صنایع دستی منبع عایداتی زنان خانه نشین!


سیما بانوی 37 سالهای است که از طریق بافندهگی،خامکدوزی و گلسازی مصارف درمان شوهر مریض و نفقه فرزندانش را مهیا میکند .
وی میگویدشوهراش مریضی زردی سیاه دارد و کار کرده نمیتواند.
سیما که دارای سه طفل میباشد میافزاید که برای تامین مخارج فرزندانش روزها و شبها مصروف بافندهگی، خامکدوزی و ساختن گلهای تزیینی بوده و آنها را به همسایهها میفروشد و با پول آن، مصارف خانه را پرداخت میکند .او در ادامه میگوید که با استفاده از اسفنج و تکههای ساتنی ارزان که اکثرا از لباسهای دوخته شدهی لیلامی آن را بدست میآورد گلهای تزیینی که برای نگهداری دستمال نیزاستفاده میشود میسازد .
سیما همچنان اضافه میکند که هردسته سه تایی از این گلهارا به قیمت صد افغانی به فروش میرساند .
صنایع دستی برای تعداد زیادی از خانمهای افغانستانی تا هنوز هم منبعی برای کسب درآمد به منظور رفع مشکلات اقتصادی شان است .
این تنها سیما نیست که از دوخت و بافندگی مصارف خانه را تامین میکند ماه جان نیز بانوی جوان دیگری است که با خامک دوزی کسب در آمد میکند .
او میگوید با توجه به اینکه اجازه کارکردن در بیرون از خانه را ندارد، ولی دوست دارد که استقلال مالی داشته باشد.
سونیا رووفی دختر نوجوان دیگریست که وسایل زینتی،جواهرات و کفشهای سفارشی تزیینی با مهره را به رنگها و طرحهای مختلف آماده میکند و از فروش آن درآمد زیادی به دست میآورد .
وی میگوید این هنر را از خواهر بزرگترش فرا گرفته وعلاقهی زیادی به ادامه دادنش دارد . سونیا از این طریق ضمن کسب مصارف شخصی خود در تامین مصارف خانه نیز کمک میکند .
ساخت صنایع و هنرهای دستی راهی برای خودکفا شدن مالی بانوان خانه نشین نیز تلقی میشود در این رابطه زمری دانش استاد دانشکده اقتصاد دانشگاه هرات میگوید صنایع دستی بانوان پیشینهی تاریخی بلند مدتی داشته که تا فعلا نیز در اطراف شهر هرات و حتی سطح شهر هم رواج زیادی دارد.
آقای دانش میگوید:« این یک پدیدهی مثبتی است که از تاثیر ایدههای منفی که خانه نشین بودن را به بانوان تحمیل میکرد به وجود آمده است .»
وی همچنان میافزاید این صنعت قدیمی در اقتصاد خانوادهها و خود کفا شدن بانوان بسیار موثر میباشد .
سیما که مثالی از این بانوان صنعت کار خانه نشین است میگوید که او این هنرها را از مادرش فراگرفته و مدیون اوست که اکنون راهی برای پیدا کردن پول بخاطر گذراندن زنده گی خانوادهاش دارد .



