روز فرهنگ هزارگی؛ زنان چه نقشی در زنده نگه‌داشتن این فرهنگ دارند؟

آی‌نور سعیدپور

در حالی که شماری از هزاره‌ها در کشورهای مختلف از «روز فرهنگ هزارگی» گرامی‌داشت می‌کنند، بسیاری از زنان هزاره باور دارند که فرهنگ این قوم، بیش از هر چیز، در حافظه، هنر و تلاش زنانی زنده مانده که سال‌ها در حاشیه قرار داشته‌اند.

فرهنگ هزارگی، تنها به لباس‌های رنگارنگ، خامک‌دوزی‌های ظریف و غذاهای سنتی محدود نمی‌شود؛ بلکه مجموعه‌ای از زبان، ادبیات شفاهی، موسیقی، صنایع‌دستی، آیین‌ها و روایت‌هایی است که نسل‌به‌نسل منتقل شده‌اند. در این میان، زنان نقش برجسته‌ای در حفظ و انتقال این میراث فرهنگی داشته‌اند؛ نقشی که به باور بسیاری، کم‌تر دیده و روایت شده است.

رخشانه، باشنده‌ی غزنی، می‌گوید که با وجود علاقه‌مندی گسترده به لباس‌ها و فرهنگ هزارگی، زنان هزاره امروز نمی‌توانند آزادانه از پوشش فرهنگی خود استفاده کنند. او، می‌گوید محدودیت‌ها و نظارت‌های شدید بر پوشش زنان، باعث شده بسیاری از آنان از ترس بازداشت یا برخوردهای سخت‌گیرانه، لباس‌های سنتی خود را نپوشند.

او می‌گوید که فرهنگ هزارگی در افغانستان به حاشیه رانده شده و این مناسبت هیچ برنامه‌ی نیز، برگزار نشده است. «فرهنگ و لباس هزارگی در میان مردم طرف‌داران خودش را دارد و حتا در کشورهای مختلف نیز رواج یافته است. فکر می‌کنم تجلیل از چنین روزهایی سبب می‌شود که مردم بیش‌تر با رسم و رواج هزاره‌ها آشنا شوند. اما متأسفانه در افغانستان فرهنگ قوم ما بسیار دست‌کم گرفته می‌شود و گاهی اصلاً دیده نمی‌شود.»

رخشانه باور دارد که اگر خود هزاره‌ها برای حفظ و گسترش فرهنگ‌شان تلاش نکنند، این فرهنگ بیش‌تر به حاشیه رانده خواهد شد. به گفته‌ی او، با وجود آن‌که تجارت لباس‌های هزارگی برای برخی به منبع درآمد تبدیل شده، اما در داخل افغانستان، فرهنگ هزارگی هنوز جای‌گاه شایسته‌ی خود را ندارد و بسیاری از مردم به پوشش‌های غربی رو آورده‌اند.

در سال‌های اخیر، لباس‌های هزارگی به‌ویژه در میان دختران جوان، بیش‌تر مورد توجه قرار گرفته است. دامن‌های چین‌دار، خامک‌دوزی‌های رنگین، زیورآلات سنتی و طرح‌های دست‌دوز، بخشی از هویت بصری زنان هزاره را شکل می‌دهد. اما در کنار این توجه، نگرانی‌هایی نیز درباره‌ی فراموش‌شدن اصالت این فرهنگ وجود دارد.

مریم، باشنده‌ی بامیان، زنان و دختران را ستون اصلی تداوم فرهنگ هزارگی می‌داند. او باور دارد که نسل جوان مسئولیت بزرگی در معرفی این فرهنگ به جهان دارد. «جوانان در این عرصه نقش ویژه دارند و باید تلاش کنند تا به جهان نشان بدهند که ما چه فرهنگ غنی‌ای داریم.»

به گفته‌ی او، فرهنگ هزارگی تنها در پوشش خلاصه نمی‌شود، بلکه تنوع گسترده‌ای از هنرها، صنایع‌دستی، ادبیات و سنت‌ها را در بر می‌گیرد. او از زیورآلات سنتی زنان هزاره مانند «سلسه»، «گردنبند»، «گوشواره»، «پای‌زیب» و «چوری» نام می‌برد و می‌گوید این عناصر هنوز در میان زنان محبوبیت دارند.

مریم هم‌چنان به ادبیات شفاهی هزاره‌ها اشاره می‌کند؛ دوبیتی‌هایی که به گفته‌ی او «از ده‌ها سال پیش باقی مانده‌اند» و هنوز بخشی از حافظه‌ی فرهنگی این مردم را تشکیل می‌دهند. «هزاره‌ها از نگاه صنایع‌دستی بسیار غنی استند. اگر روی این بخش سرمایه‌گذاری شود، فرهنگ ما بیش‌تر گسترش پیدا می‌کند.»

اما در کنار این امیدواری‌ها، او از واقعیت دشوار زندگی زنان هزاره در افغانستان نیز سخن می‌گوید؛ واقعیتی که به باور او، باعث شده تجلیل از روز فرهنگ هزارگی در داخل افغانستان کم‌رنگ یا ناممکن شود.

