نوای میان خاموشی؛ «با موسیقی افکارم را بیان میکنم»
گزارشگر: خاطره خیراندیش | ویراستار: آینور سعیدپور
برای صاحب سادات، موسیقی قرار نیست به شهرت، صحنههای بزرگ یا موفقیت حرفهای ختم شود. موسیقی برای او چیزی فراتر از یک هدف است؛ بخشی از زندگی و راهی برای بیان احساساتی که گاهی کلمات از گفتنشان ناتوان اند. او موسیقی را برای رسیدن به مقصدی مشخص دوست ندارد؛ موسیقی را برای خود موسیقی دوست دارد؛ برای لحظههایی که با یک نغمه، احساسش را زندگی میکند، آرام میشود و حرفهای ناگفتهاش را به صدا تبدیل میکند.
صاحب سادات، ۲۵ساله از یکی از ولایتهای دوردست افغانستان است که اکنون برای ادامهی تحصیل در قرقیزستان زندگی میکند. او از کودکی با موسیقی و آواز انس داشته و میگوید موسیقی برایش به بخشی جداییناپذیر از وجودش تبدیل شده است.
در این گفتوگو، صاحب از نخستین خاطراتش با موسیقی، احساسی که هنگام شنیدن و زمزمهکردن آهنگها دارد، محدودیتهایی که دختران در افغانستان با آن روبهرو هستند و عشقی که همچنان او را به موسیقی پیوند داده است، میگوید.
گفتوگوی خبرگزاری بانوان افغانستان با صاحب سادات، نوازنده
خیراندیش: در ابتدا خودتان را معرفی کنید.
صاحب سادات: صاحب سادات هستم، از یکی از ولایتهای نسبتاً دوردست افغانستان. فعلاً در قرقیزستان مصروف تحصیل هستم و سرشار از عشق به موسیقیام.
خیراندیش: از چه زمانی فهمیدید که موسیقی برای شما فقط یک علاقه ساده نیست؟
سادات: موسیقی همیشه برای من معنای خاصی داشته است. از وقتی به یاد دارم، علاقهی زیادی به موسیقی و آوازخواندن داشتم. حتا هنگام انجام کارهای خانه، مثلاً ظرف شستن یا جاروزدن، با خودم زمزمه میکردم.
خانوادهام همیشه میگویند که من از کودکی همینطور مشتاق موسیقی و آوازخوانی بودم. میتوانم بگویم از وقتی خودم را شناختم، متوجه شدم که علاقه شدیدی به موسیقی دارم.
خیراندیش: چه چیزی باعث شد تصمیم بگیرید موسیقی را بهصورت جدی دنبال کنید؟
سادات: راستش هنوز بهصورت جدی وارد دنیای موسیقی نشدهام. زمانی که ما مکتب میرفتیم، هر دختری نمیتوانست هم مکتب را ادامه بدهد و هم موسیقی کار کند؛ چون در مکتب سهپارچه اجباری بود و شرایط برای دختران آسان نبود.
بعد از آن هم شرایط عادی نبود. از طرف دیگر، من هیچوقت هدفی مثل مشهورشدن یا خوانندهی معروفشدن نداشتم. برای من موسیقی خودش عشق است. میخواهم با موسیقی زندگی کنم، آنطور که خودم دوست دارم.
خیراندیش: نخستین بار که ساز یا آواز را تمرین کردید، چه احساسی داشتید؟
سادات: کردم میتوانم با موسیقی انس بگیرم و موسیقی تبدیل به بهترین دوستم شود. احساس کردم این تنها چیزی است که میتوانم خودم و افکارم را در قالب آن بیان کنم.
خیراندیش: نخستین چیزی که در موسیقی یاد گرفتید چه بود؟
سادات: اولین چیزی که در موسیقی فهمیدم این بود که احساس اهمیت زیادی دارد. اگر موسیقی با احساس همراه نباشد، به دل کسی نمینشیند.
در ادامه، سُر و لیِ یک آهنگ و تأثیری که در کاملشدن موسیقی دارد، مهم است؛ بعد انتخاب کلام و سازگاری آن با احساسات. البته من هنوز همه این موارد را بهصورت کامل درک نکردهام، اما تلاش میکنم آهنگ و آوازم با احساس باشد.
