زخم‌هایی فراتر از انفجار؛ روایت دختران از پیامدهای حمله به مرکزهای آموزشی در افغانستان

آی‌نور سعیدپور

چند سال از انفجار در مکتب سیدالشهدا در غرب کابل می‌گذرد؛ اما برای زهرا، دانش‌آموز آن مکتب، این رویداد هنوز تمام نشده است. صدای انفجار، دختران زخمی، هم‌صنفانی که کشته شدند و فرار دانش‌آموزان از مکتب، خاطره‌هایی ‌اند که به گفته‌‌ی او، هر بار با شنیدن خبر یک انفجار دوباره زنده می‌شوند.

زهرا می‌گوید پس از آن رویداد، شب‌های زیادی خوابش نمی‌برد و هنوز هم با یادآوری آن روز گریه می‌کند. «چندین سال گذشته و مه هم نتوانستم از مکتب فارغ شوم و دانش‌گاه برم. هنوز هم وقتی او روز یادم میایه و گریه می‌کنم. هر بار که خبر می‌شوم جایی انفجار شده، همو روز یادم میایه و دست‌وپایم سست میشه.»

امروز، نهم سپتمبر، از سوی سازمان ملل متحد به عنوان روز جهانی حفاظت از آموزش در برابر حمله نام‌گذاری شده است؛ روزی که بر حق کودکان و دانش‌آموزان برای دس‌ترسی به آموزش در شرایط جنگ و بحران و ضرورت حفاظت از مرکزهای آموزشی تاکید می‌کند.

در افغانستان، مرکزهای آموزشی در سال‌های گذشته بارها شاهد حمله و انفجار بوده‌اند؛ رویدادهایی که در کنار کشته و زخمی‌شدن دانش‌آموزان، برای شماری از آنان پیامدهای روانی و آموزشی طولانی‌مدت برجا گذاشته است.

تازه‌ترین مورد، انفجار در مکتب خصوصی «شمع هدایت» در غرب کابل در آگست امسال بود. در این رویداد، ده‌ها دانش‌آموز زخمی شدند.

بر اساس اعلام سازمان ملل متحد، دست‌کم ۴۲ کودک ۹ تا ۱۴ساله در این انفجار زخمی شده‌اند. رسانه‌های افغانستان به نقل از مقام‌های محلی طالبان در کابل، شمار زخمیان را حدود ۵۰ نفر یا بیش‌تر گزارش کرده‌اند. مقام‌های طالبان گفته‌اند بررسی‌ها درباره چگونگی وقوع انفجار ادامه دارد. با وجودی که طالبان تامین امنیت سراسری را یکی از بزرگ‌ترین دست‌آوردهای پنج‌ساله‌ی خود عنوان می‌کند، با گذشت چند هفته، هیچ جزییاتی از چگونگی رویداد و عاملان آن منتشر نکرده است.

ستاره، یکی از دانش‌آموزان مکتب شمع هدایت که هنگام انفجار در مکتب حضور داشت، می‌گوید که حادثه زمانی رخ داد که دانش‌آموزان برای رخصتی آماده می‌شدند. «نزدیک شام بود و ما شاگردان همگی صف کشیده بودیم و دیگر شاگردان شعر می‌خواندند. یک دفعه یک صدا آمد و صدای بلند گدم شنیده شد و دیگر هیچ چیز را نفهمیدم و همگی ما بی‌هوش شده بودیم.»

ستاره از ناحیه پا زخمی شده است. او می‌گوید وضعیت جسمی‌اش اکنون بهتر شده، اما خاطره‌ی آن روز هنوز بر روانش سنگینی می‌کند.

انفجار تنها دانش‌آموزان را متاثر نکرده است؛ خانواده‌های آنان نیز، لحظه‌های دشواری را تجربه کرده‌اند؛ رویدادی که تازگی ندارد و بارها مکتب‌ها و مرکزهای آموزشی هدف حمله قرار گرفته است.

نورمحمد، از اعضای خانواده یکی از دانش‌آموزان زخمی، می‌گوید هنگام وقوع انفجار در دفتر کارش بود که از این رویداد باخبر شد. او پس از رسیدن به محل، برای پیداکردن اعضای خانواده‌اش به شفاخانه رفت. «وقتی به شفاخانه رسیدم کل جای پر از خون بود. راه‌ها و زینه‌ها پر از خون شده بود.»

او، می‌گوید که دانش‌آموزان کودکانی ‌اند که نباید هدف خشونت قرار بگیرند و خواستار شناسایی عاملان این رویداد و رسیدگی قانونی به آنان است. او هم‌چنان از نگرانی خانواده‌ها درباره وضعیت امنیتی در کابل می‌گوید و تاکید دارد که مردم خود را کاملاً مصون احساس نمی‌کنند.

اما برای زهرا، پیامدهای حمله به مکتب دخترانه‌ی سیدالشهدا به سال‌های بعد نیز کشیده شده است؛ انفجارهای که ۱۸ ثور ۱۴۰۰ رخ داد و سبب کشته‌شدن دست‌کم 90 دانش‌آموز و زخمی‌شدن 140 نفر دیگر شد.

اکنون پنج سال پس از آن رویداد، زهرا می‌گوید هنگام وقوع انفجار، دانش‌آموز صنف یازدهم بود. زمانی که چندین انفجار رخ داد، شماری از دانش‌آموزان از مکتب خارج شده بودند؛ اما گروهی از دختران هنوز در صنف‌ها حضور داشتند.

زهرا می‌گوید شدت انفجارها باعث شد دانش‌آموزان وحشت‌زده شوند و برای فرار از مکتب تلاش کنند. او هنگام پایین‌شدن از دیوار مکتب از ناحیه پا آسیب دید. «همگی ما جیغ زدیم و به زمین نشستیم. شیشه‌ها و چوکی‌ها همگی لرزید. صدا خیلی بلند و وحشت‌ناک بود.»

او، می‌افزاید در آن روز دختران زیادی را دیده که لباس‌های‌شان به خون آغشته بوده است؛ صحنه‌ای که به گفته‌ی او هنوز هم از ذهنش بیرون نشده است. او پس که نتوانست مکتب را به پایان رسانده و به دانش‌گاه برود، می‌گوید که هنوز هم از این رویداد متاثر است. «بعد از او روز مه خیلی مریض شدم. شب‌های زیاد خوابم نمی‌برد. به صنف‌های خود که در انفجار کشته شده بود فکر می‌کردم و به ای که چرا او کار کردند، چرا مکتب را انفجار داد.»

داده‌های ائتلاف جهانی برای حفاظت از آموزش در برابر حمله نشان می‌دهد که افغانستان در سال‌های گذشته یکی از کشورهایی بوده که مرکزهای آموزشی در آن در معرض حمله قرار داشته‌اند.

بر اساس گزارش این نهاد، در سال‌های ۲۰۲۰ و ۲۰۲۱ بیش از ۱۳۰ حمله به مکتب در افغانستان ثبت شده است. در دوره ۲۰۲۲ و ۲۰۲۳ نیز دست‌کم ۶۸ حمله به مکتب گزارش شده است. این ارقام مربوط به حمله‌های ثبت‌شده در چارچوب روش‌شناسی این نهاد است و همه انواع خشونت علیه آموزش را دربر نمی‌گیرد.

در میان این رویدادها، برخی حمله‌ها مستقیماً دختران دانش‌آموز را قربانی کرده‌اند؛ از جمله انفجار مکتب سیدالشهدا در ۲۰۲۱ و حمله به مرکز آموزشی کاج در ۲۰۲۲ در غرب کابل.

برای دخترانی مانند زهرا، آسیب حمله به آموزش فقط به زخمی‌شدن در روز انفجار محدود نمی‌شود. او هنوز با یادآوری آن روز دچار ترس و آشفتگی می‌شود؛ در حالی که سال‌ها از وقوع آن گذشته است.

روز جهانی حفاظت از آموزش در برابر حمله، بر ضرورت امن‌بودن مکان‌های آموزشی برای دانش‌آموزان و کارکنان آموزشی تتکید دارد. برای دانش‌آموزانی که حمله را از نزدیک تجربه کرده‌اند، اما، امنیت مکتب تنها به معنای سالم‌ماندن ساختمان نیست؛ بلکه به معنای امکان ادامه‌دادن زندگی، تحصیل و ساختن آینده نیز است.

*نام‌های مصاحبه‌شوندگان مستعار آورده شده است.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا