روز جهانی هنر: دخترانی که در سکوت، هنر را زنده نگه داشته‌اند

آی‌نور سعیدپور

در جهانی که هنر زبان مشترک درد، رنج، محرومیت، تبعیض و بیان واقعیت‌های اجتماعی شمرده می‌شود، روز جهانی هنر فرصتی است برای تأمل بر نقش خلاقیت، آزادی بیان و زیبایی در زندگی بشر. این روز در حالی در جهان گرامی داشته می‌شود که در افغانستان امروز، هنر برای بسیاری از دختران، دیگر تنها یک مسیر خلاقانه نیست، بلکه راهی برای بقا، مقاومت و حفظ هویت آنان است.

پانزدهم اپریل که در ۲۰۱۹ از سوی سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی ملل متحد (یونسکو) به عنوان روز جهانی هنر به رسمیت شناخته شد، تنها یک مناسبت نمادین نیست، بلکه یادآور اهمیت حمایت از هنرمندانی است که در شرایط دشوار، هم‌چنان به خلق ادامه می‌دهند.

فریبا، دختر جوانی که در حوزه‌ی نقاشی دیجیتال و طراحی گرافیک فعالیت می‌کند، هنر را نه صرفاً یک مهارت، بلکه بخشی جدایی‌ناپذیر از هویت خود می‌داند. او می‌گوید که هنر راهی برای ایجاد هویتش است که در میانه‌ای محدودیت‌ها سرکوب و خاموش شده است.

او که از چند سال به این‌سو نقاشی می‌کند، رنگ و ایجاد طرح روی بوم نقاشی را به عنوان بازتاب‌دهنده‌ی نگفته‌های خود هزاران دختر دیگر انتخاب کرده است. «هنر برای من راهی است برای بیان چیزهایی که نمی‌توانم با کلمات بگویم. وقتی نقاشی دیجیتال کار می‌کنم، انگار با جهان حرف می‌زنم.»

علاقه‌ی فریبا به هنر از کودکی شکل گرفته، اما پس از پایان صنف یازدهم، این علاقه به مسیر جدی‌تری تبدیل شده است. دنیای گرافیک و هنر دیجیتال، برای او به زبانی بدل شده که می‌تواند احساس‌، دردها و آرزوهایش را در آن بیان کند.

با این حال، تغییر در نظام سیاسی افغانستان و قدرت‌گیری طالبان در اگست ۲۰۲۱ پس از دو دهه، زندگی هنری او را به‌شدت تحت تأثیر قرار داده است. فریبا، درباره‌ی زندگی هنری‌اش پس از حاکمیت طالبان می‌گوید: زندگی هنری‌ام محدودتر و خاموش‌تر شده است. قبلاً با انرژی و انگیزه بیش‌تری کار می‌کردم، اما حالا بیش‌تر در سکوت می‌مانم.»

برای او، یکی از بزرگ‌ترین چالش‌ها، انتخابی دردناک میان «بودن خود» و «امن‌بودن» است. انتخابی که بسیاری از دختران هنرمند در افغانستان با آن روبه‌رو استند. او بارها مجبور شده هنر خود را پنهان کند، چون در افغانستان زیر کنترل طالبان حتا نقش‌ونگارها به بندوزنجیر کشیده شده و آنان نمی‌توانند آن‌چه را در ذهن دارند، روی کاغذ خط‌خطی کنند. «گاهی پنهان کردن هنر، تنها راه ادامه دادن است.»

با این حال، هنر برای فریبا خاموش نشده است. او آن را «فریادی بی‌صدا» می‌نامد؛ فریادی که از درد دختران محروم از آموزش، از سختی‌های زن‌بودن در افغانستان، از امید و آزادی سخن می‌گوید.

در حالی که محدودیت‌ها هر روز بر زندگی زنان و دختران زبانه می‌کشد، رویای فریبا ساده اما عمیق است: «روزی بتوانم بدون ترس، هنر خود را به دنیا نشان بدهم و الهام‌بخش دیگر دختران باشم.»

در شهر مزارشریف، ثریا، دختر ۲۳ساله‌ای که از ادامه‌ی آموزش بازمانده، مسیر دیگری برای ایستادگی انتخاب کرده است: ساخت گل‌های مصنوعی. او با ابزارهای ساده، گل‌های رنگارنگ می‌سازد.

او تا صنف یازدهم مکتب درس خوانده و سپس هم‌راه با دوستش یک گالری کوچک راه‌اندازی کرده است. کار آن‌ها با امکانات ساده آغاز شده—روبان، چوب، کاغذ و چسب—اما در دل همین سادگی، امیدی بزرگ نهفته است.

در دل بحران انسانی، کوچک‌ترشدن فرصت‌های کاری برای زنان و محدودیت‌های طالبانی ثریا رویای بزرگ‌تری در ذهن دارد. او می‌گوید که این کسب‌وکار را گسترش تا روزی بتواند برای محفل‌های بزرگ نیز گل تولید و آن را دیزایین کند. «بودجه کافی نداریم، اما تصمیم داریم کار خود را گسترش بدهیم و در آینده در بخش دیزاین برنامه‌ها و جشن‌ها نیز فعالیت کنیم.»

برای او، هنر تنها یک منبع درآمد نیست، بلکه راهی برای مقاومت در برابر شرایطی است که فرصت‌های آموزشی و شغلی را از او گرفته است. او پیام روشنی برای دیگر دختران دارد و می‌گوید که حتا در دشوارترین شرایط نیز، تسلیم نشده و برای رشد مبارزه کنند. به باور ثریا، برای به‌دست آوردن هر آزادی و استقلالی باید خستگی‌ناپذیر تلاش و ایستادگی کرد. «حتی با هزینه کم و مشکلات زیاد، کارهای هنری را شروع کنید. مطمئن باشید که با تلاش، پیش‌رفت می‌کنید.»

در میان محدودیت‌ها، گل‌های مصنوعی ثریا تنها یک محصول نیستند؛ بلکه نمادی از زیبایی‌ای است که حتا در سخت‌ترین شرایط نیز می‌تواند خلق شود.

در کابل، شنبم—زنی که پیش از این در یکی از اداره‌های دولتی کار می‌کرد،رپس از محروم‌شدن از کار، مسیر تازه‌ای را آغاز کرده است. او با استفاده از مهارت‌های ابتدایی خود در خیاطی و نقاشی، وارد دنیای طراحی لباس شده و یک کارگاه کوچک ایجاد کرده است.

این کارگاه اکنون به محلی برای یادگیری و کار پنج زن و دختر دیگر تبدیل شده است، نمونه‌ای از این‌که چگونه یک ابتکار کوچک می‌تواند به فرصتی بزرگ تبدیل شود. شنبم از روزهای دشوار آغاز راه چنین یاد می‌کند: «در نخست خیلی ناامید بودم، اما بعد تصمیم گرفتم به‌جای ناامیدی، کاری انجام بدهم.»

شنبم، اکنون طراحی لباس را نه فقط یک شغل، بلکه «مسیری از مقاومت» برای زنان و دخترانی می‌داند که به اجبار از جامعه به حاشیه رانده شده و با گذشت هر روز این وضعیت را به وخامت است. «اکنون با نخ و سوزن، قصه زندگی خود و دیگر دختران را می‌دوزم.»

در حالی که کارهایش با محدودیت‌ها و چالش‌های نیز، روبه‌روست، اما شبنم رویاهای بزرگ‌تر و فراتر از مرزهای این سرزمین دارد. او، می‌خواهد کارهای طراحی لباس را رشد و روزی در سکوی جهانی آن‌ها را به عنوان نمادی از مقاومت دختران افغانستان به نمایش بگذارد. «آرزو دارم روزی طرح‌هایم در سطح جهانی بدرخشد و بگویم این کار یک دختر افغانستانی است.»

هم‌زمان با روز جهانی هنر، سازمان آموزشی، عملی و فرهنگی سازمان ملل متحد،، گفته که هنر نقشی اساسی در ترویج خلاقیت، نوآوری، تنوع فرهنگی و گفت‌وگو میان انسان‌ها دارد. این نهاد تأکید می‌کند که حمایت از هنرمندان و آزادی هنری، بخشی مهم از ساختن جهانی صلح‌آمیز و عادلانه است.

با وجود همه تلاش‌ها و مقاومت‌های فردی، فضای هنر در افغانستان هم‌چنان با چالش‌های جدی روبه‌رو است. در شرایط کنونی، بسیاری از دختران هنرمند از دست‌رسی به آموزش‌های هنری، کارگاه‌ها و فرصت‌های حرفه‌ای محروم شده‌اند. فعالیت‌های هنری در فضای عمومی محدودتر شده و امکان نمایش آثار یا حضور در رویدادهای هنری برای بسیاری از هنرمندان کاهش یافته است.

در سوی دیگر، با حاکمیت دوباره طالبان در سال‌های اخیر، نه‌تنها برنامه‌ی مشخص و حمایتی برای رشد هنر و هنرمندان وجود ندارد، بلکه این بخش با محدودیت‌های جدی و فضای بسته‌تری مواجه شده است. این وضعیت باعث شده است که بسیاری از هنرمندان، به‌ویژه دختران، فعالیت‌های خود را در سکوت، در خانه یا به شکل پنهانی ادامه دهند.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا