زن‌کشی در افغانستان؛ «محدودیت‌های طالبان زنان را آسیب‌پذیرتر کرده است»

یاسمن رها

ظریفه سالنگی، فعال حقوق بشر و روزنامه‌نگار، می‌گوید که زن‌کشی در افغانستان تنها به چند مورد قتل محدود نمی‌شود، بلکه بخشی از بحران گسترده‌ی خشونت در برابر زنان است. به گفته‌ی او، محدودیت‌های طالبان بر آموزش، کار، رفت‌وآمد و دست‌رسی زنان به عدالت و خدمات حمایتی، آنان را در برابر خشونت آسیب‌پذیرتر کرده است. سالنگی در گفت‌وگویی با خبرگزاری بانوان افغانستان درباره‌ی وضعیت زن‌کشی، عامل‌های افزایش خشونت در برابر زنان و نقش خانواده، جامعه و نهادهای مسوول در پیش‌گیری از این موارد صحبت کرده است.

یاسمن رها: در آغاز خودتان را معرفی کنید؟

ظریفه سالنگی: من ظریفه سالنگی، فعال حقوق بشر، روزنامه‌نگار و از فعالان جامعه‌ی مدنی افغانستان، در کابل تولد و بزرگ شده‌ام و اصالتاً از پروان هستم. از سال ۲۰۱۸ در زمینه‌ی مسایل اجتماعی، حقوق زنان و حقوق بشر فعالیت کرده‌ام و پس از تسلط طالبان، فعالیت‌هایم در دفاع از حقوق زنان و اعتراض به محدودیت‌ها گسترده‌تر شده است.

اکنون مسوولیت کمیته‌ی فرهنگی و مطبوعاتی جنبش زنان عدالت‌خواه و تهیه‌ی مصاحبه‌های سایت این جنبش را بر عهده دارم. در تلویزیون بانو نیز در بخش‌های گزارش‌گری، تهیه‌کنندگی و گویندگی فعالیت کرده‌ام. تحصیلات دانشگاهی‌ام را در رشته‌ی اقتصاد ادامه داده‌ام، اما پس از تسلط طالبان با موانع جدی روبه‌رو شدم. تلاش کرده‌ام از طریق فعالیت‌های مدنی و رسانه‌ای، صدای زنان و دخترانی باشم که با خشونت، تبعیض و محدودیت روبه‌رو هستند.

یاسمن: وضعیت زن‌کشی در افغانستان را در شرایط کنونی چگونه ارزیابی می‌کنید؟

سالنگی: زن‌کشی در افغانستان را نمی‌توان تنها به چند مورد قتل پراکنده محدود کرد. این مساله بخشی از یک بحران گسترده‌تر خشونت در برابر زنان است؛ بحرانی که در آن بسیاری از زنان، حتا پیش از رسیدن خشونت به مرحله‌ی قتل، با تهدید، ضرب‌وشتم، ازدواج اجباری، محدودیت و محرومیت از حمایت روبه‌رو هستند.

چالش بزرگ این است که ما آمار کامل و معتبری از تمام موارد زن‌کشی در افغانستان نداریم. بسیاری از موارد در داخل خانواده پنهان می‌شوند و برخی قتل‌ها نیز ممکن است که با عنوان‌هایی مانند «خودکشی»، «حادثه» یا «مساله‌ی خانوادگی» ثبت شوند. بنابراین، آن‌چه ما می‌بینیم، احتمالا تنها بخشی از واقعیت است. از سوی دیگر، سازمان ملل نیز تاکید کرده که امنیت عمومی بهبود یافته به معنای افزایش امنیت زنان نیست و زنان هم‌چنان در خانه، جامعه و محیط عمومی احساس ناامنی می‌کنند.

