیار محدود بود؛ از پارلمان و شوراهای ولایتی گرفته تا اداره‌های دولتی، جامعه مدنی، رسانه‌ها و فعالیت‌های سیاسی.

قانون اساسی ۲۰۰۴ نیز برای حضور زنان در مجلس نمایندگان سهمیه‌ای دست‌کم ۲۷درصدی در نظر گرفته بود. این چارچوب حقوقی در سال‌های بعد زمینه‌ای برای حضور گسترده‌تر زنان در نهادهای انتخابی فراهم کرد. در انتخابات پارلمانی ۲۰۱۸، بیش از ۴۰۰ زن برای ورود به مجلس نامزد شدند و بیش از سه میلیون زن برای رأی‌دهی ثبت‌نام کرده بودند. بر اساس گزارش سازمان ملل، تا ۲۰۲۱ زنان ۶۹ کرسی از ۲۴۹ کرسی مجلس نمایندگان را در اختیار داشتند. زنان هم‌چنان در روندهای سیاسی و اجتماعی، از جمله گفت‌وگوها و تلاش‌های مربوط به صلح، حضور داشتند.

با این حال، این روند پس از تغییر نظام سیاسی در آگست ۲۰۲۱ متوقف و معکوس شد. پارلمان منحل شد و ساختار سیاسی جدید بدون نمایندگی رسمی زنان شکل گرفت. گزارش‌های سازمان ملل، نشان می‌دهد که زنان در ساختار سیاسی کنونی از تصمیم‌گیری رسمی کنار گذاشته شده‌ و هیچ سازوکار نهادمندی برای مشارکت آنان در تصمیم‌هایی که بر زندگی‌شان اثر می‌گذارد وجود ندارد.

طاهره ناصری، مدافع حقوق زنان و بنیان‌گذار جنبش زنان به‌سوی آزادی، می‌گوید که مفهوم دموکراسی زمانی معنا پیدا می‌کند که همه‌ی شهروندان، بدون توجه به جنسیت، قومیت، مذهب و باورهای‌شان، از حقوق شهروندی برخوردار باشند. «شهروندان باید از حقوق انسانی برخوردار باشند، نه این‌که چون زن است، دست‌کم گرفته شود و حق زندگی انسانی نداشته باشد.»

به باور ناصری، حقوق زنان در بحث دموکراسی جایگاه ویژه‌ای دارد؛ زیرا زنان در افغانستان همواره از گروه‌های آسیب‌پذیر جامعه بوده‌ و محرومیت آنان از حقوق شهروندی، مشارکت اجتماعی و سیاسی، مفهوم جامعه فراگیر را زیر سوال می‌برد. او می‌گوید زنان در افغانستان در شرایط کنونی از آموزش، کار، حضور اجتماعی، تصمیم‌گیری و مشارکت سیاسی حذف شده‌ و حتا امکان دادخواهی درباره‌ی بسیاری از محدودیت‌ها و آسیب‌های متوجه آنان نیز از بین رفته است.

این وضعیت در حالی شکل گرفته که در دو دهه گذشته، زنان نه تنها در انتخابات به‌عنوان رأی‌دهنده و نامزد حضور داشتند، بلکه در پارلمان، شوراهای محلی، اداره‌های دولتی، جامعه مدنی و دیگر بخش‌های عمومی نیز نقش گرفتند. هرچند حضور آنان همواره با چالش‌هایی مانند ناامنی، تهدید، موانع اجتماعی و محدودیت‌های اقتصادی هم‌راه بود، اما چارچوب قانونی و نهادی برای حضور سیاسی آنان وجود داشت. سازمان ملل در سال‌های پیش از ۲۰۲۱ نیز بر اهمیت مشارکت کامل زنان در روندهای انتخاباتی و سیاسی افغانستان تاکید کرده بود.

ناصری اما می‌گوید آن‌چه امروز بر زنان در افغانستان می‌گذرد، صرفاً حذف آنان از یک نهاد یا یک بخش مشخص نیست؛ بلکه به باور او، محدودیت‌ها حوزه‌های مختلف زندگی زنان را دربر گرفته است. او می‌افزاید که حذف زنان از تصمیم‌گیری، به معنای حذف صدای نیمی از جامعه است. «زنان نیمی از جامعه است و در صورت حذف از تصمیم‌گیری، پیامدهای زیان‌بار بر کشور دارد. حذف صدای زنان به این معنا است که نیمی از جامعه هیچ‌گاه در نظر گرفته نمی‌شود.»

این نگرانی در گزارش‌های سازمان ملل نیز بازتاب یافته است. بر اساس ارزیابی سازمان ملل متحد، پس از ۲۰۲۱ ساختارهای حقوقی و نهادی مرتبط با برابری جنسیتی و مشارکت زنان در افغانستان به‌طور گسترده برچیده شده و زنان از حضور رسمی در سطوح تصمیم‌گیری سیاسی کنار گذاشته شده‌اند.

حلیمه پژواک، فعال حقوق بشر، مشارکت زنان را مساله‌ای مربوط به یک گروه اجتماعی نمی‌داند، بلکه آن را بخشی از مساله آینده افغانستان عنوان می‌کند. «افغانستان متعلق به همه شهروندان است و زنان نیمی از جامعه است. هیچ تصمیمی بدون مشارکت زنان نمی‌تواند عادلانه، مشروع و پایدار باشد.»

به گفته‌ی پژواک، زنان باید در تصمیم‌گیری‌های اقتصادی، سیاسی، امنیتی، فرهنگی و اجتماعی کشور سهم داشته باشند. او به این باور است جامعه‌ای که زنان را از تصمیم‌گیری درباره‌ی آینده کشور کنار بگذارد، از ظرفیت بخش بزرگی از جمعیت خود استفاده نکرده است.

مشارکت زنان در سطح سیاسی و تصمیم‌گیری پس از ۲۰۲۱ دچار گسست شد. سازمان ملل متحد نیز، می‌گوید زنان اکنون در ساختار سیاسی رسمی جایگاهی ندارند و در سطح کابینه و سطوح بالاتر تصمیم‌گیری سیاسی نماینده‌ای ندارند. در گزارش ۲۰۲۵ سازمان ملل نیز آمده که کابینه‌ی طالبان هم‌چنان کاملاً مردانه است و سازوکار نهادی برای مشارکت زنان در تصمیم‌گیری‌های مربوط به زندگی آنان وجود ندارد.

فاطمه، یک دانش‌جو، می‌گوید که که یکی از مهم‌ترین مسایل این است که زنان بتوانند درباره‌ی آینده خودشان با صدای خود صحبت کنند. «زنان افغانستانی سال‌ها است که شنیده می‌شود، ولی نه از زبان خودشان، بلکه از زبان دیگران.»

به گفته‌ی او، زنان باید فرصت اظهار وجود داشته باشند و نقش آنان در جامعه نباید صرفاً چیزی باشد که دیگران برای‌شان تعیین می‌کنند. او آموزش، کار و مشارکت را از نیازهای اساسی زنان و دختران در افغانستان می‌داند و تاکید می‌کند که زنان باید بتوانند درباره آینده خود و نسلی که پس از آنان می‌آید، نظر بدهند.

فاطمه وضعیت کنونی افغانستان را به جاده‌ای تشبیه می‌کند که مه آن را فرا گرفته و مسیر آینده در آن روشن نیست؛ با این حال، می‌گوید امید داشتن نیز می‌تواند نوعی مقاومت باشد. «افغانستان برای ساختن آینده خود نمی‌تواند به نیمی از مردمش پشت کند که زنان و دختران است.»

اما جامعه‌ای که نیمی از جمعیت آن امکان مشارکت کامل در تصمیم‌گیری‌های عمومی را نداشته باشد، چگونه می‌تواند از ظرفیت تمام شهروندان خود برای بازسازی و توسعه استفاده کند؟

طاهره ناصری به این باور است که محرومیت زنان تنها بر زندگی خود آنان اثر نمی‌گذارد. به گفته‌ی او، گسترش فقر در نتیجه محدودیت‌های اقتصادی و اجتماعی نیز باعث می‌شود بسیاری از خانواده‌ها و زنان، پیش از هر چیز درگیر تامین نیازهای اولیه زندگی باشند و فرصت و توان پرداختن به مسائل دیگری مانند مشارکت اجتماعی و سیاسی را از دست بدهند. «این وضعیت بار بسیار منفی نه تنها به زنان، بلکه به جامعه و آینده افغانستان دارد.»

حلیمه پژواک نیز، تاکید دارد که ادامه‌ی حذف زنان، افغانستان را از ظرفیت بخش بزرگی از جامعه محروم می‌کند. او از جامعه‌ی جهانی می‌خواهد حمایت از زنان افغانستانی تنها در سطح شعار و بیانیه باقی نماند.

در کنار محدودیت‌های سیاسی، زنان و دختران هم‌چنان با محدودیت در دست‌رسی به آموزش، کار و حضور در عرصه عمومی روبه‌رو هستند؛ موضوعی که در سال‌های اخیر در گزارش‌ها و ارزیابی‌های سازمان ملل متحد نیز بارها مطرح شده است.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا