از حمام زنانه تا پشم‌ریسی؛ تغییر شغل اجباری زنی در سایه‌ی محدودیت‌های طالبان

گزارش‌گر: مژده افغان | ویراستار: آی‌نور سعیدپور

صبح‌های مزارشریف برای رابعه با صدای باران و نگرانی از اتاق سرد و سفره‎ی خالی آغاز می‌شود. در خانه‌ای کوچک با دیوارهای نمور، پشم‌های پراکنده روی زمین نشانه کاری است که زندگی او را به خود گره زده است. هر بار که باران می‌بارد، سقف فرسوده خانه چکه می‌کند و او و فرزندانش ناچار می‌شوند زیر پلاستیک‌های بزرگ بخوابند تا از خیس‌شدن در امان بمانند.

«هر وقت باران می‌آید، سقف خانه شروع به چکه‌کردن می‌کند و ما مجبور می‌شویم زیر پلاستیک‌های بزرگ بخوابیم تا تر نشویم.» این روایتی از روزگار رابعه است که در میانه‌ی بحران انسانی و ناداری زندگی می‌کند. زنی در شهر مزارشریف، که سرپرست خانواده است و مجبور است که از هر راه ممکن نیازهای فرزندانش را تامین کند.

رابعه‌ی پنجاه‌ساله‌، سال‌ها پیش زندگی متفاوتی داشت، پیش از آن‌که طالبان حمام‌های زنانه را ببندند، او در یکی از همین حمام‌ها به شست‌وشو و نظافت مشغول بود؛ کاری که با وجود سختی‌اش، حداقل ثباتی برای زندگی‌اش فراهم می‌کرد. با درآمد و منظمی که از این طریق داشت، اندوه و نگران گرسنه‌ماندن فرزندانش نبود.

پشمی را دور دستش پیج داده و با انگشت‌ها به آن شکل می‌دهد تا نخی از آن ساخته شود. او مجبوریت درباره‌ی تغییر شغلش را چنین روایت می‌کند: «آن زمان می‌توانستم خرج خانه را تأمین کنم. وقتی حمام‌ها بسته شد، مجبور شدم کاری دیگر پیدا کنم.»

با بسته‌شدن حمام‌ها، منبع اصلی درآمد رابعه از بین رفت. او که سرپرستی شش فرزند -چهار دختر و دو پسر- را بر عهده دارد، ناچار شد برای تأمین هزینه‌های زندگی به پشم‌ریسی روی بیاورد؛ کاری که نه امنیت شغلی دارد و نه درآمد ثابت. رابعه پشم را از دکان تهیه می‌کند و برای هر کیلو ۷۰ افغانی می‌پردازد. حاصل ساعت‌ها کار او و دخترش، سمیرا، معمولاً درآمدی میان ۱۰۰ تا ۲۰۰ افغانی در روز است. «گاهی روزهایی داریم که به سختی ۱۰۰ افغانی پیدا می‌کنیم؛ اما در روزهای بهتر، این درآمد به ۲۰۰ افغانی هم می‌رسد.»

اما این درآمد همیشه در دست‌رس نیست. رابعه می‌گوید که گاهی در دکان پشم نیست و او هیچ کاری برای انجام‌دادن ندارد. همین وضعیت سبب می‌شود که گاهی هیچ درآمدی نداشته باشد و وضعیت اقتصادی‌شان در زمستان بیش از هر زمان دیگر دشوارتر می‌شود.

سمیرا، دختر ۱۸ساله‌ی رابعه، در کنار مادرش پشم‌ریسی می‌کند. او نیز با واقعیتی مشابه روبه‌روست: «گاهی روزهایی که بیش‌تر پشم داریم، من و مادرم با هم کار می‌کنیم و درآمدما بیش‌تر می‌شود؛ اما بیش‌تر روزها تنها می‌توانیم ۱۰۰ افغانی بدست بیاوریم.»

این درآمد اندک، پاسخ‌گوی هزینه‌های زندگی خانواده نیست. رابعه ماهانه ۱۵۰۰ افغانی کرایه خانه می‌پردازد؛ رقمی که بخش بزرگی از پولی را که به سختی به دست می‌آید، می‌بلعد. او با نگرانی می‌گوید: «با این درآمد، نه می‌توانم بچه‌هایم را خوب تغذیه کنم، نه می‌توانم خانه را ترمیم کنم.»

در این شرایط، رابطه مادر و دختر به یک شراکت ناخواسته اما حیاتی تبدیل شده است. رابعه می‌گوید که کمک دخترش برای تامین نیازهای خانواده کمک‌کننده است و کارش سبب می‌شود که درآمد بیش‌تری داشته باشند و خیالش اندکی آسوده‌تر باشد.

سمیرا نیز، نیز می‌گوید که انتخاب دیگری ندارد و مجبور است که بیش‌تر روزها را در کنار مادرش پشم‌رسی کند تا این سقف فرسوده بالای سرشان بماند و شب‌ها قرص نان خشکی بر سر سفره داشته باشند. «من باید به مادرم کمک کنم. هیچ راهی جز این نداریم. نمی‌توانم دست‌رویدست بگذارم و ببینم که خانوادهام در سختی بماند».

با وجود فقر، ناپایداری شغل و خانه‌ای که هر باران آن را به تهدیدی تازه تبدیل می‌کند، رابعه هنوز امید را از دست نداده است. امیدی که بیش‌تر شبیه مقاومت روزانه است تا اطمینان به آینده. او می‌گوید: «نمی‌دانم فردا چه خواهد شد، اما باید برای فردا بجنگیم. من همیشه به آینده امیدوارم و می‌دانم که بالاخره روزی خواهد آمد که وضعیت بهتر شود.»

او در سرزمینی برای آینده‌ی بهتر ابراز امیدواری می‌کند که با گذشت هر روز فرصت‌های کاری از زنان و دختران گرفته شده و بیش‌تر از حقوق‌ ابتدایی‌شان محروم می‌شوند. در بیش از چهار سال گذشته از کار در بسیاری از بخش‌ها محروم شده‌اند.

بر بنیاد داده‌های سازمان ملل متحد، افغانستان یکی از کشورها با بدترین بحران گرسنگی و سوءتغذیه‌ی زنان و کودکان در جهان است. در سال روان میلادی ۲۱ میلیون ۹۰۰ هزار شهروند افغانستان برای ادامه‌ی زندگی به کمک‌های انسان‌دوستانه نیاز دارند که رقم درشت آن، زنان و کودکان اند.

زندگی رابعه، در میان پشم‌هایی که هر روز می‌ریسد و سقفی که هر باران را تاب نمی‌آورد، ادامه دارد؛ زندگی‌ای که هنوز به فردا چشم دوخته، هرچند فردا نامعلوم باشد.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا