از دسترفتن هویت علمی؛ حذف نظاممند آموزگاران زن از دانشگاههای افغانستان
گزارشگر: آیدا پویا | ویراستار: آینور سعیدپور
از اوایل ۱۴۰۴، طالبان روند حذف گسترده بستهای کاری در وزارتها، ادارهها و نهادهای آموزشی را آغاز کردهاند؛ روندی که بیشتر زنان و دخترانی را هدف قرار داده که در نظام جمهوری مصروف کار بودند. این اقدام، که در پی ممنوعیت کار زنان و بستهشدن دانشگاهها برای دختران اجرا شد، افزون بر تأثیر بر معیشت و موقعیت شغلی آنان، پرسشهای جدی درباره تبعیض جنسیتی و آینده حضور زنان در نهادهای آموزشی و دولتی ایجاد کرده است.
از همان آغاز حکومت طالبان، محدودیتهای کار و تحصیل برای زنان و دختران تدریجی و آهسته آغاز شد. در ۲۹ قوس ۱۴۰۱ زمانی که تمامی دانشگاههای دولتی و خصوصی در سراسر افغانستان تا «امر ثانی» به روی دختران بسته شد، صدها آموزگار زن نیز، شغلهایشان را از دست داده و خانهنشین شدند. بر اساس دادههای وزارت تحصیلات عالی نظام جمهوری، پیش از سقوط نظام، حدود ۸۵۰ زن در دانشگاههای افغانستان به عنوان آموزگار فعالیت میکردند.
در جوزای ۱۴۰۳، طالبان اقدام به کاهش حقوق تمامی کارمندان زن به ۵۰۰۰ افغانی در ماه کردند و از ۱۴۰۴ روند حذف گسترده بستهای آنان آغاز شد. این اقدام، که طالبان آن را اصلاحات ساختاری و کوچکسازی اداری مینامیدند، در عمل بسیاری از زنان را از مرکزهای آموزشی و اداری خارج کرد و فشار روانی شدیدی بر آنان وارد آورد.
آموزگاران زن، که سالها عمر و تجربه خود را در دانشگاهها و مرکزهای آموزشی سرمایهگذاری کردهاند، اکنون با بیکاری و فشار روانی شدید دستوپنجه نرم میکنند. ناهید، که ۱۲ سال در یکی از دانشگاههای معتبر دولتی تدریس کرده، نخست به دلیل ممنوعیت آموزش دختران از کار محروم و سپس بست آموزگاریاش نیز حذف شد.
او در گفتوگو با خبرگزاری بانوان افغانستان، لحظه اطلاع از حذف بست را اینگونه روایت میکند: «روز انتشار فهرست تنقیصشدهها وقتی کنار نامم «حذف بست» نوشته شده بود، احساس کردم هویت علمیام در یک لحظه نابود شد. اول فکر کردم اشتباه شده، اما نه… درست بود. هیچ کس هیچ توضیحی نداد. انگار اصلاً وجود ما لازم نبود.»
ناهید، میگوید که این تصمیم نه بر اساس شایستگی علمی، بلکه بر اساس گرایشهای جنسیتی اتخاذ شده است: «در جلسهای غیررسمی یکی از مدیران گفت برنامه ما کوچکسازی است، اما فقط زنان حذف شدند. آیا این عجیب نیست؟ چرا تلاشهای ما و حضور علمیمان بیارزش شد؟»
پس از حذف بست، ناهید روزانه با دشواریهای تازهای مواجه میشود. او دیگر نمیتواند وارد دانشگاه شود، دفتر، صنف و دانشجویان خود را ببیند و حتا دسترسی به منابع علمی که سالها روی آنها کار کرده بود، از او سلب شده است.
این آموزگار میگوید: «وقتی دانشکده رفتم، اجازه ورود ندادند. هیچ کس نگفت چرا حذف شدم، چه اشتباهی کردهام. گفتند بست شما در مرحله اصلاحات ساختاری قرار نگرفته است. ما انسان بودیم، نه یک شماره در جدول اداری.»
فرزانه (نام مستعار)، آموزگار دیگری با ۲۰ سال تجربه تدریس در دانشکدههای تعلیموتربیه، نیز از نابودی تلاشهای علمی و پژوهشی خود شکوه دارد. او میگوید که تمام پژوهشها، تدریسها و فعالیتهای عملیاش یکباره هیچ شده است. سالها زحمت برای تربیت دانشجویان و آینده علمی افغانستان، در یک لحظه از بین رفته است. او، تاکید میکند، زمانی که طالبان این اقدام را فقط اصلاحات اداری است، درد و ناامیدی آنان را کم نمیکند.
این آموزگار میافزاید که حذف بست برای بسیاری از زنان تنها از دستدادن شغل نبود، بلکه فروریختن هویت علمی، از دسترفتن فرصتهای پژوهشی و خاموششدن صداهای علمی زنان بوده است. «این اقدام سازمانیافته است و عملاً تنها به ظاهر اداری جلوه میکند، اما در عمق، تصمیمی سیاسی و جنسیتی است.»
حذف بست آموزگان زن از دانشگاههای افغانستان، تنها از دسترفتن آموزگاران زن نیست، بلکه دانشجویان نیز متاثر کرده است. فیاض، دانشجوی یکی از دانشگاههای دولتی در کابل، میگوید: «استادان زن برای ما تنها آموزگار نبودند، بلکه الهامبخش بودند. وقتی رفتند، انگار بخشی از اعتماد ما به آینده هم رفت. حضور استاد زن به معنی امنیت روحی، آزادی بیان و حس درک متقابل بود.»
این دانشجو تاکید میکند که آموزگاران زن نه تنها آموزش میدادند، بلکه انگیزه و اعتماد به نفس میآفریدند؛ انگیزهای که حالا محکوم به ماندن در چهاردیواری خانهها شده است.
کارشناسان آموزشی و جامعهشناسان نیز، معتقدند که حذف بست آموزگاران زن، تنها یک تصمیم اداری نیست بلکه حذف نظاممند زنان از ساختارهای دولتی و آموزشی است. یکی از جامعهشناسان کابل میگوید: «روند تنقیص بستها، به ویژه میان زنان، نشانه یک الگوی تکراری است که هدف آن حذف زنان از ساختارهای رسمی و محدودسازی دسترسی آنان به نهادهای علمی و آموزشی است.»
همزمان یکی از کارشناسان آموزشی نیز، این اقدام طالبان را برگرفته از تفسیرهای «جنسیتی» است که در نزدیک به پنج سال گذشته بیوقفه اجرا شده است.
این کارشناس آموزشی میگوید: «این تصمیم، کاملاً اجتماعی و جنسیتی است. تنقیص بستهای استادان زن، فروریختن سالها تلاش و زوال هویت علمی آنان است و نه تنها بر اساس شایستگی علمی اتخاذ نشده، بلکه از عمق سیاسی و فرهنگی قابل توجه برخوردار است.»
از اوایل ۱۴۰۴، حذف بستهای کاری زنان و دختران در ادارهها و دانشگاهها، تاثیرهای گستردهای بر جامعه و توسعه علمی افغانستان گذاشته است. این اقدام، سبب شده که هزاران زن از ساختار حکومتی حذف شود.
در پی سقوط نظام جمهوری زنان و دخترانی که در نهادها، وزارتها و ادارههای مختلف کار میکردند، شغلهایشان را از دست داده و خانهنشین و شماری از آنان نیز، مجبور به مهاجرت شده اند.



