تجربهی زنان از خیابانآزاری؛ «پنج تا شش روز از خانه بیرون شده نمیتوانستم»
گزارشگر: بهار ادیب | ویرستار: آینور سعیدپور

صبحهای هرات برای سمیرا گاهی با تردید آغاز میشود. او در لحظهای که باید از خانه بیرون برود، مقابل دروازه مکث میکند و گاهی تصمیم میگیرد همان روز اصلاً بیرون نرود. دلیل این تصمیمها، به گفتهی او، تجربههای تکرارشونده آزار و مزاحمت در خیابانهای شهر است که باعث شده رفتوآمد روزمرهاش همیشه با نگرانی همراه باشد.
سمیرا، باشندهی هرات، میگوید آزار و اذیتهای خیابانی از دوران نوجوانیاش آغاز شد؛ زمانی که برای رفتن به مکتب و مرکزهای آموزشی از کوچهها و سرکهای شهر عبور میکرد. به گفتهی او، مزاحمتهای خیابانی در ابتدا پراکنده بود، اما با گذشت زمان به تجربهای تکرارشونده تبدیل شد که بر احساس او نسبت به فضای عمومی اثر گذاشت.
او در صحبتی با خبرگزاری بانوان افغانستان، میگوید که آزار و اذیتهای خیابانی که تقریبا به گونهی روزمره برایش تکرار میشود، سبب انزوای بیشترش از اجتماع شده است. «از زمان که تازه نوجوان شده بودم و به مکتب و کورسهای آموزشی میرفتم، در سرکها و حتا برخی مکانهای آموزشی با آزار و اذیت روبهرو بودم. این رفتارها باعث میشود یک زن یا دختر بیرون از خانه احساس آرامش نداشته باشد و روی روحیه و روان انسان تأثیر منفی بگذارد.»
او میافزاید که این تجربهها تنها به گذشته محدود نمانده و هنوز هم در ذهنش باقی است. به گفتهی او، حتا زمانی که شرایط بیرونرفتن دارد، نوعی نگرانی در تصمیمگیریاش نقش دارد که آیا بیرونرفتن ارزش مواجهه با همان تجربههای گذشته را دارد یا نه.
به گفتهی سمیرا، ترس از روبهروشدن با آزارهای خیابانی سبب شده که گاهی حتا شش روز نیز از خانه بیرون نشود؛ وضعیتی که سبب شده کارهای روزمرهاش با اختلال جدی روبهرو شود. «ترس از اجتماع و مردم و احساس ناامنی بیرون از خانه هنوز هم با من است. روزهایی بوده که پنج تا شش روز از خانه بیرون شده نمیتوانستم و از درسهایم عقب میماندم.»
در کنار سمیرا، سونیا محمدی، دیگر باشندهی هرات نیز، از تجربههای مشابه در فضای عمومی شهر صحبت میکند. او بیشتر بر تجربه حضور در بازارها، سرکها و مکانهای عمومی تأکید دارد؛ جایی که به گفتهی او، رفتارهای آزاردهنده باعث شده احساس راحتی در برخی فضاها کاهش پیدا کند.
آزار و اذیتهای مداوم خیابانی سبب شده که محمدی رفتوآمدش به فضاهای عمومی را بهشدت محمد کند. او این تجربه را آزاردهنده عنوان کرده و میافزاید که این وضعیت آرامش و احساس امنیت در جامعه را از او گرفته است.
این باشندهی هرات، بخشی از مواجهه با آزاهای خیابانی را چنین روایت میکند: «در رفتوآمدهای روزمرهام بارها پیش آمده که با رفتارهایی مواجه شوم که برایم خوشآیند نبوده است. منظورم فقط یک اتفاق خاص نیست، بلکه مجموعهای از رفتارها مثل نگاههای طولانی، متلکگویی یا چیزهایی است که باعث میشود احساس کنی در فضای عمومی آن آرامشی که باید وجود داشته باشد، وجود ندارد.»
تکرار این تجربه سبب شده که سونیا از مکانهای پرجنبوجوش به کوچهها و خیابانهای خلوتتر پناه ببرد تا شاید از شدت این وضعیت کاسته شود. او بارها مسیر راهش را تغییر داده تا چنین وضعیتی روبهرو نشود با این حال، بارها روایتهای مشابه از خیابانآزاری برایش تکرار شده است. « در نتیجه، کمکم ترجیح دادم بعضی وقتها تنها بیرون نروم و اگر کاری داشته باشم، همراه خانواده یا دوستانم بروم. حتا مسیرهایی را انتخاب میکنم که شلوغتر باشد، چون در آنجا احساس میکنم کمتر در معرض این رفتارها قرار میگیرم.»
