آیا مسئله زنان در دوم مذاکرات صلح از حاشیه به متن خواهد آمد؟

تلاشهای دوبارهی آمریکا برای از سرگیری مذاکرات صلح با طالبان، جریان دارد. قرار است دور دوم مذاکرات صلح، بهزودی آغاز شود، در مذاکرات قبلی صلح افغانستان، حضور و سهم زنان قناعتبخش نبود. زنان در گوشه و کنار افغانستان نگرانیشان را از این وضعیت، با برپایی گردهمای اعتراضآمیز تبارز دادند؛ زیرا در دور نخست گفتوگوهای صلح زنان تقریباً در انزوا قرار داشتند و تنها تعداد انگشت شماری از این گروه در مذاکرات صلح حضور داشت. این روزها با داغ شدن بحث مذاکرات صلح، دو پرسش اساسی مطرح میشود؟ موضع زنان در دو دوم مذاکرات صلح چیست؟ چه چیز زنان را از حاشیه به متن این مذاکرات خواهد کشاند؟ در ادامه به پاسخ این پرسشها خواهم پرداخت.
در دور نخست گفتوگوهای صلح با طالبان، پرسشها و نگرانیهای جدی از جانب زنان مطرح شد. این روزها نیز زنان نگران به نظر میرسند یکی از نگرانیهای جدی زنان از دست دادن و نادیده گرفتن دستاوردهای زنان است که در هجده سال پسین به آن دست یافتند، در دورهی حکومت طالبان زنان از همهای حقوقشان محروم بودند چنان که شش سال دوره امارت طالبان سیاهترین دوره برای زنان عنوان میشود. زنان با کسب تجربه از گذشته جایگاهشان را در اندیشه طالب میدانند بناً حق دارند نگران باشند.
هجده سال از آغاز فصل دههی دموکراسی گذشته است، فصلی که با هیجان و اشتیاق تمام آغاز یافت با به میان آمدن بحث مذاکرات صلح اما بیم توقف آن میرود. زنان در افغانستان همواره میراثدار پیامد جنگ، معاملات و بازیهای سیاسی بودهاند که این موضوع آنان را در گذشته به انزوا کشانده بود. اما امروز در همهای عرصهها اعم از سیاسی و اجتماعی سهم میگیرند و توانسته اند هویت جدیدی از زن افغانستانی، در سطح ملی و بینالمللی به نمایش بگذارند. هویت کنونی زنان تحفه بیرونی نه بل؛ محصول تلاش و قربانیهایی است که زنان باید بهخاطر از دست دادن آن نگران باشند و نیاز است تا گامهای اساسیتری را در این دور از مذاکرات بر دارند. پرسشی که اینجا به میان میآید، زنان در این برههی زمانی باید چه بکنند؟
برای پاسخ این پرسش در نگاه نخست دو موضوع برجسته به نظر میرسد.
یکم: اکنون زمان آن رسیده که زنان برای این آزمون بزرگ تاریخی آماده شوند، یعنی زنان با حضور در دوم مذاکرات صلح باید در برابر طالب از آزادی خود دفاع کنند، مسنجم شوند و کلید تصمیمگیری را ازسیاسیون بگیرند خواستهها، نگرانیها و مسوولیتهایشان را روشن بسازند. باید بدانند که اکنون فرصت تصمیمگیری است ممکن فردا دیر شود و فرصت تغییر معادله را از دست دهند.
دوم: در آیندهی نزدیک، دور دوم مذاکرات صلح میان حکومت افغانستان و طالبان آغاز خواهد شد. قرار است گروهی به نمایندگی از «جمهوری اسلامی افغانستان» با طالبان گفتوگو کنند. رایزنیها بر سر گزینش افراد مذاکر کننده از جانب حکومت افغانستان جریان دارد، این به آن معناست که زنان نمیدانند که چه کسانی قرار است آیندهی زنان را روی میز مذاکره بگذارد. با در نظرداشت این موضوع، باید پیش از آغاز دور دوم مذاکرات صلح، زنان گروههای منسجمی را تشکیل دهند و از این میان زنانی را به نمایندگی برای مذاکرات برگزینند که برای گروههای مذاکرهکننده بگویند که در مسئله صلح نباید زنان قربانی شوند. به طالبان گفته شود که اگر آنان صلح میخواهند باید بپذیرند که زنان امارت اسلامی را نمیخواهند زنان کنونی حاضر نیستند که زیر باران افراطیت و تاریکی زندگی کنند طالبان باید بپذیرند که برگشت زنان، به گذشته ممکن نیست.
در پایان هیچ جنگی خوب نیست و هیچ صلحی بد نیست و خواست همه صلح است. زنان قربانیان اصلی جنگ هستند سالهاست با از دست دادن پدر، برادر، فرزند و شوهر در جنگ قربانی میدهند، روشن است که زنان از جنگ و خونریزی خسته شدهاند؛ اما حرف اساسی این است که صلح نباید یک معامله باشد صلح باید به معنی حفظ ارزشها، هویت و قربانیهایی مردم افغانستان باشد زیرا هر توافقی که این ارزشها را نادیده بگیرد پایدار نخواهد بود.
ضیاگل عظیمی



