از مکتب تا بلاتکلیفی؛ آینده‌ی دانش‌آموزان دختر در هاله‌ای از ابهام

یاسمن رها

برای دخترانی که هنوز در صنف‌های درسی حاضر می‌شوند، آموزش دیگر تنها به درس و کتاب خلاصه نمی‌شود؛ محدودیت‌های تازه، نظارت بر رفت‌وآمد و حضور نیروهای «امر‌به‌معروف و نهی‌ازمنکر» فضای مکتب را تغییر داده و نگرانی درباره‌ی آینده را به بخشی از تجربه‌ی روزمره‌ی آنان تبدیل کرده است. ثریا، آموزگاری با بیش‌‌از ۲۵ سال تجربه‌ی کاری در زمینه‌ی آموزش دختران، در این گفت‌وگو از تغییرات فضای آموزشی، کاهش انگیزه‌ی دانش‌آموزان و دخترانی می‌گوید که با وجود علاقه به درس، به دلیل‌های مختلف از ادامه‌ی آموزش بازمانده‌اند.

یاسمن رها: در آغاز خود را معرفی کرده و درباره‌‌ی رشته‌‌ی تحصیلی‌تان بگویید؟

ثریا: من ثریا احمدزی [نام مستعار]، ۵۰ساله هستم. از رشته‌ی ساینس و بیولوژی فارغ شده‌ام. ۲۵‌ سال می‌شود که به‌عنوان آموزگار در یکی از مکتب‌های دولتی در مرکز شهر هرات کار می‌کنم. در طول این سال‌ها بیش‌تر مسوولیت آموزش دانش‌آموزان صنف‌های چهارم، پنجم و ششم را بر عهده داشته‌ام و بخش عمده‌ی فعالیت حرفه‌ای‌ام در زمینه‌ی آموزش دختران بوده است. در این مدت، تجربه‌ی زیادی در تدریس، مدیریت صنف و کار با دانش‌آموزان در مقطع ابتدایی و متوسطه به دست آورده‌ام.

رها: در سال‌های اخیر نظام آموزشی دختران چه تغییراتی کرده است؟

ثریا: در گذشته فضای مکتب بیش‌تر روی آموزش و پیش‌رفت دانش‌آموزان متمرکز بود؛ اما در سال‌های اخیر، محدودیت‌ها و نظارت‌های بیش‌تری بر محیط آموزشی ایجاد شده است. طالبان به صورت هفته‌وار بر اداره‌ها و صنف‌های آموزشی نظارت دارند و این سبب شده تا تمام کارمندان یک مکتب طرز فکر و رفتارشان طالبانی شود و به شدت روحیه‌ی آموزگاران و دانش‌آموزان را تضعیف کند. هم‌چنان یکی از مهم‌ترین تغییرات، محدودشدن مسیر آموزشی دختران است. دانش‌آموزان تا صنف ششم درس می‌خوانند، اما بعد از آن دیگر نمی‌توانند آموزش رسمی‌شان را ادامه دهند. این موضوع روی نگاه آنان به آینده تاثیر گذاشته است. در گذشته دختران برای رسیدن به دانش‌گاه و کار تلاش می‌کردند؛ اما اکنون حتا نمی‌توانند که وارد صنف‌های بالا‌تر شوند و این ممنوعیت مانع انگیزه و تلاش دختران شده است. حتا در مواردی از سوی پسران و برخی اعضای خانواده درس‌خواندن‌شان «بی‌نتیجه و بی‌فایده» خوانده می‌شود و در بیش‌تر موارد به‌سوی ازدواج زودهنگام سوق داده می‌شوند.

رها: این تغییرات چه تاثیری بر فضای مکتب داشته است؟

ثریا: فضای مکتب نسبت به گذشته متفاوت شده است. آموزگاران و دانش‌آموزان بیش‌تر مراقب رفتار، پوشش و شیوه‌ی فعالیت خود هستند. در دو سال اخیر  نظارت نیز بیش‌تر شده و به دختران قد بلند و آموزگاران پوشش نقاب، ماسک، مانتوی بلند و چادرنماز اجباری شده است.

رها: انگیزه‌ی دانش‌آموزان برای درس‌خواندن چگونه است؟

ثریا: هنوز بسیاری از دختران باانگیزه هستند و با علاقه درس می‌خوانند؛ اما در میان برخی دانش‌آموزان، نگرانی درباره‌ی آینده دیده می‌شود. وقتی می‌دانند پس از صنف ششم امکان ادامه آموزش ندارند، طبیعی است که انگیزه‌شان کاهش پیدا کند. ما هر سال با چشمان خود میبینیم که صدها دانش‌آموز زمانی که از صنف ششم فارغ می‌شوند، با اشک، گریه و ناامیدی مکتب را ترکی می‌کنند و این باعث می‌شود که دختران در صنف‌های پایین‌تر با دیدن چنین صحنه‌هایی بی‌خیال آرزو‌های شان شوند و هیچ امیدی به آینده نداشته باشند.

حتا بارها می‌پرسند که بعد از صنف ششم چه خواهند کرد و آیا دوباره فرصت رفتن به مکتب را پیدا می‌کنند یا خیر. این نشان می‌دهد که آینده‌ی تحصیلی یکی از نگرانی‌های اصلی آنان است. بسیاری از آنان می‌خواهند داکتر، آموزگار، خبرنگار و یا در بخش‌های دیگر جامعه کار کنند. آرزوهای‌شان هنوز وجود دارد، اما به‌حاطر این که فرصت رسیدن به این آرزوها محدود شده، دیگر تلاش نمی‌کنند.

وقتی دانش‌آموز نسبت به آینده‌اش اطمینان نداشته باشد، ممکن است تمرکز و علاقه‌اش به درس کمتر شود. با این حال، دانش‌آموزان زیادی هستند که هنوز با جدیت درس می‌خوانند.

رها: کدام مضمون‌ها از نصاب آموزشی حذف شده‌اند؟

ثریا: در صنف‌های ابتدایی که ما تدریس می‌کنیم، تنها مضمون مهارت‌های زندگی حذف شده است؛ اما در صنف‌های بالاتر، تغییرات بیش‌تری در نصاب دیده می‌شود و برخی مضمون‌ها، از جمله تعلیمات مدنی، حذف شده‌اند. پیش از این، دانش‌آموزان در این مضمون‌ها با موضوعاتی مانند حقوق و مسوولیت‌های شهروندی، جامعه و نقش افراد در آن آشنا می‌شدند؛ اما اکنون این بخش‌ها را مانند گذشته در برنامه‌ی درسی ندارند. به همین دلیل، محتوای آموزشی دانش‌آموزان در مقایسه با سال‌های گذشته در برخی زمینه‌ها تغییر کرده است.

رها: شما برای حفظ انگیزه‌ی دانش‌آموزان چه می‌کنید؟

ثریا: همیشه تلاش می‌کنیم آنان را تشویق کنیم که یادگیری را متوقف نکنند. به آنان می‌گوییم دانش و سواد برای خودشان است و حتا اگر شرایط دشوار باشد، باید تا جایی که می‌توانند یاد بگیرند. ما در صنف فقط روی درس‌های درسی تمرکز نمی‌کنیم؛ تلاش می‌کنیم به آنان توضیح بدهیم که دانشی که امروز به دست می‌آورند، در آینده در تصمیم‌گیری، پیدا‌کردن فرصت‌های بهتر و ساختن زندگی مستقل‌تر به آنان کمک می‌کند. به‌خصوص برای دختران، ادامه‌ی یادگیری اهمیت زیادی دارد، زیرا ممکن است فرصت‌های آموزشی همیشه در دست‌رس نباشد. به همین دلیل، از آنان می‌خواهیم اگر امکان رفتن به مکتب یا حضور منظم در صنف هم از آنان گرفته شد، از کتاب، مطالعه، آموزش‌های آنلاین یا هر فرصت دیگری که در اختیارشان است، استفاده کنند.

رها: شما گفتید که نظارت بیش‌تر شده، شیوه‌ی و برخورد ماموران طالبان چگونه است؟

ثریا: نظارت‌ها بیش‌تر شده و وقتی ماموران طالبان وارد مکتب می‌شوند، فضای مکتب برای مدتی ناآرام می‌شود. دانش‌آموزان معمولاً از برخورد آنان می‌ترسند و نگران‌اند که به دلیل نوع پوشش، صحبت‌کردن یا رفتارشان به آنان ایراد گرفته شود. گاهی پیش از ورود ماموران، دانش‌آموزان به یک‌دیگر یادآوری می‌کنند که پوشش و رفتارشان را بیش‌تر رعایت کنند تا با مشکل روبه‌رو نشوند. ماموران هنگام بازرسی، بیش‌تر به پوشش و نظم دانش‌آموزان توجه می‌کنند و اگر موردی را برخلاف دستورها بدانند، تذکر می‌دهند. این شرایط باعث شده دانش‌آموزان هنگام آمدن آنان احساس آرامش نداشته باشند و بیش‌تر مراقب رفتار و پوشش خود باشند. آموزگاران نیز تلاش می‌کنند در کنار ادامه‌ی آموزش، دستورهایی را که از سوی طالبان تعیین شده است، رعایت کنند.