خیراندیش: چه کسی بیشتر از همه شما را برای دنبالکردن موسیقی تشویق کرد؟
سادات: دوستانم. دوستانم با طرفداری و تشویقهایشان باعث شدند این استعدادم را جدی بگیرم. گاهی برایشان زمزمه میکردم و آنها جذب میشدند و میگفتند: «صدایت خیلی خوب است، تو باید آوازخوان شوی.»
در کنار دوستانم، خانوادهام نیز همیشه تشویقم میکنند و میگویند اگر جایی که زندگی میکنیم شرایط فراهم است، به کلاس موسیقی برو و این مسیر را ادامه بده.
خیراندیش: موسیقی چه احساسی در شما ایجاد میکند که چیزهای دیگر نمیتوانند؟
سادات: موسیقی برای من حس زیبایی دارد. وقتی یک آهنگ را میشنوم، خودم را در آن تصور میکنم. موسیقی به من حس زندگی و آرامش میدهد.
فکر میکنم موسیقی تنها چیزی است که هم بهطور طبیعی در آن استعداد دارم و هم به آن علاقهمندم. وقتی برای اولین بار جدیتر تمرین کردم، احساس کردم این همان چیزی است که میتوانم بهوسیلهی آن خودم را بیان کنم؛ چیزی جداییناپذیر از وجودم.
خیراندیش: وقتی ناراحت هستید، موسیقی چه نقشی در زندگی شما دارد؟
سادات: موسیقی در هر لحظه برای من نقش روحیهدهنده و بیانکننده دارد. وقتی ناراحت هستم، زمزمهکردن آهنگهای غمگین پناهگاه من میشود. با موسیقی درد و ناراحتیام را بیان میکنم. میشود گفت حتا در لحظههای ناراحتی هم موسیقی را زندگی میکنم.
خیراندیش: آیا آهنگ یا خوانندهای وجود دارد که زندگی یا نگاه شما به دنیا را تغییر داده باشد؟
سادات: خوانندههای زیادی هستند که دوست دارم، اما یک خواننده خاص که بگویم زندگیام را تغییر داده، ندارم. در حقیقت، من بیشتر آهنگها را دوست دارم تا خوانندهها را.
من با آهنگ احساس میگیرم و شاید آهنگهای زیادی از هنرمندان مختلف باشد که دوست داشته باشم و بارها زمزمه کرده باشم.
خیراندیش: اگر بخواهید شخصیت خودتان را با یک آهنگ توصیف کنید، چه آهنگی را انتخاب میکنید؟
سادات: در کل شخصیت عجیبی دارم. از درون خیلی غمگین هستم، اما در ظاهر شاد و خندانم و همه مرا بهعنوان آدمی شوخطبع میشناسند. اما اگر بخواهم خودم را در قالب یک آهنگ پیدا کنم، شاید یک آهنگ غمگین بیشتر شبیه من باشد.
خیراندیش: موسیقی برای شما بیشتر «رویا» است، «عشق» است یا «راهی برای بیان خودتان»؟ چرا؟
سادات: برای من موسیقی بیشتر عشق است تا رویا. موسیقی را دوست دارم و میخواهم با آن زندگی کنم و خودم را در قالب آن بیان کنم.
من موسیقی را به خاطر احساسش دوست دارم، نه برای اینکه خواننده معروف شوم یا به هدف خاصی برسم. موسیقی به بخشی جداییناپذیر از وجودم تبدیل شده است.
خیراندیش: دوست دارید روزی روی صحنه اجرا داشته باشید؟
سادات: قبلاً روی این موضوع تمرکز نکرده بودم، اما بعد از اینکه در یک برنامه قبلی این سوال مطرح شد، باعث شد به آن فکر کنم. حالا به این نتیجه رسیدهام که اگر شرایط فراهم شود، دوست دارم روی صحنه اجرا کنم و درون و احساساتم را در قالب یک آهنگ با مردمم در میان بگذارم.
خیراندیش: دوست دارید مردم وقتی صدای شما یا موسیقیتان را میشنوند، چه احساسی پیدا کنند؟
سادات: دوست دارم احساس آرامش و خوشآیندی داشته باشند. نمیخواهم وقتی موسیقی مرا میشنوند، فقط به درست تلفظکردن کلمهها یا کیفیت صدایم توجه کنند. میخواهم قضاوت نکنند؛ فقط موسیقی را احساس کنند و زندگی خودشان را در آن تصور کنند.
خیراندیش: بزرگترین ترس شما دربارهی ادامهی این مسیر چیست؟
سادات: نگرانی و ترسم این است که همینجا متوقف نشوم. باید رشد کنم و این مهارت را بهصورت درست در وجودم آبیاری کنم. در این مدتی که گذشته، زمینه فراهم نبوده تا بیشتر کار کنم، کلیپ بسازم یا به یک مرکز رسمی برای آموزش موسیقی بروم. همین موضوع باعث شده نتوانم آنطور که میخواهم پیش بروم.
خیراندیش: شرایط امروز افغانستان چه تأثیری بر مسیر موسیقی شما و دیگر دختران گذاشته است؟
سادات: شرایط افغانستان حقیقتاً تأثیر زیادی داشته است. فعلاً در قرقیزستان هستم و وقتی شرایط اینجا را با افغانستان مقایسه میکنم، با خودم میگویم اگر چنین شرایطی در کشور من وجود میداشت یا من در اینجا متولد میشدم، با این حسی که به موسیقی دارم، شاید امروز یک هنرمند میبودم. شاید در سطح جهان نبودم، اما دستکم در سطح کشور یا جامعه خودم فعالیت میکردم.
اما شرایط و محدودیتهای افغانستان باعث شده بسیاری از دختران حتا علاقهی خود به موسیقی را دنبال نکنند یا آن را سرکوب کنند. در سوی دیگر، خانوادهها نیز همیشه امکان حمایت از دختران علاقهمند به موسیقی را ندارند.
خیراندیش: آیا محدودیتها باعث شده دختران در افغانستان فرصتهایی را که برای یادگیری یا اجرای موسیقی داشتند از دست بدهند؟
سادات: در گذشته شاید اوضاع کمی بهتر بود، اما فعلاً شرایط بسیار تغییر کرده است. زنان و دختران از بسیاری از حقوق خود محروم اند؛ چه برسد به موسیقی که یک هنر است. امروزه دختران حتا به حقوق اولیهای مانند کار و تحصیل دسترسی ندارند و وقتی صحبت از موسیقی میشود، طبیعی است که در چنین شرایطی این موضوع در اولویت قرار نگیرد.
خیراندیش: خانوادهها در افغانستان با علاقه و فعالیت موسیقی دختران چگونه برخورد میکنند؟
سادات: در افغانستان خانوادههای کمی پیدا میشوند که بهطور کامل حامی دختران خود در مسیر موسیقی باشند. با محدودیتهای فعلی، حتا خانوادههایی که میخواهند از خواست و علاقه دخترانشان حمایت کنند، گاهی به دلیل نبود شرایط مناسب نمیتوانند این کار را انجام دهند.
خیراندیش: فکر میکنید دختران علاقهمند به موسیقی در افغانستان بیشتر از چه چیزی محروم اند؟
سادات: محرومیت، نبود حمایت از سوی خانوادههاست و در کنار آن، شرایط حاکم در کشور. فعلاً زمینهی مناسب برای آموزش موسیقی در کشور وجود ندارد و همین موضوع فرصت رشد بسیاری از استعدادها را از دختران گرفته است.
خیراندیش: با وجود همه محدودیتها، چه چیزی باعث شده دختران در افغانستان هنوز به موسیقی علاقهمند باشند؟
سادات: عشق به موسیقی بزرگترین دلیل است که دختری در شرایطی مانند افغانستان هنوز از رویاداشتن و نواختن موسیقی دست نکشیده باشد. بسیاری از دختران به دلیل محدودیتهای موجود به کشورهای دیگر رفتهاند تا بتوانند این مسیر را دنبال کنند. تعدادی هم شاید در داخل افغانستان، بهصورت پنهانی یا در فضای مجازی، موسیقی را تمرین میکنند.
بیشتر خوانندهها، مخصوصاً دختران دوست دارند آوازخوان شوند تا صدای زنان افغانستانی و صدای دردهایشان را به گوش عالم برسانند.
همین موضوع نشان میدهد موسیقی چه قدرت و جذابیتی دارد و عشق به موسیقی چگونه میتواند حتا در سختترین شرایط، یک انسان را به ادامهدادن امیدوار نگه دارد.