به گفتهی سونیا، این تغییرها به مرور بخشی از رفتار روزمرهاش شده و بدون اینکه متوجه باشد، نحوه رفتوآمدش در شهر را تغییر داده است.
گفتوگو با زنان دیگر نیز، نشان میدهد که این تجربهها در اشکال مختلف تکرار میشود. برخی از آنان از تغییر مسیرهای رفتوآمد، برخی از محدودکردن زمان بیرونرفتن، و برخی دیگر از وابستگی بیشتر به همراهی خانواده در فضاهای عمومی صحبت میکنند.
مرضیه میرزایی، فعال حقوق زن، آزار خیابانی را یکی از عواملی میداند که میتواند بر حضور اجتماعی زنان تأثیر بگذارد. به باور او، زمانی که احساس امنیت در فضای عمومی کاهش یابد، این موضوع بهتدریج در انتخابهای روزمره، نوع رفتوآمد و حتا میزان مشارکت اجتماعی زنان اثر میگذارد.
او در این مورد میگوید: «آزار و اذیت خیابانی یک موضوع جدی است که زنان را محدود میکند و باعث اضطراب آنان میشود. گاهی این ترس به حدی میرسد که زنان حتا از بیرونشدن از خانه نیز خودداری میکنند.»
این فعال حقوق زن، بیکاری، بیتوجهی اجتماعی و نبود برخورد جدی با عاملان این رفتارها را از عاملهای گسترش این پدیده عنوان کرده و تاکید میکند که نهادهای مسئول باید در برابر چنین مواردی برخورد قانونی داشته باشند.
در همین حال، وحید گلرانی، جامعهشناس و استاد دانشگاه جورج واشنگتن، آزار خیابانی را پدیدهای فراتر از رفتارهای فردی میداند و آن را در پیوند با ساختارهای اجتماعی تحلیل میکند. «اگر از دید جامعهشناسی نگاه کنیم، آزار خیابانی صرفاً یک رفتار شخصی یا اخلاقی نیست. این پدیده ریشه در نابرابریهای جنسیتی و ساختارهای مردسالارانه دارد که در جامعه نهادینه شده است.»
به باور او، مجموعهای از عاملهای اجتماعی و اقتصادی نیز در تداوم این وضعیت نقش دارند؛ از جمله تفکیکهای شدید جنسیتی، ضعف مهارتهای ارتباطی، بیکاری، سرخوردگی اجتماعی و کاهش نظارت اجتماعی.
گلرانی، تاکید میکند که آزار خیابانی برای بسیاری از زنان تنها یک تجربه لحظهای نیست، بلکه به تجربهای ماندگار تبدیل میشود که میتواند بر مسیر آموزش، اشتغال، مشارکت اجتماعی و حتا احساس تعلق آنان به جامعه تأثیر بگذارد.
او در عین حال، آگاهی عمومی را یکی از راههای مهم در کاهش این پدیده میداند و میگوید آموزش در مکتبها، رسانهها و نهادهای دینی میتواند در تغییر نگرشها و رفتارها نقش داشته باشد.
در چنین شرایطی، فضای عمومی برای بخشی از زنان فقط یک مسیر عبور نیست، بلکه محیطی است که در آن باید نوعی احتیاط دایمی را در نظر بگیرند. این وضعیت در کنار عوامل اجتماعی دیگر، تصویری پیچیده از تجربه حضور زنان در شهر ارایه میدهد.
سمیرا، میگوید هنوز هم روزهایی هست که مقابل دروازه خانه مکث میکند. لحظهای که در آن باید تصمیم بگیرد بیرونرفتن را ادامه دهد یا دوباره به داخل برگردد. بعضی روزها برمیگردد و بعضی روزها با همان نگرانی قدم به کوچه میگذارد.
او این وضعیت را بخشی از زندگی روزمره خود میداند؛ تصمیمهایی که شاید در ظاهر کوچک باشند، اما در عمل نشان میدهند چگونه تجربههای خیابانی میتوانند بر شکل حضور زنان در جامعه اثر بگذارند.