رها: وضعیت رفت‌وآمد دانش‌آموزان به مکتب نسبت به گذشته چگونه شده است؟

ثریا: خانواده‌ها و دانش‌آموزان بیش‌تر از گذشته درباره‌ی رفت‌وآمد احتیاط می‌کنند. شرایط موجود باعث شده حضور دختران در مکتب با دغدغه‌های بیش‌تری همراه باشد. برخی خانواده‌ها می‌ترسند دختران‌شان در مسیر با مشکل یا محدودیتی روبه‌رو شوند و به همین دلیل، درباره‌ی مسیر رفت‌وآمد، زمان رفتن و برگشتن و وضعیت محل آموزش حساس‌تر شده‌اند.

با این حال، علاقه به آموزش در میان بسیاری از خانواده‌ها هم‌چنان وجود دارد. آنان می‌دانند که درس‌خواندن می‌تواند زمینه‌ی زندگی بهتر و فرصت‌های بیش‌تر را برای دختران‌شان فراهم کند؛ اما هم‌زمان نمی‌دانند این مسیر تا کجا ادامه خواهد یافت. شماری از والدین می‌پرسند که دختران‌شان پس از پایان دوره‌ی فعلی چه فرصتی برای ادامه‌ی تحصیل خواهند داشت و دانشی که اکنون به دست می‌آورند، تا چه اندازه می‌تواند در زندگی و انتخاب‌های آینده‌ی آنان کاربرد داشته باشد؟

رها: بزرگ‌ترین نگرانی شما به‌عنوان یک آموزگار درباره‌ی نظام آموزشی دختران چیست؟

ثریا: نگرانی اصلی من این است که دختران نتوانند مسیر آموزش خود را ادامه دهند. یک دختر در پایان صنف ششم هنوز به آموزش زیادی نیاز دارد و نباید این مرحله پایان مسیر تحصیلی او باشد.

رها: پس از این همه سال تجربه‌ی آموزگاری، وضعیت امروز را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

ثریا: برای من به‌عنوان یک آموزگار، دیدن دختری که با علاقه درس می‌خواند، اما به دلایل مختلف از ادامه‌ی تحصیل بازمی‌ماند، بسیار دشوار است. در این سال‌ها فقط با دخترانی روبه‌رو نبوده‌ام که به دلیل محدودیت‌های آموزشی از مکتب دور مانده‌اند؛ شاهد بوده‌ام که برخی دختران به دلیل ازدواج اجباری نیز ناچار شده‌اند درس و آرزوهای‌شان را کنار بگذارند. گاهی دختری با شوق از آینده‌اش صحبت می‌کند، اما بعد از مدتی دیگر او را در صنف نمی‌بینیم و می‌فهمیم که ازدواج کرده و فرصت ادامه‌ی آموزش را از دست داده است.

این وضعیت برای یک آموزگار بسیار سنگین است، چون می‌بینیم یک دختر می‌تواند استعداد، انگیزه و آرزو داشته باشد، اما عامل‌های بیرون از اختیارش مسیر زندگی او را تغییر می‌دهد. امیدوارم شرایطی فراهم شود که هیچ دختری مجبور نباشد میان درس‌خواندن و فشارهای اجتماعی یا خانوادگی یکی را انتخاب کند و هرکدام بتوانند تا هر سطحی که می‌خواهند، آموزش ببینند و برای آینده‌ی خود تصمیم‌گیری کنند.

رها: اگر بخواهید یک پیام به دانش‌آموزان دختر بدهید، چه می‌گویید؟

ثریا: به آنان می‌گویم امیدشان را از دست ندهند و اجازه ندهند دشواری‌های امروز، علاقه‌ی‌شان به یادگیری را از بین ببرد. شاید شرایطی که اکنون در آن قرار داریم انتخاب خودشان نباشد، اما می‌توانند انتخاب کنند که دانش و توانایی‌های‌شان را حفظ کنند و برای آینده آماده بمانند. حتا اگر فرصت‌های آموزشی محدود شده باشد، مطالعه کنند، سوال بپرسند، کتاب بخوانند و هر چیزی را که امکان یادگیری آن را دارند، دنبال کنند.

من همیشه به دانش‌آموزان می‌گویم که بسته‌شدن یک در، به معنای پایان راه نیست. ممکن است امروز نتوانند آن‌گونه که می‌خواهند درس بخوانند، اما هیچ‌کس نمی‌تواند دانشی را که آموخته‌اند از آنان بگیرد. امیدوارم روزی شرایط تغییر کند و دختران افغانستانی بتوانند بدون ترس و محدودیت به مکتب و دانش‌گاه بروند. آن روز، کسانی که امروز یادگیری را رها نکرده‌اند، آماده‌تر خواهند بود تا از فرصت‌های دوباره استفاده کنند و برای زندگی و جامعه‌ی خود نقش مهمی داشته باشند.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا