«اگر به گذشته برمیگشتم، اول درس میخواندم»؛ روایت دختران از ازدواج زودهنگام
گزارشگر: آزاده افغان | ویراستار: آینور سعیدپور
«اگر میتوانستم به گذشته برگردم، میخواستم درس بخوانم، تحصیل کنم و پیشرفت کنم؛ نه اینکه در سن کم ازدواج کنم.» این حسرت نرگس است؛ دختری که در ۱۴سالگی به تصمیم خانواده ازدواج کرد و میگوید ورود زودهنگام به زندگی مشترک، او را در برابر مسوولیتهایی قرار داد که برای پذیرفتنشان آمادگی نداشت. داستان او تنها یک تجربه شخصی نیست؛ ازدواج در کودکی همچنان یکی از چالشهای زندگی دختران در افغانستان است.
نرگس، دختری که در ۱۴سالگی ازدواج کرده و اکنون نزدیک به دو سال از ازدواجش میگذرد، میگوید که تعداد زیاد خواهر و برادران و نگرانی مادرش از آیندهی او، از دلایل ازدواج زودهنگامش بوده است.
او میگوید: «مادرم ترس داشت که مبادا نتوانم خواستگار مناسب پیدا کنم. برای همین، وقتی اولین فرد به خواستگاری آمد، خانوادهام به او جواب مثبت دادند. تنها من با این مشکل روبهرو نبودم؛ خواهران بزرگترم نیز با همین موضوع مواجه شده بودند.»
نرگس میافزاید که آغاز زندگی مشترک برایش بسیار دشوار بوده است؛ زیرا در آن سن، آمادگی پذیرش مسوولیتهای زندگی و آشنایی با شیوهی رفتار با همسر و خانوادهی او را نداشته است. «در اوایل ازدواج برایم خیلی سخت بود. نمیدانستم با همسرم و خانوادهی همسرم چگونه رفتار کنم. همیشه تشویش داشتم که چگونه کارهایم را انجام بدهم و اگر روزی صاحب فرزند شوم، چگونه مسوولیت یک طفل را برعهده بگیرم. هیچ چیزی را بلد نبودم.»
به گفتهی نرگس، فشار ناشی از این مسوولیتها بر وضعیت روانی او نیز تاثیر گذاشته است. او میگوید که در آن دوره، احساس میکرد برای پذیرفتن مسوولیتهای یک زندگی مشترک آمادگی ندارد.
نرگس اکنون میگوید اگر فرصت داشت به گذشته برگردد، انتخاب متفاوتی میکرد؛ انتخابی که در آن ابتدا آموزش ببیند، رشد کند و برای زندگی مشترک آمادگی پیدا کند. «اگر میتوانستم به گذشته برگردم، میخواستم درس بخوانم، تحصیل کنم و پیشرفت کنم؛ نه اینکه در سن کم ازدواج کنم. میخواستم بعد از تمامکردن درسهایم ازدواج کنم و برای یک زندگی مشترک آمادگی و آگاهی داشته باشم. میخواستم یاد بگیرم که با خانوادهی همسرم چگونه رفتار کنم، نه اینکه فقط یک جنس مؤنث باشم که باید ازدواج کند و فرزند به دنیا بیاورد.»
در همین حال، صدیقه نظری، روانشناس، میگوید که آمادگی برای ازدواج تنها به رسیدن به یک سن مشخص محدود نمیشود، بلکه بلوغ عاطفی، آگاهی و توانایی پذیرش مسوولیتهای زندگی مشترک نیز اهمیت دارد. «مهم این است که فرد به بلوغ عاطفی رسیده باشد و بداند چگونه با شریک عاطفی خود رفتار کند و مسوولیتهای یک زندگی مشترک را انجام دهد.»
به گفتهی او، عشق و محبت بهتنهایی برای داشتن یک زندگی مشترک سالم کافی نیست و مهارتهایی مانند مسوولیتپذیری، همکاری، پذیرش یکدیگر و صداقت نیز اهمیت زیادی دارد. «وقتی فرد به سن و مرحلهی مناسبی از رشد رسیده باشد، این مسوولیتها را بهتر درک میکند و میتواند برای ازدواج تصمیم آگاهانهتری بگیرد.»
