ارزشهای اخلاقی در اجتماع ما چیست؟

انسان از بدو پیدایش خود موجودیست نهایت بغرنج و پیچیده که شناخت واقعی آن بدون تفکر و تعمق ممکن نیست و این شناخت بدون داشتن علم و یقین بدست نمیآید. از قراری که انسان موجود زیستمند، رزمی، فکور و اجتماعی است صفت کردن و ستایش زیبائی بسا اوقات صرف منوط به عقل و خرد انسان میگردد که درست و زیبا باشد و در اعمالاش ظاهر گردد.
یکی از مهمترین اساسات پیروزی انسان در زندگی مادی و معنوی اخلاق و فضائل اخلاقي است که در نتیجه تعلیم و تربیه سالم بوجود میآید. تعلیم و تربیه سالم محاسن اخلاقی و خلقیات حمیده را ایجاد میکند و سبب بهبودی و تحكيم روابط اجتماعی میگردد.
دانشمندان اسلامی دین را شامل عقاید، عبادات و اخلاق میدانند که برای تکمیلی بشر هر سه نیاز است و کرامت انسانی بسته به ارزشهای اخلاقی و پسندیدهای نهفته در انسان میباشد. تعالیم دین مقدس اسلام برخورد نیک و نیت خیر داشتن که از جمله ارزشهای کلیدی اخلاقی میباشد را از میان سایر خلقهای انسانی ارزش بیشتر داده و از جمله صفات برازنده انسان در زندهگی اجتماعی آن را میداند، که باید نهادینه شده و عملی گردد؛ تا از یک جهت اجر دنیوی و اخروی برای خود شخص ببار آید و از جهت دیگر نمونه رفتاری و کرداری اصلاح کننده برای دیگر افراد اجتماع باشد.
انسانها همه دارای صفات فطری و اکتسابی میباشند که بر اساس همین دو رفتار و زندهگی خود را به پیش میگیرند؛ صفات فطری، ویژگیهایی است که در نهاد انسان به شکل غریزه، احساس و استعداد از سوی پروردگار حکیم نهاده شده است و انتخاب و اراده ما هیچ دخالتی در وجود، مقدار و تعداد آنها نداشته است. برخیها حس خداجویی و حق طلبی، دانایی و کمال یابی، آزادهگی و سربلندی، استقلال و عدالت خواهی، بقاء و جاودانگی را از جمله صفات فطری انسانها میدانند که همراه با عقل، غضب، شهوت و قوه و ترس در وجود هر یک از ما قرار دارند. این صفات، مرز و معیار امتیازات انسان نسبت به حیوانات و دیگر جانداران است که بسته به نوع و مقدار استفاده از هر یک می باشد. از این رو اگر به حالت درست بکار برده شود ما را به تعالی، ترقی و صعود میرسانند، اما افراط و تفریط و یا استفاده نادرست و ناشایست، این همه خواری، تنزل و سقوط به همراه دارد.
صفات اکتسابی و اختیاری که در طبیعت انسان وجود ندارند، ویژگی هایی است که هر یک از ما با اراده و انتخاب خویش آنها را گزینش میکنیم و در عرصههای مختلف برای ما ایجاد میشود و آنها را به کار میگیریم. رابطه این صفات با صفات فطری و طبیعی، ارتباطی دقیق و عمیق است، به گونهای که استفاده به اندازه و بموقع از آن ویژگی ها، باعث پدید آمدن صفات حسنه اکتسابی و اختیاری میشود و فضایل، محاسن و مکارم اخلاق برای هر یک از ما ایجاد میشود و آن هنگام که درست و بجا عمل نکنیم، رذایل اخلاقی، سیئات و صفات شیطانی پدید میآیند.
عدهای کثیری دامنه اخلاق را در حد رفتارهای فردی تلقی میکنند، اما رفتارهای فردی وقتی که در سطح جامعه یا نهادهای اجتماعی پیدا جا می باید، به نوعی به اخلاق جمعی تبدیل میشود که ریشه در فرهنگ جامعه میدواند و خود نوعی وجه غالب مییابد که جامعه را با آن میتوان شناخت.
کلیه مسائل و مشکلات در حوزه های گوناگون خود معلول عامل مهمتری تحت عنوان فرهنگ است و فقدان بستر فکری و نگرش مناسب علت اصلی مشکلات و میان باورهای فرهنگی، یعنی اعتقادات و ارزشهای درونی و پذیرفته شده و توسعه تکنولوژیک و صنعتی رابطهای مستقیم وجود دارد. لذا بمنظور هر گونه تحول باید ابتدآ آن تحولات فکری را که منتهی به انسان نو میشود ایجاد کرد. انسانها دارای خصوصیاتی چون انطباق پذیری، استقلال گرا و معطوف به برنامه ریزی بلند مدت بوده و جهان را تغییر پذیر میدانند و بالاتر از همه نسبت به توانایی خود در ایجاد تحول و دگرگونی اطمینان دارند.
ارزشهای اخلاقی در حیطه فردی؛ زندهگی شخصی را رنگ خوشایند یا ناپسندی میدهد، و در حیطه اجتماعی چگونگی برقراری روابط را تعریف میکند. زنده گی انسانها دور از اخلاق آنها ممکن نیست و اخلاق آنها تعیین کننده مکان زیست، چگونگی پیشرفت و همه موارد دیگر بسته به ابعاد فرهنگی، اعتقادی، حتی اقتصادی و سیاسی افراد میگردد.
رفتار آدمی به گونهای نامشهود تاثیر شگرفی بر معادلات گوناگون سازمانی و ملی و در گسترهای وسیع تر جهانی گذاشته و بشر امروزی معیارهای اخلاقی متفاوتری نسبت به گذشته برگزیده و رفتارهای ویژهای به حسب آن از خود بروز میدهد. یعنی میتوان گفت رفتار آدمی از متغییرهای اساسی دنیانی کنونی است که قادر است بنوبه خود جوامع را با مخاطرات وچالشها و یا فرصتها روبرو نماید.
به طور کلی انسانها در بعد فردی و شخصیتی دارای ویژگیهای خاص اخلاقی هستند که پندار، گفتار و رفتار آنها را شکل میدهد. ممکن است همین افراد وقتی در یک جایگاه و پست سازمانی قرار میگیرند عواملی موجب شود که پندار، گفتار و رفتار متفاوتی از بعد فردی سر بزند که این ویژگیهای انسانی بر روی میزان کارایی و اثر بخشی سازمان تاثیر بگذارد. از طرفی اخلاقی بودن یا نبودن رفتارها و عملکرد می تواند موجب بروز پیامدهای مثبت یا منفی در سطح سازمان گردد. مدیر باید از نظر اخلاقی جوی سالم برای کارکنان در سازمان به وجود آورد، تا آنان بتوانند با تمام توان وبهره وری هرچه بیشتر کار کنند. این امر، نیازمند وجود رهبری با هوش اخلاقی (Moral Intelligence) بالا است. هوش اخلاقی در واقع ظرفیت و توانایی درک درست از خلاف، داشتن اعتقادات اخلاقی قوی و عمل به آنها و رفتار درجهت صحیح و درست تعریف می باشد.
سازمان ها، یکی از مهمترین نهادهای اجتماعی دوران کنونی هستند که دامنه تأثیر آنها بر شئون مختلف زندگی انسانها، بسیار گسترده است این نهادها، در متن محیط اجتماعی میرویند و به همین دلیل، به عنوان سیستمی پیچیده، همواره در تعامل مستقیم با محیط درونی و بیرونی خود هستند. آنها از یک سو خواهان موفقیت، بقا و حرکت از وضع موجود به وضع مطلوب هستند و از سوی دیگر موفقیت شان مرهون نحوه برقراری ارتباط و تعامل درست با محیط است.
موضوع اخلاق حرفهای از همین تعامل سرچشمه میگیرد و ماهیت آن به چگونگی سامان دهی رفتار ارتباطی سازمان به عنوان شخصیت حقوقی با محیط، بر میگردد. پژوهشها نشان میدهند که رشد اخلاقی رهبران با رفتارهایی که از خود نشان میدهند، رابطه مستقیم دارد. به این معنی که رفتار رهبری چند بعدی است و رفتارهای مختلف رهبری، با سطوح مختلف رشد اخلاقی ارتباط دارد.
برای اینکه یک سازمان بتواند ارزشهای اخلاقی را در خود حفظ نموده و تمثیل آن را بیشتر نماید بهتر است رهبری سازمان اصول اخلاقی ذیل را در نظر داشته، عمل نماید:
- به دیگران احترام گذارند.
- خدمتگذار دیگران باشند.
- عادل باشند.
- صادق بمانند همیش.
- اجتماع گرای داشته باشند.
بسیاری از رفتارها و تصمیم های کارکنان و مدیران در سازمانهای امروزی، تحت تأثیر ارزشهای اخلاقی آنهاست. قضاوت افراد در مورد درستی یا نادرستی کارها بر کمیت و کیفیت عملکرد آنان، عملکرد سازمان و در نتیجه موفقیت سازمان به شدت تأثیر دارد به همین لحاظ توجه به اصول اخلاقی برای سازمانها ضرورتی اجتناب ناپذیر میباشد.
اخلاق کار میتواند از راه تنظیم بهتر روابط، کاهش اختلاف وتعارض و افزایش جو تفاهم و همکاری ایجاد گردد که هوش اخلاقی، وجدان کاری و تعهد سازمانی در سازمانها موجب افزایش مفیدیت فردی و کارایی در سازمان و مسئولیت پذیری بیشتر میان کارمندان میگردد.
خلاصتاً میتوان گفت؛ از اینکه اخلاق در نهاد انسان جا دارد، پس برای از بین بردن چالشهای اخلاقی که ناشی از عملکرد نادرست انسانها می باشد نیاز است فرد اصلاح گردد و اصلاح فرد بدون تعلیم و تربیت درست ممکن نیست که هم در خانواده و هم در آموزشگاهها آموزش داده میشود؛ و مهمترین اصلی که میتواند همه مشکلات اخلاقی حال حاضر را که سطح آن بسیار بالا است حل نماید، داشتن تعهد و صداقت است که عکس آن کذب و متزلزلی از یک سو مشکلات اخلاقی را ببار میآورد و ممکن است اکثریت انحرافات و حتی جرایم را نیز سبب شود از سوی دیگر مجازات اخروی از جنبه دینی هم در قبال دارد.
نویسنده: خاطره اسدی




با سلام و درود بر شما، مطلب را بسیار زیبا، مفید و قابل فهم دیدم.
موفق وموید و سربلند و پیروز باشید