دختری که درد، سکوت و امید را نقاشی میکند
آینور سعیدپور
فریبا، هنرمند جوان در حوزهی نقاشی دیجیتال و طراحی گرافیک، میگوید که هنر برایش تنها یک مهارت نیست، بلکه بخشی از هویت و زبان ناگفتههای اوست. او که پس از پایان مکتب بیشتر به دنیای هنر دیجیتال جذب شده، اکنون در شرایطی زندگی میکند که به گفتهی خودش، «باید میان بودن خودم و امنبودن یکی را انتخاب کنم».
فریبا از محدودیتهایی میگوید که زندگی و فعالیت هنریاش را خاموشتر کرده، اما باور دارد هنر هنوز هم برایش راهی برای مقاومت، بیان درد دختران محروم از آموزش و حفظ امید است؛ امیدی که میخواهد روزی بدون ترس و پنهانکاری آن را با جهان شریک کند.
گفتوگو با فریبا، هنرمند نقاش و طراح گرافیک
سعیدپور: خودت را معرفی کرده و در چه رشته هنری فعالیت میکنید؟
فریبا: اسمم فریبا است و هنرمند در حوزههای نقاشی دیجیتال و طراحی گرافیک استم. هنر برای من فقط یک مهارت نیست، بخشی از هویت من است.
سعیدپور: از چه زمانی به هنر علاقهمند شدید و چه چیزی باعث شد این مسیر را انتخاب کنید؟
فریبا: از کودکی به هنر علاقه داشتم. اما این علاقه بعد از ختم صنف یازدهم مکتب شکل دیگری به خود گرفت و بیشتر علاقهمند گرافیک و دنیای دیجیتال شدم و فهمیدم که این زبان من است.
سعیدپور: در مورد تحصیلات رسمیتان هم بگویید.
فریبا: فارغ چهارده از انستیتوت هنرهای زیبا و صنایع کابل هستم و متاسفانه به دلیل مشکلهای نتوانستم ادامه بدهم. اما یادگیری من هیچوقت متوقف نشده. بیشتر چیزی که امروز هستم، نتیجه تلاش شخصی و علاقهام به هنر است.
سعیدپور: نقاشی دیجیتالی و طراحی گرافیک چیست و چگونه یاد گرفتید؟
فریبا: نقاشی دیجیتالی برای من فقط تغییر ابزار نیست، تغییر یک جهان است—از کاغذ به صفحهای که بینهایت امکان دارد. و طراحی گرافیک هم زبانی است برای رساندن پیام، بدون نیاز به حرفزدن. من این مسیر را بیشتر خودم یاد گرفتم؛ با تجربه، با اشتباه، و با ادامه دادم.
سعیدپور: چگونه و با چه ابزار کار میکنید؟
فریبا: با سادهترین ابزارها شروع کردم—گاهی فقط یک موبایل ولی حالا با کمپیوتر و آیپد کار میکنم.
سعیدپور: چه چیزهایی را نقاشی و طراحی میکنید؟
فریبا: من فقط تصویر نمیکشم، احساس میکشم. بیشتر کارهایم دربارهی درون انسانهاست و چیزهایی است که معمولاً پنهان میماند، مثل درد، سکوت و امید.
سعیدپور: سبک نقاشیتان چیست؟
فریبا: سبک من بیشتر احساسی و آزاد است. خودم را در قالب مشخصی محدود نمیکنم، چون باور دارم احساس را نمیشود در چارچوب نگه داشت.
سعیدپور: نقاشی دیجیتالی چه تفاوتی با نقاشی ساده دارد؟
فریبا: در دیجیتال میتوانی اشتباه کنی و دوباره بسازی، اما در نقاشی سنتی هر خط تصمیم است. با این حال، هر دو برای من یک هدف دارند: بیان چیزی که در درونم است.
سعیدپور: هنر برای شما چه معنا دارد؟
فریبا: هنر برای من راهی است برای بیان چیزهایی که نمیتوانم با کلمهها بگویم. وقتی نقاشی دیجیتال کار میکنم، انگار با جهان حرف میزنم.
سعیدپور: آیا نقاشی دیجیتالی و گرافیک برای شما نوعی ابزار مقاومت است؟
فریبا: بله، کاملاً. وقتی نمیتوانی همهچیز را بلند بگویی، هنر تبدیل میشود به صدای تو. کارهای من شاید بیصدا باشند، اما درونشان حرفهای زیادی است.
سعیدپور: آیا هنر برایتان نوعی مقاومت یا بیان اعتراض است؟
فریبا: بله هنر من فریادی بیصداست و راهی است برای گفتن چیزهایی که گفتنش خطر دارد.
سعیدپور: بعد از تغییرهای نظام سیاسی و حاکمیت طالبان، چه تفاوتی در زندگی هنریتان به وجود آمده؟
فریبا: زندگی هنریام محدودتر و خاموشتر شده است. قبلاً با انرژی و انگیزه بیشتری کار میکردم، اما حالا بیشتر در سکوت میمانم و فکر میکنم اگر این محدودیت ها نبود من میتوانستم کارهایم را رونق بیشتری بدهم.
سعیدپور: آیا محدودیتهایی را در فعالیت هنری خود تجربه کردهای؟ چگونه؟
فریبا: بله، محدودیتهای زیادی مخصوصا که من یک طراح گرافیک هستم و خیلی دوست دارم در بیرون از خانه کار کنم، ولی این محدودیتها این فرصتها را از ما گرفته است و گاهی حتا سادهترین کارها هم سخت شدهاند.
سعیدپور: بزرگترین چالشی که بهعنوان یک دختر هنرمند با آن روبهرو استید، چیست؟
فریبا: بزرگترین چالش این است که باید بین بودن خودم و امنبودن یکی را انتخاب کنم. و این انتخاب برای من خیلی دردناک است.
سعیدپور: آیا تا به حال مجبور شدهاید هنر خود را پنهان کنید؟ چرا؟
فریبا: بله، بارها. چون همیشه امکان دیدهشدن امن وجود ندارد. گاهی پنهانکردن هنر، تنها راه ادامهدادن است.
سعیدپور: با چه چالشهایی روبهرو هستید؟
فریبا: چالشها زیاد است، از کمبود امکانات تا دیدهنشدن. گاهی محدودیتهایی که باعث میشود نتوانم آزادانه کارم را نشان بدهم. اما با همه اینها، ادامهدادن خودش یک نوع پیروزی است.
سعیدپور: آیا از این طریق درآمدی هم دارید؟ و آیا هزینه زندگیتان را تأمین میکند؟
فریبا: گاهی از این راه درآمد دارم، اما هنوز به ثبات نرسیده است. با این حال، برای من ارزشش فقط در پول نیست این مسیر بخشی از زندگی من است که نمیتوانم کنار بگذارم.
سعیدپور: اگر فرصت داشته باشید آزادانه هنر خلق کنید، چه چیزی را نشان میدهید؟
فریبا: درد دختران که از مکتب بازماندهاند، امید، دشواریهای زنبودن، آزادی و حق انتخاب و چیزهایی که حالا نمیتوانم کامل نشان دهم.
سعیدپور: اگر هیچ محدودیتی وجود نداشت، زندگی هنریتان چگونه بود؟
فریبا: زندگیام پر از رنگها، نمایشگاهها، دید و بازدید دختران هنرمند در فضای سبز، تجربههای جدید و آزادی میبود و زندگیای که در آن هنر نه پنهان، بلکه افتخار باشد، میبود.
سعیدپور: بزرگترین آرزوی هنریتان چیست؟
فریبا: اینکه روزی بتوانم در دنیایی زندگی کنم که ارزش هنر و هنرمند بودن را بدانند و بدون ترس، هنر خود را به دنیا نشان بدهم و الهامبخش دیگر دختران باشم.



