میان فقر، بیکاری و محدودیت؛ نگاهی به زندگی زنان بازگشته از ایران و پاکستان
تشدید روند اخراج مهاجران افغانستانی از ایران و پاکستان، زنان و دختران بازگشته را با بحران تازهای در افغانستان روبهرو کرده است؛ زنانی که پس از بازگشت، برای یافتن کار، تامین سرپناه و دسترسی به آموزش و خدمات صحی با دشواریهای فزاینده روبهرو اند.
بر بنیاد دادههای سازمان ملل متحد، زنان و کودکان بیش از نیمی از بازگشتکنندگان از کشورهای همسایه را تشکیل میدهند. بسیاری از این زنان پس از سالها زندگی در ایران و پاکستان، اکنون ناگزیر شدهاند زندگی خود را در افغانستان از نو آغاز کنند؛ کشوری که با فقر گسترده، بیکاری و محدودیتهای فزاینده برای زنان و دختران روبهرو است.
برای شماری از زنان بازگشته، بازگشت به افغانستان تنها به معنای ترک کشور میزبان نیست؛ بلکه به معنای ازدستدادن کار، درآمد، سرپناه و دسترسی به خدمات اساسی نیز است. برخی از آنان میگویند که پس از بازگشت، برای تامین نیازهای ابتدایی خانوادههایشان با دشواری روبهرو شده و فرصتهای محدود کاری نیز نتوانسته پاسخگوی نیازهای آنان باشد.
از کار در ایران تا بیکاری در افغانستان
بنفشه یکی از زنانی است که همراه با خانوادهاش از ایران اخراج و با دستان خالی به افغانستان بازگردانده شده است. او اکنون در یک خانواده نهنفری زندگی میکند و میگوید بزرگترین مشکل روزمرهاش نبود کار و درآمد است.
بنفشه در بخش خیاطی مهارت دارد و در ایران از همین راه کار میکرد و هزینههای خانوادهاش را تامین میکرد. پس از بازگشت به افغانستان نیز مدتی در یک دکان خیاطی کار کرد؛ اما به گفتهی او، نبود مشتری و بازار باعث شد این فرصت کاری را نیز از دست بدهد.
او میگوید درآمد حاصل از خیاطی در گذشته کمازکم برای پرداخت کرایهی خانه کافی بود، اما اکنون چندین ماه است که توان پرداخت کرایه خانه را ندارد. «خودم چند وقتی در خیاطی کار میکردم که خوب بود و کرایه خانه پره میشد. حالی بیکار استم و وضعیت بد میگذرد. اولادهایم مکتب میخواندند. اینجا که آمدیم مکتب نرفتند. شرایط زندگی دشوار است.»
بیماری شوهر بنفشه نیز، بار مسوولیتهای خانواده را بر دوش او سنگینتر کرده است. در نتیجهی فقر و نبود درآمد، کودکان خانواده نیز از آموزش باز ماندهاند. بنفشه میگوید در شرایط کنونی نمیتواند همزمان هزینههای خوراک، پوشاک، مسکن، درمان و آموزش کودکانش را تامین کند؛ بهویژه در حالی که خودش بیکار و شوهرش بیمار است.
او حتا حاضر است برای تامین هزینههای خانواده به کارهای خدماتی و خانهداری روی بیاورد، اما ناآشنایی با محیط و نداشتن شبکه اجتماعی در محل زندگی جدید، یافتن کار را برایش دشوار کرده است. «هر کاری باشد انجام میدهم، حتا اگر در خانه مردم کار باشد میروم، ولی زیاد اینجا آشنا نیستم و نمیشود که بروم و کار کنم.»
بازگشت به کشوری با فرصتهای محدود
تجربهی بنفشه تنها یک نمونه از وضعیت زنانی نیست که در پی اخراج از ایران و پاکستان به افغانستان بازگشتهاند. برای بسیاری از زنان، بازگشت در شرایطی صورت گرفته که امکان دسترسی آنان به بازار کار، آموزش و برخی فعالیتهای اجتماعی در افغانستان محدود است.
زویا، یکی دیگر از زنان بازگشته، سه ماه پیش همراه با خانوادهاش از پاکستان اخراج شده است. او میگوید پس از بازگشت با مشکلهای اقتصادی و اجتماعی گستردهای روبهرو شده و تلاشهایش برای یافتن کار نیز نتیجه نداده است.
او سرانجام تصمیم گرفته یک کار شخصی راهاندازی کند؛ اما نداشتن سرمایه کافی، ناآشنایی با محیط و دشواری دسترسی به مواد مورد نیاز، مانع ادامه کارش شده است. زویا کار بستهبندی مواد غذایی را آغاز کرده بود، اما به دلیل چالشهای مربوط به تهیه مواد و ناتوانی در تامین هزینههای لازم، سرمایه اندک خود را نیز از دست داده است. «پس از این که از پاکستان اخراج و به افغانستان بازگشتم، با مشکلات زیاد اقتصادی و اجتماعی روبهرو شدم.»
محدودیتهای بیشتر برای زنان
لیلا، زن دیگری که بهتازگی از ایران اخراج شده، میگوید پس از بازگشت با مجموعهای از چالشهای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی روبهرو شده است. به گفتهی او، نبود سرپناه و فرصتهای کاری، از بزرگترین مشکلاتش در افغانستان است.
لیلا میافزاید که یافتن کار برای زنان دشوار است و این وضعیت بر زندگی و روحیه او تأایر عمیقی گذاشته است. او با وجود تلاشهای فراوان هنوز نتوانسته کاری برای خود پیدا کند و همین وضعیت باعث شده به بازگشت دوباره به ایران یا رفتن به کشور دیگری فکر کند. «یکی از مشکل بزرگی که با او روبهرو شدم، کرایه خانه است که خیلی بلند است. مشکل دیگری که با او روبهرو شدم این است که کار برای زنان خیلی به دشواری پیدا میشود.»
نگار، دیگر شهروند افغانستان که بهدلیل جنگ به کشور بازگشته است، میگوید که پس از بازگشت با فقر و بیکاری روبهرو شده؛ وضعیتی که زندگی را برای او و خانوادهاش دشوار کرده است.
او با دستان خالی به کشوری بازگشته که خود با فقر و بیکاری گسترده مواجه است. نگار میگوید خانوادهاش اکنون در خانهای زندگی میکنند که از ابتداییترین امکانات نیز برخوردار نیست و آنان تقریباً هیچیک از وسایل زندگیشان را با خود نیاوردهاند. «فعلاً نه فرشی، نه ظرفی و هیچ چیزی نداریم. چون تمام وسایل ما همانجا ماند و ما فقط با یک دستلباس بازگشتیم. اینجا هم وضعیت اقتصادی خیلی بد است.»
موج بازگشت و فشار بر خدمات
در همین حال، کمیسیون رسیدگی به مشکلات مهاجرین طالبان، اعلام کرده که ایران و پاکستان تنها در جریان دو روز گذشته هزار و ۷۵۴ شهروند افغانستان را اخراج کردهاند. این نهاد آمار بازگشتکنندگان را به تفکیک جنسیت منتشر نکرده است.
در همین حال، صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد (یونیسف) نیز، در گزارش تازه یخود گفته که بازگشتها از کشورهای همسایه همچنان فشار قابل توجهی بر تأسیسات صحی، جوامع میزبان و خدمات اساسی وارد میکند؛ خدماتی که پیش از این نیز با فشارهای جدی مواجه بودهاند.
بر اساس دادههای یونیسف، از ۲۰۲۳ به اینسو بیش از ۶.۴ میلیون افغانستانی، از پاکستان و ایران به افغانستان بازگشتهاند؛ رقمی که به گفتهی این نهاد نشاندهندهی گستردگی و دوام بحران بازگشتکنندگان است.
در گزارش آمده که زنان و کودکان بیش از نیمی از بازگشتکنندگان را تشکیل میدهند و بسیاری از آنان ارتباط محدودی با جوامع اصلی خود دارند. همین موضوع میتواند روند سازگاری آنان با محیط جدید را دشوارتر کند و آنان را در برابر فقر، بیجاشدگی و دسترسی نداشتن به خدمات اساسی آسیبپذیرتر سازد.
در چنین شرایطی، بازگشت زنان به افغانستان تنها یک جابهجایی جغرافیایی نیست؛ برای بسیاری از آنان، این روند به معنای ازدستدادن منبع درآمد و آغاز دوباره زندگی در محیطی است که فرصتهای اقتصادی و اجتماعی برای زنان در آن محدود است.



