چرا زنان در افغانستان هنوز نخستین متهم ناباروری اند؟
آینور سعیدپور
در بسیاری از خانوادهها در افغانستان، تولد فرزند نه تنها یک خواسته شخصی، بلکه بخشی از انتظارات اجتماعی و خانوادگی از زندگی مشترک دانسته میشود. اما برای زنانی که با مشکل ناباروری روبهرو میشوند، این انتظار گاهی به فشار سنگین روانی و اجتماعی تبدیل میشود؛ فشاری که آنان را میان دردهای جسمی، قضاوتهای فرهنگی و احساس تنهایی گرفتار میکند.
زنانی که سالها در انتظار مادرشدن ماندهاند، میگویند که ناباروری برای آنان تنها یک مسالهی صحی نیست، بلکه تجربهای همراه با سرزنش، مقایسه، تحقیر و نگرانیهای عمیق روانی است.
نیلاب، باشندهی کابل، میگوید که پس از گذشت چند سال از ازدواجش و باردارنشدن، فشارهای زیادی از سوی خانواده و جامعه بر او وارد شده است.
او میافزاید که بارها به پزشک مراجعه کرده؛ اما هنوز هم فرزنددار نشده؛ وضعیتی که او زیر فشار شدید روانی قرار داده است. به گفتهی او، در حالی باردارنشدن خود به تنهایی سبب اندوه و نگرانیاش شده؛ اما کنایهها و سرزنشهای اجتماعی وضعیت روانیاش را بیشتر کرده است. «پس از چند سال عروسی و باردارنشدن فشارهای زیادی اجتماعی و حتا روانی بر من وارد میشود. بهویژه از سوی خانواده خسرانم که بهخاطر نداشتن فرزند مرا ملامت میکند.»
به گفتهی نیلاب، هر بار که در خانه صحبت از داشتن فرزند میشود، او احساس میکند مورد قضاوت قرار میگیرد. مقایسهشدن با زنان دیگر و شنیدن سخنان سرزنشآمیز، باعث شده است که احساس شرمندگی و ناتوانی کند. «هر وقتی که در خانه صحبتی از فرزندآوردن میشود، خانواده خسرانم مرا با زنان دیگر مقایسه میکند. آنان مرا مقصر میشمارند که فرزندی به دنیا ناوردم.»
این نگاه که ناباروری را تنها مشکل زن میداند، یکی از چالشهای اجتماعی مهم برای بسیاری از زنان است؛ در حالی که مشکل باروری میتواند دلیلهای مختلف داشته باشد و بررسی آن نیازمند ارزیابی صحی هر دو زوج است.
عاطفه، یکی دیگر از زنان باشندهی کابل، هشت سال پس از ازدواج هنوز صاحب فرزند نشده است. او میگوید که در این مدت با حرفهای کنایهآمیز و فشارهای روحی زیادی روبهرو بوده است. «حرفهای کنایه و طعنهآمیز دیگران اذیتم میکرد. شوهرم بهخاطر همین که صاحب فرزند نمیشدم طلاقم داد که این وضعیت فشار روانی زیادی بر من وارد کرد.»
عاطفه، میافزاید که پس از طلاق، افزون بر درد جدایی، با فشارهای اجتماعی بیشتری مواجه شده است. به گفتهی او، نگاه جامعه و قضاوت اطرافیان، تأثیر عمیقی بر احساس امنیت و آرامش روانیاش گذاشته است.
به گفتهی عاطفه، پس از طلاق نیز دچار شوک روانی است و هنوز هم نمیتواند قضاوتهای اجتماعی را تحمل کند. او، میافزاید که طلاق فشارهای بیشتری بر روانش وارد کرده و بیشتر از هر زمان دیگر او را در معرض قضاوتها قرار داده است.
ناباروری در برخی موردها میتواند به بحرانی فراتر از یک مشکل صحی تبدیل شود و روابط خانوادگی، جایگاه اجتماعی و سلامت روان زنان را تحت تاثیر قرار دهد.
زهرا، دیگر باشندهی کابل، شش سال است ازدواج کرده و هنوز صاحب فرزند نشده است. او، میگوید که چندین بار برای درمان به پزشک مراجعه کرده و تشخیص داده شده که مشکل صحی از جانب او نیست، اما خانواده شوهرش این موضوع را نمیپذیرند.
زهرا میافزاید که با وجود تشخیص پزشک هنوز هم خانوادهی خسرانش او را مقصر میداند و این وضعیت زندگی را برایش دشوار کرده است. «خانواده شوهرم این موضوع را قبول ندارند که مشکل صحی از شوهرم باشد. خانواده خسرانم همیشه مرا ملامت کرده و میگویند که مشکل از من است.»
به گفتهی او، ادامهی این فشارها تاثیر جدی بر سلامت روانیاش گذاشته است. بیخوابی، گریههای پنهانی و احساس سرزنش مداوم از جمله مشکلهایی است که او تجربه کرده است. «ملامتها سبب شده که شبها خواب نتوانم. بیشتر شبها در تنهایی خود گریه میکنم.»
زهرا، میگوید که فشارهای روانی ناشی از این وضعیت گاهی او را به جایی رسانده که رفتارهای آسیبزننده نسبت به خود داشته است. زنان مبتلا به ناباروری در کنار مراقبتهای صحی، به حمایتهای روانی و خانوادگی نیز نیاز جدی دارند.
نورضیا، قابله در کابل، میگوید که ناباروری در زنان میتواند دلیلهای مختلف داشته باشد و نباید آن را تنها به یک عامل یا یک فرد نسبت داد. «ناباروری نزد زنان دلیلهای زیادی دارد. یکی از این دلیلها پختهشدن تخمه، ضعف در رحم، تغییرهای هورمونی از مهمترین عاملهای ناباروری نزد زنان بوده میتواند.»
ناباروری در افغانستان؛ چرا زنان هنوز هم نخستین متهم اند؟
به باور این قابله، آگاهی خانوادهها دربارهی عاملهای ناباروری میتواند از بسیاری از فشارهای روانی بر زنان جلوگیری کند. او تاکید میکند که تشخیص درست طبی نیازمند مراجعه به متخصصان و بررسی وضعیت هر دو زوج است.
در افغانستان، ارزشگذاری زنان تنها بر اساس توانایی مادرشدن، یکی از نگرشهایی است که فشار زیادی بر زنان مبتلا به ناباروری وارد میکند. این نگرش میتواند باعث شود زنان احساس تنهایی، شرمندگی و بیارزشی کنند؛ در حالی که ناباروری یک مسالهی پیچیده صحی است و نباید بهانهای برای سرزنش یا خشونت روانی علیه زنان باشد.
داستان نیلاب، عاطفه و زهرا، بازتاب تجربهب شمار زیادی از زنانی است که در سکوت با فشارهای ناشی از ناباروری زندگی میکنند. برای بسیاری از آنان، درد اصلی تنها نداشتن فرزند نیست؛ بلکه نگاه جامعه، سرزنش خانواده و نبود حمایت عاطفی است. تغییر این وضعیت نیازمند آگاهی، پذیرش و ایجاد فضایی است که زنان در آن به جای سرزنش، حمایت و احترام دریافت کنند.