یاسمن: مهم‌ترین عامل‌هاس افزایش قتل زنان در افغانستان چیست؟

سالنگی: عامل‌های مختلفی در این مساله دخیل ‌اند؛ از خشونت خانوادگی و فرهنگ مردسالار گرفته تا ازدواج‌های اجباری، فقر، وابسته‌گی اقتصادی زنان و نبود دست‌رسی موثر به عدالت. اما یکی از عامل‌های بسیار مهم، از بین رفتن یا تضعیف سازوکارهای حمایت از زنان است. زمانی که زنی نتواند آزادانه کار کند، آموزش ببیند، به یک نهاد حمایتی مراجعه کند یا بدون محدودیت به خدمات حقوقی و اجتماعی دست‌رسی داشته باشد، توانایی او برای فرار از یک محیط خشونت‌آمیز کاهش پیدا می‌کند. در واقع، زن‌کشی معمولا یک اتفاق ناگهانی نیست؛ در بسیاری از موارد، خشونت از تهدید و کنترل آغاز می‌شود و اگر متوقف نشود، می‌تواند به خشونت شدید و حتا قتل منجر شود.

یاسمن: آیا محدودیت‌های طالبان، زنان را در برابر خشونت آسیب‌پذیرتر می‌کند؟

سالنگی: بله، قطعا می‌تواند. زمانی که یک زن از آموزش و کار محروم می‌شود، استقلال اقتصادی و اجتماعی او کاهش پیدا می‌کند. وقتی آزادی رفت‌وآمد او محدود می‌شود، مراجعه به پزشک، پولیس، نهادهای حمایتی یا حتا یک فرد قابل اعتماد دشوارتر می‌شود. این محدودیت‌ها تنها مساله‌ی آموزش یا اشتغال نیستند؛ مستقیما با امنیت زنان ارتباط دارند. زنی که راه خروج از یک رابطه‌ی خشونت‌آمیز را ندارد، طبیعتا آسیب‌پذیرتر است.

یاسمن: چرا خشونت‌های خانوادگی در برخی موارد به قتل زنان منجر می‌شود؟

سالنگی: چون خشونت خانوادگی اغلب از مدت‌ها قبل وجود داشته است. ممکن است زن بارها تهدید، تحقیر، ضرب‌وشتم یا کنترل شده باشد، اما خانواده یا جامعه آن را «مشکل خانوادگی» تلقی کرده و جدی نگرفته باشند. زمانی‌که خشونت عادی‌سازی شود و عامل خشونت احساس کند که هیچ پیامد جدی در انتظارش نیست، احتمال تکرار و شدیدترشدن خشونت افزایش پیدا می‌کند. برای همین، ما نباید منتظر بمانیم تا یک زن کشته شود و بعد درباره‌ی عدالت صحبت کنیم. پیش‌گیری باید از همان ابتدای تهدید و نخستین مورد خشونت آغاز شود.

یاسمن: آیا نبود پناه‌گاه‌های امن و نهادهای حمایتی، خطر زن‌کشی را بیش‌تر کرده است؟

سالنگی: بله. وجود پناه‌گاه امن، خدمات حقوقی، روانی، پزشکی و حمایت اقتصادی برای زنانی که در معرض خشونت قرار دارند، می‌تواند راهی برای رهایی یک زن از خشونت و نجات زندگی او باشد. اگر زنی در خانه مورد خشونت قرار بگیرد؛ اما جایی برای رفتن نداشته باشد، نه امکان استقلال مالی داشته باشد و نه بتواند به یک نهاد امن مراجعه کند، عملا در یک چرخه‌ی خطرناک گرفتار می‌شود. در شرایط کنونی افغانستانِ تحت حاکمیت طالبان، بسیاری از ساختارهای تخصصی حمایت از زنان تضعیف یا از بین رفته‌اند. سازمان ملل نیز در مارچ ۲۰۲۶ گزارش داد که زنان به سازوکارهای رسمی عدالت دست‌رسی بسیار کم‌تری نسبت به مردان دارند و بسیاری از خدمات ویژه‌ی زنان نیز از بین رفته‌اند.

یاسمن: چرا از زنانی که پیش از کشته‌شدن مورد خشونت قرار گرفته‌اند، حمایت نمی‌شود؟

سالنگی: یکی از دلیل‌ها، نبود یک سیستم مو‌ثر برای شناسایی و رسیدگی به خطر پیش از وقوع فاجعه است. در بسیاری از جامعه‌ها، زمانی‌ که یک زن از شوهر یا یکی از اعضای خانواده‌اش شکایت می‌کند، به او گفته می‌شود که «مساله خانوادگی است» یا باید صبر کند و با خانواده حلش کند. گاهی زن به دلیل ترس از بی‌آبرویی، از دست‌دادن فرزندان، فشار خانواده یا نداشتن محل امن، شکایت خود را پس می‌گیرد. این دقیقا همان نقطه‌ای است که جامعه باید به جای سرزنش زن، از او حمایت کند. تهدید به قتل نباید یک حرف عادی تلقی شود؛ باید یک هشدار جدی درباره‌ی احتمال وقوع جرم باشد.

یاسمن: خانواده و جامعه چه نقشی در پنهان‌ماندن خشونت در برابر زنان و قتل آنان دارند؟

سالنگی: خانواده و جامعه می‌توانند هم عامل پنهان‌ماندن خشونت باشند و هم بخشی از راه‌حل. وقتی خانواده برای حفظ «آبرو» از زن می‌خواهد سکوت کند، در واقع خشونت را پنهان می‌کند. وقتی همسایه‌ها صدای خشونت را می‌شنوند اما آن را مساله‌ی خصوصی خانواده می‌دانند، فرصت مداخله از بین می‌رود. باید این نگاه تغییر کند. خشونت در برابر زن، مساله خصوصی نیست؛ یک مساله‌ی حقوق بشری و اجتماعی است.

یاسمن: استفاده از عنوان‌هایی مانند «مسایل ناموسی» برای توجیه قتل زنان چه پیامدی دارد؟

سالنگی: به نظر من، استفاده از واژه‌هایی مانند «ناموس» یا «آبرو» برای توجیه قتل، به خشونت مشروعیت اجتماعی می‌دهد. هیچ آبرویی نمی‌تواند توجیه‌کننده گرفتن جان یک انسان باشد. وقتی قتل یک زن با چنین عنوان‌ها توجیه شود، توجه از مجرم به قربانی منتقل می‌شود و به جای این که پرسیده شود «چه کسی این زن را کشت؟»، درباره‌ی رفتار، لباس یا زندگی خود زن صحبت می‌شود. این نگاه باید به‌صورت جدی تغییر کند. مسوولیت جرم بر عهده‌ی فردی است که مرتکب جرم شده، نه قربانی.

یاسمن: نبود آمار دقیق درباره‌ی قتل زنان، چه تصویری از ابعاد واقعی این مشکل به ما می‌دهد؟

سالنگی: نبود آمار دقیق به این معناست که ما احتمالا با ابعادی بزرگ‌تر از آن چه در رسانه‌ها می‌بینیم روبه‌رو هستیم. وقتی موارد ثبت نشوند، بررسی نشوند و خانواده‌ها به دلیل ترس یا فشار اجتماعی سکوت کنند، سیاست‌گذاری و پیش‌گیری نیز دشوار می‌شود. برای مبارزه با زن‌کشی، ثبت دقیق موارد، مستندسازی، تحقیق مستقل و انتشار آمار شفاف ضروری است. حتا در سطح جهانی نیز سازمان ملل بر اهمیت بهبود ثبت و طبقه‌بندی قتل‌های مرتبط با جنسیت تاکید کرده است.

یاسمن: آیا محدودیت بر فعالیت رسانه‌ها و دست‌رسی خبرنگاران به اطلاعات، سبب شده موارد زن‌کشی کم‌تر گزارش و مستند شود؟

سالنگی: بله، قطعا می‌تواند چنین اثری داشته باشد. رسانه‌ها برای مستندسازی موارد خشونت نیاز به دست‌رسی به قربانیان، خانواده‌ها، شاهدان و منابع رسمی دارند. وقتی فضای رسانه‌ای محدود باشد و خبرنگاران با فشار و محدودیت مواجه باشند، بسیاری از موارد اصلا به مرحله‌ی گزارش عمومی نمی‌رسند.

در نتیجه، سکوت رسانه‌ای الزاما به معنای کاهش خشونت نیست؛ گاهی فقط به معنای کم‌تر دیده‌شدن آن است.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا