از امانالله تا طالبان؛ چرا حقوق زنان قربانی تغییر نظامهای سیاسی میشود؟
آینور سعیدپور
بیش از یک قرن از زمانی میگذرد که در افغانستان، آموزش دختران، حضور اجتماعی زنان و حقوق فردی آنان بهعنوان بخشی از یک گفتمان تازه مطرح شد. از اصلاحات دورهی امانالله خان و فعالیتهای ملکه ثریا تا محدودیتهای گسترده امروز، مسیر حقوق زنان در افغانستان فراز و فرودهای بسیاری داشته است. صنم کبیری، فعال حقوق زن، در این گفتوگو، با نگاهی به تاریخ مبارزههای زنان در افغانستان، از شکنندگی دستآوردها در بیش از یک قرن گذشته، عاملهای عقبگرد تاریخی و تأثیر محدودیتهای امروز بر زندگی زنان سخن میگوید و تأکید میکند که مبارزه برای آموزش، کار، آزادی و زندگی با عزت، همچنان ادامه دارد.
گفتوگوی خبرگزاری بانوان افغانستان با صنم کبیری، فعال حقوق زن
سعیدپور: ۱۰۷ سال پیش، در دورهی امانالله خان، بحث آموزش دختران، حضور زنان در جامعه و آزادیهای فردی مطرح شد. آن تلاشها امروز چه جایگاهی در تاریخ مبارزه زنان دارد؟
کبیری: دوران امانالله خان و فعالیتهای ملکه ثریا یکی از مهمترین نقاط عطف در تاریخ مبارزه زنان در افغانستان است. در آن دوره، این دیدگاه مطرح شد که زنان باید آموزش ببینند، در جامعه حضور داشته باشند و از حقوق شهروندی برخوردار باشند. هرچند آن تلاشها با مقاومتهای شدید روبهرو شد و همه اهداف آن دوره پایدار نماند، اما یک حقیقت تاریخی را تثبیت کرد: آزادی و آموزش زنان خواستهای وارداتی نیست، بلکه بخشی از تاریخ خود افغانستان است.
سعیدپور: چگونه شد که پس از بیش از یک قرن، زنان در بسیاری از ابتداییترین آزادیهای اجتماعی با محدودیتهای شدید روبهرو هستند؟
کبیری: مشکل اصلی این است که دستآوردهای زنان در افغانستان در دورههای مختلف، به اندازه کافی در نهادهای پایدار و فرهنگ سیاسی جامعه ریشهدار نشد. جنگهای طولانی، افراطگرایی، ضعف حکومتها، فقر، مداخلههای خارجی و نگاههای سنتی، بارها مسیر پیشرفت زنان را متوقف کرد. به همین دلیل، با تغییر قدرت سیاسی، حقوق زنان نیز بارها قربانی سیاست شده است.
سعیدپور: آیا آنچه امروز بر زنان میگذرد، یک عقبگرد تاریخی است؟ اگر بله، چه عاملهایی افغانستان را به این نقطه رسانده است؟
کبیری: بله، بدون تردید، این موضوع یک عقبگرد تاریخی است؛ اما فقط عقبگرد زنان نیست، بلکه عقبگرد کل جامعه افغانستان است. وقتی نیمی از جمعیت از آموزش، کار و حضور اجتماعی محروم شود، کشور نیز از پیشرفت محروم میشود.
عاملهای مختلفی در این وضعیت نقش داشتهاند؛ از جنگ و افراطگرایی گرفته تا ضعف نهادهای دولتی، فرهنگ مردسالارانه و تصمیمهای سیاسیای که حقوق زنان را قابل معامله دانستهاند. بازگشت طالبان به قدرت، این روند را به شدیدترین شکل ممکن گسترش داده است.
سعیدپور: امروز حتا رفتوآمد مستقل یک زن با محدودیت مواجه است. این محدودیتها در زندگی روزمره زنان چه معنایی دارد و چه چیزی را از مفهوم استقلال تهی میکند؟
کبیری: به نظر من، استقلال یعنی یک زن بتواند برای زندگی خودش تصمیم بگیرد؛ بتواند به مکتب، دانشگاه، محل کار، داکتر یا هر جای دیگری که نیاز دارد، بدون ترس و وابستگی برود.
وقتی زن برای رفتوآمد، کار، آموزش و حتا حضور در فضای عمومی با محدودیت مواجه باشد، در واقع اختیار تصمیمگیری از او گرفته میشود. این محدودیت فقط یک قانون یا یک دستور نیست؛ مستقیماً بر عزت، اعتمادبهنفس، اقتصاد و آینده یک زن تأثیر میگذارد.
سعیدپور: چرا دستآوردهای زنان در بیش از یک قرن گذشته تا این اندازه شکننده بودهاند؟
کبیری: زیرا بسیاری از این دستآوردها، به جای اینکه به یک ارزش غیرقابل بازگشت اجتماعی تبدیل شوند، به سیاست حکومتها وابسته بودهاند. یک حکومت به زنان حق آموزش و کار داده و حکومت بعدی همان حق را گرفته است؛ قسمی که امروز مشاهده میکنید، زنان را از ابتداییترین حقوق انسانی و شهروندی محروم کردهاند.
درس مهم تاریخ این است که حقوق زنان نباید هدیه حکومتها باشد. باید آنقدر در قانون، جامعه، آموزش، اقتصاد و فرهنگ نهادینه شود که هیچ گروه سیاسی نتواند به آسانی آن را از مردم بگیرد.
سعیدپور: ۱۰۷ سال پیش، زنان برای آموزش، حضور اجتماعی و آزادیهای فردی گامهایی برداشتند. امروز بسیاری از همین حقوق از زنان گرفته شده است. این عقبگرد چه پیامی درباره مسیر مبارزه زنان دارد؟
کبیری: این عقبگرد به ما نشان میدهد که مبارزهی زنان یک مبارزه کوتاهمدت نیست. شاید بتوانند یک نسل را از مکتب محروم کنند، اما نمیتوانند آگاهی یک جامعه را برای همیشه از بین ببرند؛ زیرا نسل امروز، نسل آگاه است.
زنان افغانستانی در صد سال گذشته بارها عقب رانده شده، اما هر بار دوباره برای حقوق خود ایستادهاند. امروز نیز زنان معترض افغانستانی ادامه همان مبارزه تاریخی هستند.
برای من، مهمترین پیام این تاریخ این است: ما به عقب برگشتهایم، اما به گذشته تعلق نداریم. مبارزهی زنان ادامه دارد و حق آموزش، کار، آزادی و زندگی با عزت، حقوقی نیست که بتوان برای همیشه از زنان در افغانستان گرفت؛ بلکه جزئی از زندگی و حق مسلم زنان است.