صدیقه نظری، میگوید دخترانی که در سن پایین ازدواج میکنند، ممکن است هنوز به استقلال و آگاهی لازم برای آغاز یک زندگی مشترک نرسیده باشند. به گفتهی او، ناتوانی در انجام مسوولیتها میتواند باعث ناامیدی و کاهش اعتمادبهنفس فرد شود و او احساس کند که نمیتواند شریک زندگی خوبی باشد.
او همچنان میافزاید که ازدواج زودهنگام میتواند بر شیوهی تربیت فرزندان نیز تایر بگذارد؛ زیرا فرد ممکن است خود فرصت کافی برای تجربهی سالم دوران کودکی و یادگیری مهارتهای لازم برای پرورش طفل را نداشته باشد
به گفتهی این روانشناس، یکی دیگر از مشکلات ازدواج در سن پایین، نداشتن شناخت کافی از خود و شریک زندگی است؛ اینکه فرد هنوز نمیداند چه ویژگیهایی برایش در انتخاب همسر مهم است و چگونه میتواند تفاوتها و اختلافهای میان خود و شریک زندگیاش را مدیریت کند.
او برای افرادی که در چنین شرایطی قرار دارند، پیشنهاد میکند پیش از تصمیمگیری دربارهی ادامهی زندگی مشترک، از خود پرسشهایی داشته باشند؛ از جمله اینکه: اگر خانوادهام مرا مجبور نمیکردند، آیا باز هم همین فرد را انتخاب میکردم؟ آیا میتوانم ویژگیهای مثبت و منفی شریک زندگیام را بپذیرم؟ چگونه میتوانم با شریک زندگیام کنار بیایم و مسوولیتهای زندگی را با او شریک سازم؟
او تاکید میکند که فرزندآوری نیز باید آگاهانه باشد و والدین باید تلاش کنند شرایطی فراهم کنند تا فرزندانشان در آینده با تجربهی مشابه روبهرو نشوند.
پیامدهای جسمی ازدواج و بارداری در سن پایین
در کنار پیامدهای روانی و اجتماعی، ازدواج و بارداری در سن پایین میتواند با خطرهای جسمی نیز همراه باشد
خدیجه مصباح، پزشک، میگوید دخترانی که در سن پایین ازدواج میکنند، ممکن است با مشکلات مختلف جسمی و اجتماعی روبهرو شوند؛ زیرا بدن آنان هنوز به رشد و آمادگی کامل برای بارداری و زایمان نرسیده است. «اگر یک دختر در سن کم ازدواج کند، بدنش هنوز به بلوغ و پختگی کامل نرسیده و از لحاظ اجتماعی نیز ممکن است مهارت برقراری روابط را به اندازهی کافی یاد نگرفته باشد.»
به گفتهی این پزشک، بارداری و زایمان در سن پایین میتواند خطرهایی مانند زایمان دشوار و خونریزی شدید را افزایش دهد و در مواردی سلامت و زندگی مادر را با خطر جدی روبهرو کند. او میافزاید که از نظر طبی، معمولاً ازدواج و بارداری پس از ۱۸ سالگی وضعیت مناسبتری دارد؛ زیرا در این مرحله بدن دختر تا حد بیشتری برای بارداری و زایمان آمادگی پیدا کرده و فرد نیز فرصت بیشتری برای یادگیری مهارتهای مراقبت از خود و فرزند خواهد داشت.
رضایت و آمادگی دختر در ازدواج
در حالی که ازدواجهای زودهنگام و اجباری در افغانستان به یک رسم و رواج تبدیل شده و بر بنیاد دادههای سازمان ملل متحد، در سالهای پسین نیز افزایش یافته، شماری از آگاهان مسایل دینی میگویند که رضایت دختر هنگام عقد نکاح شرط است.
خجسته سلطانی، آگاه مسایل دینی، میگوید در اسلام، ازدواج تنها به موضوع سن محدود نمیشود، بلکه عاملهایی مانند مصلحت، بلوغ، رشد، آگاهی و آمادگی برای آغاز زندگی مشترک نیز اهمیت دارد.
او میگوید: «اگر یک فرد، بهویژه یک دختر خانم، آمادگی کامل برای آغاز یک زندگی مشترک را نداشته باشد، حتا از دیدگاه دینی و اسلامی نیز نمیتواند مسوولیتهای خود را بهدرستی ادا کند و در این مسیر با مشکلات روبهرو میشود.»
به گفتهی سلطانی، یکی از هدفهای مهم ازدواج در اسلام، ایجاد آرامش در زندگی مشترک و فراهمکردن زمینه برای پرورش فرزند سالم است؛ موضوعی که به باور او، در نتیجهی فهم، آگاهی و آمادگی دو طرف به وجود میآید.
او تاکید میکند که رضایت دختر در ازدواج اهمیت دارد و میگوید: «اسلام به دختر این حق را داده است که ازدواج صحیح و درست داشته باشد و یکی از اصول ازدواج صحیح، داشتن رضایت است. رضایت نیز در نتیجهی بلوغ، رشد و آگاهی به وجود میآید.»
خجسته سلطانی، تاکید میکند که بلوغ، رشد، آگاهی و رضایت در ازدواج اهمیت اساسی دارد؛ چه فرد زن باشد و چه مرد.
چرا برخی خانوادهها دختران را در سن پایین ازدواج میدهند؟
زهرا حسینی، فعال حقوق زن، میگوید که ازدواج در سن پایین میتواند مسیر زندگی یک دختر را خیلی زود تغییر دهد و مسوولیتهای زیادی مانند همسرداری و فرزندداری را در سنی بر دوش او بگذارد که هنوز برای پذیرش این مسوولیتها آمادگی کافی ندارد.
او میافزاید: «دختری که در سن کم ازدواج میکند، خیلی زود از خانوادهی خود دور میشود و ممکن است همان اندازه توجه و محبتی را که نیاز دارد، دریافت نکند. این وضعیت میتواند باعث شود که او در زندگی مشترک احساس تنهایی و خلأ کند.»
به گفتهی حسینی، فشارهای خانوادگی نیز میتواند مشکلات بیشتری برای دختران کمسن ایجاد کند و در برخی موارد زمینه را برای خشونت خانوادگی فراهم سازد. او مشکلات اقتصادی را یکی از دلیلهای ازدواج زودهنگام میداند و میگوید برخی خانوادهها به دلیل فشارهای مالی، برای کاهش مسوولیت اقتصادی خود، به نخستین خواستگاری که برای دخترشان میآید پاسخ مثبت میدهند.
حسینی همچنان به موضوعهای ناموسی و فشارهای اجتماعی اشاره میکند و میگوید برخی خانوادهها به دلیل نگرانی از اینکه دخترشان برای مدت طولانی در خانه بماند و یا به دلیل ترس از قضاوت دیگران، تصمیم به ازدواج زودهنگام میگیرند.
او پایینبودن سطح آگاهی خانوادهها را نیز یکی دیگر از عاملهای ازدواج زودهنگام میداند و تاکید میکند که خانوادهها باید بدانند ازدواج دختر در سن مناسب، همراه با آگاهی و رضایت او، اهمیت زیادی دارد. این فعال حقوق زن پیشنهاد میکند خانوادهها به جای ازدواج زودهنگام، فرصت آموزش و یادگیری مهارتهای مختلف را برای دختران فراهم کنند.
او میگوید: «باید در قدم اول منتظر بمانیم تا دختران ما به سن مناسب ازدواج برسند. اگر مشکل اقتصادی داریم، به دختران خود مهارتهای مختلف یاد بدهیم که در این مسیر یاور ما شوند.»
به گفتهی حسینی، آموزش دربارهی مسوولیتهای ازدواج، زندگی مشترک و فرزندداری نیز میتواند به دختران کمک کند تا در آینده با آگاهی و آمادگی بیشتری وارد زندگی مشترک شوند.
در افغانستان، ازدواج در سن پایین همچنان یکی از چالشهای جدی برای دختران است. بر اساس یافتههای سروی شاخصهای چندگانهی افغانستان در سالهای ۲۰۲۲–۲۰۲۳، ۳۸.۹ درصد زنان ۲۰ تا ۴۹ساله گفته که پیش از ۱۸سالگی ازدواج کردهاند؛ این رقم در منطقههای روستایی به ۴۰.۹ درصد میرسد. در میان زنان ۲۰ تا ۲۴ساله نیز ۲۸.۷ درصد پیش از ۱ سالگی ازدواج کردهاند. فقر، فشارهای اقتصادی، نگرانی خانوادهها از آیندهی دختران، هنجارهای اجتماعی و محدودیت دسترسی به آموزش، از عاملهایی دانسته میشوند که میتوانند زمینهی ازدواج زودهنگام را فراهم کنند.