به گفته‌ی مریم، در حالی که امسال در شماری از کشورهای جهان مراسم‌هایی برای گرامی‌داشت این روز برگزار شد، در افغانستان هیچ برنامه‌ی رسمی‌ای وجود نداشت.

او می‌گوید: «امروز ما با مشکلات بسیار بزرگی روبه‌رو استیم. دست‌رسی به آموزش نداریم، وضعیت اقتصادی خراب است، مردم کوچ اجباری داده می‌شوند و زمین‌های‌شان گرفته می‌شود. سیل و رویدادهای طبیعی زندگی مردم را ویران کرده است. ما امروز فرصت نداریم از چنین روزی تجلیل کنیم؛ اما کوشش می‌کنیم آن را زنده نگه داریم.»

سخنان مریم، تصویری از شرایطی ارایه می‌کند که در آن، حفظ فرهنگ دیگر تنها یک فعالیت اجتماعی یا هنری نیست، بلکه به نوعی مقاومت تبدیل شده است؛ مقاومتی برای حفظ هویت در شرایطی که بسیاری از زنان از ابتدایی‌ترین حقوق خود محروم‌اند.

در کابل نیز، شماری از زنان تلاش می‌کنند از راه هنر و صنایع‌دستی، بخشی از فرهنگ هزارگی را زنده نگه دارند.

نازنین، دختری که در سال‌های اخیر به خامک‌دوزی و گل‌دوزی لباس‌های هزارگی رو آورده، می‌گوید که این لباس‌ها امروز تنها در میان هزاره‌ها محبوب نیستند، بلکه زنان و دختران از قوم‌های دیگر نیز به پوشیدن آن علاقه نشان می‌دهند. «اکنون نه تنها زنان هزاره، بلکه دختران و زنان از قوم‌های دیگر افغانستان نیز لباس‌های هزارگی را در مناسبت‌های مختلف می‌پوشند.»

به گفته‌ی او، سبک لباس‌های هزارگی در سال‌های اخیر تغییراتی را تجربه کرده است. لباس‌هایی که زمانی تنها به شکل سنتی دوخته می‌شدند، اکنون با طرح‌های مدرن و حتا سبک‌های غربی تلفیق شده‌اند.

نازنین این تغییر را تا حدی طبیعی می‌داند و می‌گوید نسل جوان تلاش می‌کند میان حفظ اصالت فرهنگی و سلیقه‌ی امروزی تعادل ایجاد کند. «در کنار این‌که اصالت لباس‌ها تا حدی حفظ شده، این تغییرها با سلیقه‌ی نسل جوان هم هم‌خوانی دارد.»

اما او به مشکل مهم دیگری نیز اشاره می‌کند: هزینه‌ی بلند لباس‌های سنتی. به گفته‌ی نازنین، لباس‌های هزارگی به دلیل دست‌دوزبودن و ظرافت کار، بسیار گران استند و بسیاری از زنان توان خرید لباس‌های آماده را ندارند.

با این حال، او باور دارد که زنان هزاره همواره راهی برای حفظ این بخش از فرهنگ خود پیدا کرده‌اند. «بیش‌تر زنان شاید توان خرید لباس‌های آماده را نداشته باشند، اما خودشان تلاش می‌کنند این لباس‌ها را بدوزند و آماده کنند.»

در کنار این روایت‌ها، برخی نیز تأکید دارند که فرهنگ در افغانستان نباید به رقابت قومی تبدیل شود، بلکه باید زمینه‌ای برای هم‌پذیری و شناخت متقابل باشد.

نوریه، باشنده‌ی کابل، می‌گوید که همه‌ی فرهنگ‌ها در افغانستان باید فرصت دیده‌شدن و معرفی‌شدن داشته باشند. «فکر می‌کنم باید زمینه‌ها برای تجلیل از فرهنگ‌ها در افغانستان فراهم شود؛ نه تنها فرهنگ هزارگی، بلکه همه‌ی فرهنگ‌ها باید ارزش داده شوند.»

با وجود همه‌ی محدودیت‌ها، بسیاری از زنان هزاره هم‌چنان تلاش می‌کنند فرهنگ خود را از راه‌های مختلف زنده نگه دارند؛ از دوخت لباس‌های سنتی گرفته تا بازگوکردن قصه‌ها، حفظ زبان، ثبت صنایع‌دستی و فعالیت در شبکه‌های اجتماعی.

برای شماری از آنان، فرهنگ تنها بخشی از گذشته نیست؛ بلکه راهی برای حفظ هویت در زمانه‌ای است که احساس حذف و نادیده‌گرفته‌شدن بیش از هر زمان دیگری وجود دارد.

در سال‌هایی که زنان از آموزش، کار و حضور اجتماعی محروم شده‌اند، بسیاری از فعالیت‌های فرهنگی نیز محدود شده است. با این حال، زنان هزاره می‌گویند که تلاش می‌کنند اجازه ندهند فرهنگ‌شان خاموش شود.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا