نخستین قاعدگی دختران؛ تجربهای که به کابوس تبدیل میشود
گزارشگر: بهار ادیب | ویراستار: حدیث حبیبیار
نخستین قاعدگی برای بسیاری از دختران، لحظهای از ورود به مرحلهای تازه از زندگی است؛ اما در نبود آگاهی و گفتوگوی صمیمی در خانوادهها، این تجربه طبیعی گاهی با ترس، شرم و نگرانی آغاز میشود. سکوت پیرامون قاعدگی در بسیاری از خانوادهها سبب شده تا شماری از دختران در نخستین مواجهه با خونریزی ماهانه، بهجای شناخت تغییرات بدن خود، آن را نشانهی بیماری یا مشکلی ناشناخته تصور کنند.
فریده واحدی، باشندهی هرات، نخستین قاعدگی خود را زمانی تجربه کرد که ۱۲سال داشت. او آن روز را یکی از ترسناکترین لحظههای زندگیاش میداند؛ زمانی که بدون آمادگی قبلی با تغییر ناگهانی بدنش روبهرو شد. «در کوچه مشغول بازی بودم که ناگهان دلدرد شدیدی گرفتم. بعد متوجه شدم خونریزی دارم. خیلی ترسیده بودم و فکر میکردم مریض شدهام. فقط گریه میکردم و نمیدانستم چه اتفاقی برایم افتاده است.»
او میافزاید که پیش از آن، مادرش چند بار دربارهی قاعدگی برایش توضیح داده بود، اما هیچگاه فکر نمیکرد این مرحله در آن سن برایش آغاز شود. به گفتهی او، اطلاعاتی که پیش از آن شنیده بود، برایش کافی نبود؛ زیرا نمیدانست دردهای جسمی مانند دلدرد و کمردرد نیز بخشی از این روند طبیعی است. «اگر از قبل میدانستم که درد هم یکی از نشانههای نخستین پریود است، شاید آنقدر نمیترسیدم و برایم مانند یک کابوس نمیشد. بیشتر از خونریزی، همان دردها سبب شده بود که فکر کنم اتفاق بدی برایم افتاده است.»
فریدهی ۱۵ساله، پس از گذشت چند سال از نخستین تجربهی قاعدگیاش، میگوید که اگرچه آن روز برایش با ترس آغاز شد، اما آگاهی و حمایت مادرش کمک کرد تا این مرحله را بهتر بپذیرد. او باور دارد بسیاری از دختران میتوانند تجربهی آسانتری داشته باشند، اگر پیش از رسیدن به این مرحله اطلاعات کافی دریافت کنند.
ضیاگل، مادر فریده، برای جلوگیری از ترس و سردرگمی دخترش تلاش کرده بود پیش از رسیدن او به سن بلوغ، دربارهی تغییرات بدن با او صحبت کند. به باور او، آمادهسازی ذهنی دختران پیش از نخستین قاعدگی میتواند از بسیاری از نگرانیها جلوگیری کند. «به او گفته بودم که ممکن است در این سن پریود شود و اگر چنین اتفاقی افتاد، نترسد؛ چون بخشی از رشد طبیعی دختران است.»
او میافزاید که با وجود این گفتوگوها، فریده در نخستین تجربهی خود همچنان نگران بود. نگرانی اصلی او تنها خونریزی نبود؛ بلکه ترس از تغییر جایگاه اجتماعیاش، نرفتن به مکتب و واکنش همسنوسالانش نیز ذهنش را درگیر کرده بود. «او فکر میکرد شاید بعد از شروع قاعدگی دیگر نتواند مثل گذشته به مکتب یا مسجد برود و دیگران دربارهاش حرف بزنند. برای یک دختر نوجوان، این نگرانیها بسیار سنگین است.»
بسیاری از دختران در افغانستان بهدلیل نبود آموزش درست در خانواده و جامعه، قاعدگی را با اضطراب و احساس شرم آغاز میکنند.
فاضله، متخصص نسایی و ولادی، آگاهی پیش از بلوغ را یکی از مهمترین عوامل کاهش ترس دختران در زمان نخستین قاعدگی عنوان میکند. او توضیح میدهد که آغاز قاعدگی معمولاً میان ۱۰ تا ۱۵سالگی رخ میدهد و در بیشتر موارد، دختران بین ۱۲ تا ۱۳سالگی نخستین تجربه خود را دارند.
این متخصص عوامل مختلفی مانند ویژگیهای ژنتیکی، وضعیت تغذیه، وزن بدن، میزان فعالیت جسمی، تغییرات هورمونی و شرایط محیطی را در زمان آغاز قاعدگی مؤثر میداند. «خونریزی خفیف تا متوسط، دلدرد، کمردرد و نامنظم بودن چرخهی قاعدگی در یکیدو سال نخست، معمولاً طبیعی است؛ اما خونریزی بسیار شدید، درد غیرقابل تحمل، ادامهی خونریزی بیش از هفت روز یا آغاز قاعدگی در سنین غیرطبیعی نیاز به بررسی پزشکی دارد.»
این پزشک تاکید میکند که خانوادهها نباید آموزش دربارهی بلوغ و قاعدگی را به زمانی واگذار کنند که دختر برای نخستینبار با خونریزی ماهانه روبهرو میشود. به باور او، گفتوگو دربارهی تغییرات بدن باید پیش از آغاز بلوغ و با زبانی ساده و متناسب با سن کودک انجام شود تا دختران بتوانند این مرحله را بدون ترس و نگرانی پشت سر بگذارند. «دختران باید پیش از نخستین قاعدگی بدانند که چه تغییراتی در بدنشان رخ میدهد، چگونه از خود مراقبت کنند، چگونه وسایل بهداشت قاعدگی را استفاده کنند و بدانند که این روند نشانهی بیماری نیست.»
خانم فاضله، یکی از مشکلات جدی در جامعه را وجود باورهای نادرست دربارهی قاعدگی میداند. به گفتهی او، برخی خانوادهها هنوز قاعدگی را موضوعی شرمآور میدانند یا آغاز آن را به معنای آمادهشدن فوری دختر برای ازدواج و مادرشدن تعبیر میکنند؛ در حالی که این برداشتها میتواند آسیبهای روانی و اجتماعی برای دختران ایجاد کند. «شروع قاعدگی تنها نشاندهندهی آغاز یک روند طبیعی در بدن است و به این معنا نیست که یک دختر از نظر فکری، عاطفی یا اجتماعی آمادهی مسوولیتهای بزرگ زندگی شده است.»
همچنان صدیقه نظری، روانشناس، تاثیر نخستین قاعدگی بر احساسات و تصویر ذهنی دختران از بدن خود را مهم میداند. او باور دارد دختری که بدون آگاهی با این مرحله روبهرو شود، ممکن است احساس ترس، خجالت یا حتا بیگانگی با بدن خود پیدا کند.
به گفتهی او، دخترانی که پیش از آغاز قاعدگی آموزش دیدهاند، معمولاً این تغییر را بخشی از روند رشد خود میپذیرند و با آرامش بیشتری با آن کنار میآیند؛ اما نبود اطلاعات کافی میتواند زمینهساز اضطراب، کاهش اعتمادبهنفس و نگرانیهای طولانیمدت شود. «وقتی دختران احساس شرم یا ترس کنند، ممکن است دربارهی مشکلات خود صحبت نکنند، بهداشت قاعدگی را درست رعایت نکنند، از رفتن به مکتب یا کورس خودداری کنند و بهتدریج از دیگران فاصله بگیرند.»
خانم نظری، آغاز آموزش دربارهی بلوغ را از حدود ۹سالگی مناسب میداند و تاکید میکند که این آموزش باید بدون ترساندن کودک، با آرامش و صداقت ارایه شود. به باور او، خانوادهها باید فضایی ایجاد کنند که دختران بتوانند دربارهی پرسشها و نگرانیهای خود بدون احساس شرم صحبت کنند. «مادر باید نخستین فردی باشد که دخترش بتواند دربارهی تغییرات بدن خود با او صحبت کند. اگر دختر احساس کند قضاوت نمیشود، مشکلات خود را راحتتر مطرح خواهد کرد.»
در همین حال صدف نورزی، فعال حقوق زن نیز سکوت اجتماعی دربارهی قاعدگی را یکی از عوامل اصلی پایینبودن سطح آگاهی دختران میداند. او میگوید در بسیاری از خانوادهها و محیطهای آموزشی، این موضوع هنوز بهعنوان مسالهی ممنوع یا شرمآور دیده میشود و همین نگرش سبب شده است که بسیاری از دختران اطلاعات ضروری را دریافت نکنند. «بسیاری از دختران در نخستین تجربه قاعدگی فکر میکنند به بیماری خطرناکی دچار شدهاند. این ناآگاهی نهتنها اعتمادبهنفس آنان را کاهش میدهد، بلکه میتواند بر سلامت و حضور اجتماعیشان نیز اثر بگذارد.»
این فعال حقوق زن، نقش خانواده، مکتب، رسانهها و مرکزهای صحی را در افزایش آگاهی دربارهی بهداشت قاعدگی مهم میداند. به گفتهی او، آموزش صحیح تنها مسوولیت یک نهاد خاص نیست؛ بلکه مجموعهای از بخشهای مختلف جامعه باید برای شکستن تابوهای مرتبط با قاعدگی همکاری کنند.
او همچنان آگاهی پسران دربارهی این موضوع را مهم میداند و میگوید شناخت درست آنان از قاعدگی میتواند از تمسخر دختران جلوگیری کند و زمینهی احترام متقابل میان دختران و پسران را افزایش دهد.
قاعدگی بخشی طبیعی از روند رشد و بلوغ دختران است که معمولاً در سالهای نوجوانی آغاز میشود؛ اما در بسیاری از جوامع، از جمله افغانستان، این موضوع هنوز با سکوت، شرم و باورهای نادرست همراه است. نبود آموزشهای کافی دربارهی تغییرات بدن، بهداشت قاعدگی و چگونگی مدیریت این دوره، باعث میشود شماری از دختران نخستین تجربهی خود را با ترس، اضطراب و سردرگمی آغاز کنند.
در کنار کمبود آگاهی، دسترسی محدود دختران به خدمات صحی و کمبود پزشکان زن، بهویژه پزشکان سیار در منطقههای مختلف، از دیگر چالشهایی است که میتواند رسیدگی به مشکلات مربوط به قاعدگی و سلامت دختران را دشوار کند.



