زنان سیاستمدار تاریخ

این مقاله تاکید بر زنان سیاستمدار در روند تاریخ دارد. اینکه زنان در کنار خشونتهای هولناک، دردمند و جانسوز؛ آیا نقش بسزایی در سیاست داشتند یا خیر. و چگونه توانایی خود را خرج این مسئله کرده بودند و با چه نوع خشونتها مقابل شده بودند.
زنان در طول تاریخ با خشونتهای فیزیکی و روانی همآغوش بودند و مرد سالاری در تمام نقاط دنیا یک امر عادی و برحق بود و حتی عدهی از زنان این امر را با کمالمیل پذیرفته بودند و حمایت نیز میکردند و حق و حقوق شان را از بُعدهای وارونهی میدیدند. چنانکه: یک لباسشوی خوب و پاکیزه، آشپز خلاق، سرویس خوب جنسی، بچهداری نهایت خوب و … اما زنان سیاستمدار در کنار کلیشههای مرسومی که وجود داشت ، خوشبختانه از پُشت قصههای خشونتبار تاریخ بیرون شدهاند و میتوانند نقضی بر جنس دوم یا جنس ضعیف باشند.
خانم ایزابل پرون اولین زن سیاستمدار در آمریکای لاتین و نیمکره غربی که بهعنوان ریسجمهور بر اریکهی قدرت تکیه کرد. خانم ایزابل پرون آرژانتینی در سال ۱۹۳۱م بهدنیا آمد و هشتسال بعد، پدرش را از دست داد. او در صنف پنجم مکتب را ترک کرد و بهعنوان یک رقاصه در کلوبها کار میکرد. در انتخابات آزاد شوهرش بهعنوان ریس جمهور و خودش بهعنوان معاون ریسجمهور کاندید بودند و برندهی آرا نیز شدند و پس از مرگ همسرش، ریس جمهور شد.
_ حتشپسوت مشهورترین و پرشورترین زنیست که در قرن پانزدهم پیش از میلاد با قدرت کامل و با تمامی اختیارات یک فرعون بر مصر حکمروایی کرد.
– کلئوپاترا، در هجده سالگی فرمانروای مصر شد. در سلطنت با برادرش بطلمیوس سیزدهم شریک بود اما چون هشت سال از او بزرگتر بود، باوجود ناخشنودی برادرش، قدرت را در اختیار گرفت.
– الئور روزولت، زنیست که با کوششهای خستگی ناپذیرش برای حفظ حقوق دیگران تأثیرگذار بود. با استفاده از موقعیت خود بهعنوان بانوی اول، حامی آفریقاییتباران، کودکان و فقرا شناخته شد.
_خانم سیریماو بندارنایکه در سال ۱۹۱۶ م تولد شد و در انتخابات سراسری سیلان در سال ۱۶۶۰ اولین نخستوزیر زن دنیا شد
_خانم بینظیر بوتو در سال ۱۹۵۳ م بهدنیا آمده است. اولین زن مسلمان در تاریخ جهان اسلام بود که به مقام نخستوزیری در کشور پاکستان رسید.
– خانم مارگارت تاچر در سال ۱۹۲۵ م در انگلستان بهدنیا آمد. او در دانشکدهی شیمی وارد دانشگاه شد و در حینحال وارد انجمن دانشجویان محافظهکار، نخستین فعالیتهای سیاسی خود را آغاز کرد. و با علاقهمندی که نسبت به حقوق داشت، کتابهای زیادی را مطالعه میکرد. و بالاخره در سال ۱۹۶۰ م بهعنوان نخستوزیر به قدرت رسید.
با توجه به مطالب فوق میتوان چنین نتیجه گرفت، که زنان در طول تاریخ در عرصهی سیاست و تحولات سیاسی نقش بسزایی داشتند و توانستند ثابت کنند که این قدرت و شهامت را دارند تا ملت یا کشوری را اداره کنند و کلیشههای جنسی که علیه آنها وجود داشت را غلط ثابت کنند و تا حدودی از بین ببرند. برای زنان، فعالیت سیاسی تنها راه کمک به دیگران نبوده است بلکه در عرصههای دیگر چون پزشکی و غیره زنان نخبهی معرفی شدهاند. این زنان و صدها زن دیگر که نامهای شان در تاریخ ثبت گریده و ما هرگز سراغی از آنها نگرفتیم. این زنان بیان کردند که با تمام مشکلات و محدودیتها توانستند که خود شان را ثابت کنند و برای نسل ما الگوهایی شجاعت و غیور باشند.
نویسنده :سباوون بیابانی



