آغاز یک رویا با پنج هزار؛ روایت «ریحان» از شمع‌سازی و درآمدزایی

حدیث حبیب‌یار

در گرمای یک‌نواخت که از زیر ظرف فلزی بالا می‌آید، موم سفید آرام‌آرام از حالت جامد فاصله می‌گیرد و به مایعی روان و کش‌دار تبدیل می‌شود؛ ماده‌ای که شکل ثابتی ندارد و در برابر گرما مدام تغییر می‌کند، گویی هر لحظه شکل تازه‌ای به خود می‌گیرد و میان ثبات و دگرگونی در حرکت است. در همین چرخه‌ی ذوب و شکل‌گیری دوباره، دختری ایستاده است که زندگی‌اش نیز از همین جنس تغییر ساخته شده؛ دختری که پس از بسته‌شدن مسیرهای آموزشی و محدودشدن فرصت‌های کاری، شمع‌سازی را نه تنها به‌عنوان یک هنر، بلکه به‌عنوان راهی برای ادامه‌دادن انتخاب کرده است.

ریحان غنی، ۱۸‌ساله و باشنده‌ی هرات، حدود چهار ماه پیش به هنر شمع‌سازی رو آورده است. شمع‌سازی را از جایی آغاز کرده که دیگر مسیر روشنی برای ادامه‌دادن باقی نمانده بود؛ جایی میان توقف و ناچار‌شدن به ساختن دوباره. به گفته‌ی ریحان، شمع‌سازی برایش یک علاقه‌ی ناگهانی نبوده، بلکه نتیجه‌ی روبه‌رو شدن با بن‌بست‌هایی‌ست که یکی پی دیگری سر راه‌ آینده‌‌‌ی آموزشی‌اش آمده است. «چند ماه میشه که شمع‌سازی را شروع کردم و از آن‌جایی که آینده‌ی تحصیلی دیگه برام نمانده بود و امیدی برای دانش‌گاه یا وارد‌شدن به کارهای اداری دیگه برام نمانده بود، در تلاش بودم که یک کسب‌وکار مستقلانه شروع کنم. دنبال یک چیزی بودم که هم مرتبط به هنر باشه، هم در افغانستان تازه باشه.»

هزینه‌ی شروع این کار پنج هزار افغانی بوده که ریحان آن را از پس‌انداز شخصی‌اش در سال‌های گذشته و از طریق کارهای مختلفی که انجام داده، جمع کرده است. «من در آغاز این کار هیچ هزینه‌ی بالایی نداشتم و همین یکی از بزرگ‌ترین استرس‌هایم بود که آخر با این هزینه‌ی اندک می‌شود کاری کرد یاخیر؟»

موم دوباره در ظرف حرکت می‌کند؛ آرام، کش‌دار و سنگین. این حرکت برای او تنها یک مرحله‌ی کاری نیست، بلکه شبیه تماشای شکل‌گرفتن آینده‌ای است که هیچ نقشه‌ی از گذشته ندارد. ریحان از روزهایی می‌گوید که برای یادگیری شمع‌سازی به دوره‌های آموزشی آنلاین از ایران وصل شد، اما همان روزها مسیر ارتباطی و اینترنتی‌اش با آموزگارانش قطع شد. «پس از گشتن در اینترنت علاقه‌ی زیادی به شمع‌سازی پیدا کردم و به چندین دوره‌ی آنلاین ایرانی ثبت‌نام کردم و وارد کلاس‌های مجازی شدم. از همون ابتدا جنگ ایران و اسرائیل آغاز شد، اینترنت‌ها قطع شد و تحریم‌ها شروع شد. به بسیاری از چالش‌ها برای ارتباط گرفتن با آموزگاران خودم و از همه مهم‌تر گرفتن مواد اولیه مواجه شدم.»

پس از تلاش‌های مداوم برای برقراری ارتباط و رفع مشکلات مسیر، ریحان می‌گوید که در نهایت توانسته‌ که مواد اولیه را با کمک خویشاوندان در ایران تهیه کنند؛ هرچند این روند زمان‌بر و هم‌راه با واسطه‌ها بوده است. او می‌گوید: «پس از مدتی که توانستیم با آنان ارتباط برقرار کنیم، بالاخره بعد از یک سال مواد اولیه را به‌دست آوردیم».

در کنار شعله‌ی آتش، قالب‌ها و شمع‌دانی‌هایی دیده می‌شوند که هرکدام نیمه‌تمام‌ اند؛ بعضی هنوز نرم و شکل‌پذیرند و برخی دیگر در حال سفت‌شدن. ریحان با دقت و احتیاط مواد را درون آن‌ها می‌ریزد؛ دقتی که به‌خاطر ترس از خراب‌شدن مواد و هدررفتن هزینه‌ها است. او می‌گوید که شمع‌ها برایش تنها یک محصول نیستند؛ بلکه نتیجه‌ی صرفه‌جویی، صبر و تلاش برای ادامه‌دادن‌ اند. «شمع‌هایی که می‌سازم، دست‌سازه است؛ یعنی مواد را خودم تکه‌تکه می‌کنم، خودم برایش حرارت می‌دهم و خودم رنگ‌بندی و همه‌چیز را در دست دارم. ویژگی‌هایی که می‌تواند داشته باشد، معطر بودن، رنگ‌بندی، طرح و دیزاین، همه در دست کسی است که سفارش می‌دهد و انواع و اقسام گوناگون شمع‌ها را می‌توانم بسازم.»

مواد اولیه در کار شمع‌سازی ریحان هم‌واره با نوسان قیمت هم‌راه بوده است؛ در ابتدا هزینه‌ها پایین‌تر و تهیه‌ی مواد ساده‌تر بود، اما با گذشت زمان و تغییرات بازار، قیمت‌ها افزایش یافته و همین موضوع فشار بیش‌تری بر روند کارش وارد کرده است. او می‌گوید: «دست‌رسی به مواد واقعاً یکی از سخت‌ترین کارهای دنیا می‌تواند برایم باشد؛ چون اینترنت هنوز روان نشده و همیشه در استرس این هستیم که آیا خبری که رساندیم به دست اقوام ایرانی رسیده یا نه. قیمت‌های ایران هیچ‌وقت ثابت نبوده و تورم همیشه روی آنلاین‌شاپ من هم تأثیر گذاشته و مواد اولیه بسیار گران تمام می‌شود.»

ریحان در آغاز، سفارش‌های خوبی داشته و از خانه برای مشتریان ارسال می‌‌کرد؛ اما اکنون کار و سفارش‌ها‌یش کم‌تر شده است. با این حال، هنرش هیچ‌وقت قطع نشده، حتا روزهایی که مشتری نباشد، او باز هم موم را ذوب می‌‌کند و شمع می‌سازد. به گفته‌ی خودش، «اگر کار نکنم، احساس می‌کنم چیزی از زندگی‌ام کم می‌شود.»

بازار کار این هنرمند در دایره‌ی نزدیکان و فضای آنلاین شکل گرفته؛ کسانی که کارش را دیده‌ و به او سفارش داده‌اند؛ اما او هنوز در حال ساختن مسیری بزرگ‌تر است؛ مسیری که از یک اتاق کوچک شروع شده و هنوز در همان‌جا ادامه دارد.

مشکلات واردات مواد اولیه، هزینه‌ها و مسیرهای پیچیده، قرض‌دار‌شدن، نبود بازار کار و ترس‌ از دست‌دادن حمایت‌های همیشگی خویشاوندان‌اش در ایران از جمله چالش‌های سد راه ریحان می‌باشد. هر بسته مواد، برای او یک انتظار تازه است؛ انتظاری که گاهی فرساینده، اما ضروری می‌باشد. «این بخش از کار همیشه سخت‌ترین قسمت است.»

خانواده‌ی ریحان در مسیر هنری‌اش نقش مهمی داشته‌اند. او می‌گوید که بارها در میانه‌ی راه خسته شده و به توقف کارش فکر کرده؛ اما حمایت اطرافیان او را سرپا نگه داشته است. او می‌گوید: «شمع‌سازی تنها منبع درآمد من است و فقط مصروف همین کار هستم. خانواده و اطرافیان من اگر حمایت نمی‌کردند، من نمی‌توانستم این راه را هم ادامه بدهم. دل‌گرمی‌هایی که مادرم، پدرم، خانواده، دوستان، آشنایان و اقوام به من دادند، باعث شده که من خیلی جاها دوام بیارم.»

با وجود همه‌ی این سختی‌ها، او از ادامه‌دادن در شرایط دشوار حرف می‌زند؛ نه با هیجان، بلکه با یک ثبات آرام. خودش را هنوز در مرحله‌ی یادگیری می‌بیند، نه در جای‌گاه آموزش به دیگران.

او می‌گوید در حال حاضر به‌دلیل تجربه‌ی کم، نمی‌تواند که این هنر را به دیگر زنان و دختران آموزش دهد، اما در آینده آرزو دارد آن را با دیگران شریک بسازد. ریحان پیش از این مسیر کاری، تجربه‌های دیگری هم داشته؛ کارهایی که دوام نیاوردند و او را خانه‌نشین کردند. «هیچ کاری پاسخ‌گوی نیاز‌هایم نبود و هنگام کار حس می‌کردم هیچ کس نباید بالایم امر کند و باید مستقل شوم. اکنون با وجود تمام مشکلات، خوشحالم که حداقل مستقل هستم».

در حالی‌که آخرین شمع آرام شکل می‌گیرد؛ لایه‌ها در هم می‌نشینند و فتیله در مرکز ثابت می‌شود. شعله روشن می‌شود، بالا می‌رود، و در همان سکوت کوتاه، آرام‌آرام تمام می‌شود؛ بدون صدا، اما با ردّی از نوری که هنوز در فضا مانده است.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا