«خشونت، قتل و فراموشی»؛ مرگ خاموش زنان زیر حاکمیت طالبان

آی‌نور سعیدپور

قتل، لت‌وکوب، توهین در مکان‌های عمومی، ناپدیدشدن پرونده‌های خشونت و سکوتی که هر روز سنگین‌تر می‌شود؛ این‌ها بخشی از واقعیتی‌ست که زنان در افغانستان زیر حاکمیت طالبان با آن زندگی می‌کنند. در ماه‌های پسین، افزایش رویدادهای قتل و خشونت علیه زنان در ولایت‌های مختلف، موج تازه‌ای از نگرانی و اعتراض را در میان فعالان حقوق زن، خبرنگاران و شهروندان برانگیخته است. آنان، می‌گویند که نبود عدالت، معافیت عاملان خشونت از مجازات و محدودشدن زنان، افغانستان را به یکی از خطرناک‌ترین مکان‌ها برای زنان تبدیل کرده است.

در روستای «خلدسک» ولسوالی راغستان بدخشان، دختری نوجوان به نام «بی‌بی خدیجه» برای آوردن آب آشامیدنی از خانه بیرون شد؛ اما هرگز زنده برنگشت. جسد او حدود نیم ساعت بعد، در فاصله‌ی چندمتری یک چشمه‌ی آب، توسط مادر و خواهرش پیدا شد؛ رویدادی که به گفته‌ی فعالان حقوق بشر، در شرایطی مشکوک و با احتمال سوءاستفاده جنسی رخ داده است.

قتل بی‌بی خدیجه تنها یکی از ده‌ها رویدادی است که در هفته‌ها و ماه‌های اخیر در افغانستان ثبت شده؛ رویدادهایی که بسیاری از آن‌ها هرگز به گونه‌ی رسمی بررسی نمی‌شوند و در سکوت فراموش می‌شوند. مقام‌های محلی طالبان، هیچ گونه اظهارنظری در این باره نکرده‌اند.

در دایکندی، یک دختر تازه‌عروس به دست شوهرش کشته شد؛ مردی که پس از قتل از محل فرار کرد و تاکنون درباره‌ی سرنوشت او چیزی روشن نیست. در غور نیز، زنی ۱۸ساله به نام فرزانه پس از لت‌وکوب شدید و ریختن آب جوش بر بدنش جان باخت. تنها یک سال از ازدواج او می‌گذشت و کودکی خردسال داشت.

در تازه‌ترین مورد نیز، لیلما، زن یک آوازخوان محلی در بدخشان، توسط افراد مسلح ناشناس توسط گلوله به قتل رسید؛ رویداد دیگری طالبان در مورد چگونگی و عاملان این رویداد سکوت کرده‌اند.

فعالان حقوق زن می‌گویند که این رویدادها دیگر اتفاق‌های جداگانه نیست؛ بلکه بخشی از زنجیره‌ی گسترده‌ای از خشونت سیستماتیک علیه زنان در افغانستان است.

منیژه صدیقی، فعال حقوق زن و عضو ارشد نهاد زنان آزادی‌خواه افغانستان، می‌گوید که زنان در افغانستان هر روز برای زنده‌ماندن مبارزه می‌کنند و ادامه‌ی قتل و خشونت علیه آنان نگران‌کننده است.

او باور دارد که بسیاری از زنان یا به دست نزدیک‌ترین افراد خانواده قربانی می‌شوند یا در فضایی که عاملان خشونت پاسخ‌گو نیستند، جان خود را از دست می‌دهند.

صدیقی می‌گوید: «در افغانستان، زن‌بودن هر روز به معنای جنگیدن برای زنده‌ماندن است. هر روز زنی کشته می‌شود؛ بی‌گناه، بی‌صدا و فراموش‌شده.»

به گفته‌ی او، آزادانه‌گردیدن عاملان قتل زنان و نبود پاسخ‌گویی، عدالت را دفن کرده و ترس را در جامعه گسترش داده است. او تأکید می‌کند که قتل زنان تنها پایان زندگی یک فرد نیست، بلکه فروپاشی یک خانواده و خاموشی بخشی از جامعه است؛ زخمی که آثار آن تا سال‌ها باقی می‌ماند.

ویدا، فعال حقوق زن و دیگر عضو نهاد زنان آزادی‌خواه افغانستان نیز، می‌گوید که زنان امروز بیش‌تر از هر زمان دیگر در معرض خشونت و بی‌عدالتی قرار دارند. به باور او، زنان نه به نظام قضایی دست‌رسی دارند و نه امیدی برای دادخواهی.

او با انتقاد از ادامه‌ی این وضعیت خواستار دادخواهی برای زنان و دختران در افغانستان است. «زنانی که شکنجه و کشته می‌شوند، قربانی بی‌عدالتی و خشونت ‌اند. باید از حقوق و آزادی آنان حمایت شود.»

به گفته‌ی ویدا، در سال‌های اخیر قتل‌های هدف‌مند زنان افزایش یافته، اما هیچ مکانیزم موثری برای تحقیق و پی‌گیری این پرونده‌ها وجود ندارد.

فعالان حقوق، بشر می‌گویند که پس از محدودشدن نهادهای حمایتی زنان و ازمیان‌رفتن بسیاری از ساختارهای حقوقی، قربانیان خشونت عملاً پناه‌گاهی برای دادخواهی ندارند. بسیاری از زنان حتا نمی‌توانند شکایت ثبت کنند و در مواردی، مجبورند دوباره به همان محیط خشونت‌بار بازگردند.

رابعه حبیبی، خبرنگار و فعال حقوق زنان، وضعیت زنان را زیر حاکمیت طالبان «مرگ تدریجی» توصیف می‌کند. او، می‌گویدد که زنان نه تنها در خانه‌ها، بلکه در خیابان‌ها نیز امنیت ندارند.

به گفته‌ی او، زنان بارها توسط مأموران وزارت امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر طالبان مورد توهین، تحقیر، آزار و حتا لت‌وکوب قرار گرفته‌اند. حبیبی می‌گوید: «طالبان به بهانه‌ی دین، زنجیره‌ای از زن‌کشی را به راه انداخته‌اند. حجاب تنها بهانه است و هدف آن‌ها نابودی نیمی از جامعه است.»

او باور دارد که خشونت علیه زنان تنها به قتل محدود نمی‌شود؛ بلکه محروم‌ساختن زنان از آموزش، کار، حضور اجتماعی و آزادی‌های فردی نیز، بخشی از همان خشونت ساختاری است.

به گفته‌ی این خبرنگار، نبود نهادهای مستقل و سکوت جامعه‌ی جهانی، زنان افغانستانی را در انزوایی خطرناک قرار داده است؛ جایی که بسیاری از قربانیان، بی‌صدا کشته می‌شوند و نام‌شان هرگز شنیده نمی‌شود.

آزیتا نظیمی، خبرنگار و فعال حقوق زنان، می‌گوید آن‎چه امروز در افغانستان جریان دارد، نشانه‌ی آشکار فروپاشی عدالت است. «وقتی جان زنان محافظت نمی‌شود و قتل آن‌ها بی‌پاسخ می‌ماند، یعنی بخشی از وجدان جامعه مرده است.»

به گفته‌ی او، زنان هم در خانه و هم در خیابان قربانی خشونت می‌شوند؛ برخی توسط اعضای خانواده و برخی دیگر در فضای سرکوب و ترس.

نظیمی می‌گوید که تقریباً هر روز زنی در افغانستان کشته می‌شود، اما این رویدادها خیلی زود به فراموشی سپرده می‌شود؛ گویی جامعه به شنیدن خبر مرگ زنان عادت کرده است. او، هشدار می‌دهد که عادی‌شدن خشونت، خطرناک‌ترین بخش این بحران است. «کشته‌شدن یک زن فقط یک خبر نیست، بلکه زخمی بر جامعه است. با هر مرگ، خانواده‌ای از هم می‌پاشد.»

فعالان حقوق زن، می‌گویند که زنان در ماه‌های اخیر بیش‌تر از گذشته در معرض خشونت، تهدید و قتل قرار گرفته‌اند. نسیمه نعیمی، زن معترض، با اشاره به قتل لیلما، زن جوانی در بدخشان، می‌گوید او تنها به دلیل زن‌بودنش هدف تیراندازی قرار گرفت. «این روزها خشونت در برابر زنان در تمام ولایت‌ها جریان دارد؛ اما زنان در بدخشان بیش‌تر آسیب دیده‌اند.»

به گفته‌ی او، سکوت جامعه سبب گسترده‌ترشدن خشونت می‌شود و اگر مردم در برابر این رویدادها خاموش بمانند، قربانیان بیش‌تری گرفته خواهد شد.

فعالان حقوق بشر باور دارند که ترس، محدودیت‌های شدید و نبود رسانه‌های آزاد، سبب شده بسیاری از پرونده‌های خشونت علیه زنان هرگز رسانه‌ای نشود. در بسیاری از مناطق دوردست، زنان قربانی می‌شوند، بدون آن‌که پرونده‌ای تشکیل شود یا کسی درباره‌ی سرنوشت آنان پرس‌وجو کند.

برخی فعالان، می‌گویند که خانواده‌ها نیز، به دلیل ترس از فشارهای اجتماعی یا تهدیدهای امنیتی، حاضر به پی‌گیری پرونده‌ها نیستند. همین وضعیت، فضای گسترده‌ای از معافیت از مجازات را ایجاد کرده است.

فعالان حقوق زن از جامعه‌ی جهانی، نهادهای حقوق بشری و سازمان‌های مدافع زنان می‌خواهند که در برابر وضعیت زنان افغانستان سکوت نکنند.

آنان تأکید می‌کنند که زنان افغانستانی امروز در یکی از تاریک‌ترین دوره‌های زندگی‌شان قرار دارند؛ دوره‌ای که در آن، هم حقوق ابتدایی‌شان ازبین‌رفته و هم امنیت جانی‌شان تهدید می‌شود.

خواست اصلی آنان، ایجاد سازوکارهای مستقل برای بررسی پرونده‌های خشونت، فشار بر طالبان برای پاسخ‌گویی، حمایت از قربانیان و بازتاب صدای زنان افغانستان در سطح جهانی است.

در کشوری که هر روز خبر تازه‌ای از قتل و خشونت علیه زنان منتشر می‌شود، بسیاری از فعالان باور دارند که سکوت، خود بخشی از بحران شده است؛ سکوتی که هر روز، جان زنان بیش‌تری را می‌گیرد.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا