روز جهانی آموزش در سایهی ممنوعیت؛ دختران افغانستانی در چه وضعیتی قرار دارند؟
حدیث حبیبیار
امروز، ۲۴ جنوری، مصادف با روز جهانی آموزش است؛ روزی که در جهان بهعنوان حق بنیادین هر انسان گرامی داشته میشود. این روز در حالی فرارسیده که در افغانستان، نزدیک به چهار سال است که دختران بالاتر از صنف ششم از رفتن به مکتب و دانشگاه محروماند؛ محرومیتی که نهتنها مسیر آموزش، بلکه رؤیاها، هویت و آیندهی یک نسل را به بنبست کشانده است.
افغانستان، امروز تنها کشوری در جهان است که آموزش متوسطه و عالی دختران در آن بهطور سیستماتیک ممنوع شده است؛ ممنوعیتی که زندگی هزاران دختر را از مسیر آموزش منحرف کرده و آنان را ناخواسته به حاشیه رانده است.
مینه [نام مستعار]، باشندهی شهر مزارشریف مرکز ولایت بلخ است. او تا صنف دوازدهم مکتب درس خوانده و همیشه در جمع دانشآموزان ممتاز صنفش بوده است. او از همان سالهای نخست مکتب، آرزو داشت پزشک شود و باور داشت که با درسخواندن میتواند که آیندهی خودش و خانوادهاش را تغییر دهد.
بهگفتهی مینه، پیش از بستهشدن مکتبها، همهچیز روشن و قابل پیشبینی بود؛ برنامه داشت، هدف داشت و برای کنکور آماده میشد. اما با اعلام ممنوعیت آموزش دختران، تمام آن مسیر یکشبه فرو ریخت. «انگار یک دیوار کلان جلو زندگیام کشیده شد.»
پس از بستهشدن مکتب، مینه ماهها خانهنشین شد. او میگوید که روزهایی را تجربه کرده که حتا از رختخواب بلندشدن برایش سخت بوده است. افسردگی، بیحوصلهگی و احساس بیفایدگی، به بخشی از زندگی روزمرهاش بدل شده بود. «هیچ امیدی نداشتم، فقط روزها میگذشت.»
در همین حال، مینه به هنر نقاشی روی آورده است؛ هنری که بهگفتهی خودش، تنها راه «نفسکشیدن» است. او میافزاید: «با رنگها حرف میزدم و آنچه را نمیتوانستم بگویم، روی بوم میکشیدم. با این حال نقاشی کمکم نقاشی کردن را شروع کردم؛ اما این هنر هنوز هم جای خالی آموزش را پر نکرده است. هیچ هنری جای درس را نمیگیره، درس زندگی همه را روشن میسازد.»
مینه، نقاشی را از راه خودآموزی یادگرفته و اکنون با فروختن تابلوهایش به خویشاوندان نزدیکاش ماهانه حدود ۵۰۰ افغانی درآمد دارد. او میگوید که این هنر رویایش نبود و با آن حتا نمیتواند که مصرفهای روزانهاش را تامین کند.
او میافزاید که آرزو دارد تا روزی دوباره دروازههای مکتب باز شود؛ روزی که بتواند هم نقاشی کند و هم درس بخواند. «من هنوز خودم را داکتر میبینم، فقط راهش بسته شده، نه رویایش. دوست دارم روزی مکتبها باز شود و دوباره بتوانم به آنچه آرزویش دارم، فکر کنم و برسم.»
این دانشآموز افزوده که روز جهانی آموزش امسال، برای دختران افغانستانی نه روز جشن؛ بلکه روز یادآوری حق ازدسترفتهای است که هنوز برای بازپسگرفتنش امیدوارند؛ حقی که بدون آن، هیچ جامعهای به آیندهی بهتر نمیرسد.
دستان خسته، پشت درهای بسته

در بیشاز چهار سال گذشته تحت حاکمیت طالبان و پساز ممنوعیت آموزش دختران بالاتر از صنف ششم، بسیاری از دختران مجبور شدهاند تا مسیر زندگیشان را تغییر دهند؛ تغییرهایی که نه از روی انتخاب؛ بلکه از سر اجبار بوده است.
حمیرا [نام مستعار]، ۲۳ساله و باشندهی هرات است. او پساز بستهشدن دانشگاه از ادامهی آموزش در سمستر پنجم رشتهی ژورنالیزم محروم شده است. حمیرا میگوید که ژورنالیزم را انتخاب کرده بود تا صدای زنان و مردم رنج دیده و خاموش کشورش باشد.
حمیرا، پیشاز بستهشدن دانشگاهها، در کنار درس، کارهای عملی رسانهای هم انجام میداد و امیدوار بود که پس از فراغت، وارد یک رسانه شود. با وضع محدودیتهای طالبان و بستهشدن دانشگاهها بهروی دختران، این مسیر ناگهان متوقف شد. حمیرا نهتنها دانشگاه، بلکه تنها روزنهی امیدش را از دست داد. «وقتی گفتند که دانشگاه بسته شده است، باورم نمیشد. فکر میکردم شوخی است؛ اما از آنجایی که طالبان مکتبها را هم بسته کرده بودند به این حقیقت هم نیز پی بردم و خوب یادم است که همان شب تا صبح از گریه خوابم نبرد.»
او نانآور خانوادهی پنجنفرهاش است. پدرش را سالها پیش بهدلیل بیماری سرطان از دست داده و بار زندگی از همان زمان روی شانههای او افتاده است. اکنون حمیرا همراه مادرش خیاطی میکند تا مصرفهای زندگیاش را تأمین کنند.
حمیرا از دوام ممنوعیت آموزش از سوی طالبان انتقاد کرده و میگوید که اکنون بهجای هنر خیاطی باید مشغول کارهای رسانهای میبود. «اکنون من باید پشت میز خبر مینشستم، نه پشت میز خیاطی. باید مایک دستم میبود، نه قیچی. هر روزی که آغاز میشود و لباسی که در برابر مزد اندک میدوزم، برایم یادآور رویاها و فرصتهای ازدسترفته است.»
این دانشجو میگوید که او و خانوادهاش در وضعیت اقتصادی دشواری بهسر میبرند و تنها با خیاطی نمیشود که مصرفهای زندگی از جمله هزینهی برق، آب و کرایهی خانه را بپردازند. «خوب فکر میکردم که خیاطی شغلی است که در گذشته برای زنانی بوده که در حاکمیت اول طالبان از آموزش محروم شده بودند؛ اما اکنون که خودم را در همان وضعیت میبینم، از زندگی بیزار میشوم. کاش درآمد درست میداشت، حتا پول برق و کرایه را درست نمیشود.»
بهمناسبت روز جهانی آموزش، حمیرا خطاب به طالبان میگوید که آموزش «تهدید» نیست. «درسخواندن زن، جامعه را خراب نمیکنه. شما با بستن دانشگاه، فقط آیندهی ما را گروگان گرفتین.»
او باور دارد که محرومکردن زنان از آموزش، خاموشکردن «آگاهانهی» نیمی از جامعه است؛ محرمیتی که پیامدهایش تنها متوجه زنان نیست، بلکه تمام کشور را عقب نگه میدارد.
از آموزگاری تا بیکاری

در شمال کشور زنان دیگری نیز هستند که نهتنها از آموزش؛ بلکه بهدلیل این ممنوعیت از حق کارکردن هم محروم شدهاند و برای بقا، به شغلهای غیرمرتبط با تحصیلاتشان روی آوردهاند.
شمسیه، ۲۵ساله نیز از بلخ است. او از دانشکدهی تعلیم و تربیه فارغ شده است. شمسیه پس از فراغت، یک سال بهعنوان آموزگار در یکی از مکاتب دولتی شهر مزار شریف تدریس کرد.
با وجود تجربه و تحصیل، شمسیه بهدلیل تنقیضکردن بستهای آموزگاری از سوی طالبان و نداشتن واسطه نتوانست رسمی شود. پس از آن، بهخاطر تأمین مصرفهای خانواده، تصمیم گرفت تا دنبال کار دیگر برود و تدریس را کنار بگذارد.
او مدتی در یک کارگاه خیاطی مشغول دوخت لباسهای طفلانه بوده و هر لباس را در بدل ۲۰ افغانی میدوخت. درآمدش کم بوده؛ اما تنها راهش برای تأمین مصرفهای خانواده بوده است. «همان هم غنیمت بود. چون هیچ راه دیگری نداشتم و از دستدادن وظیفهام بسیار وضعیت روانیام را خراب کرده بود و دنبال راه فراری از بیکاری بودم.»
بهدلیل مهاجرت صاحبکارگاه، شمسیه برای بار دوم تحت حاکمیت طالبان بیکار شدهاست. او میگوید که اکنون باوجود زحماتی که در راستای آموزش کشیده است، روزهای بسیار دشواری را پشت سر میگذارد؛ روزهایی که تنها یک برادرش نانآور خانواده است و فشار اقتصادی، زندگیشان را فلج کرده است.
شمسیه میگوید که پدرش نیز از مدتی به اینسو بیمار است و هزینههای تداویاش، فشار اقتصادی خانواده را دوچندان کرده است. او میافزاید که در نبود کار ثابت، تأمین هزینهی دارو و نیازهای ابتدایی زندگی برایشان به یکی از جدیترین نگرانیها بدل شده است. بهگفتهی او، خانوادهاش اکنون در وضعیت دشوار اقتصادی بهسر میبرند و گاهی ناچار میشوند که میان تداوی پدر و دیگر نیازهای روزمره، یکی را انتخاب کنند. «وقتی پدر مریض است و پول دوا نیست، آن وقت میفهمم که ممنوعیت آموزش چه ضربهای به زندگی ما دختران زده است و بیکاری و فقر چی دردی دارد.»
او، با مقایسهی وضعیت زنان افغانستان با دیگر کشورهای اسلامی میگوید که زنان و دختران افغانستانی در حالی از آموزش محروم هستند که زنان در کشورهای دیگر از راه آموزش و استفاده از تکنولوژی حتا تا فضا سفر میکنند. «یعنی در خانه بمان، درس نخوان، مکتب و دانشگاهی نیست، کار و تفریح نیست؟ مگر ما حیوان هستیم؟ در کشورهای دیگه، زنان تا فضا میروند؛ اما ما در شهر خود اجازه آموزش حتا نداریم.»
با این حال، او نیز بهمناسبت روز جهانی آموزش تأکید میکند که زنان افغانستانی در برابر هر محدودیتی مبارزه میکنند و جامعهی جهانی نگذارد که طالبان به محدودیتهای شان در برابر زنان ادامه دهد. «تلاش میکنیم تسلیم نشویم. ما از راههای مختلف میکوشیم زنده بمانیم و قربانی این افکار طالبان نشویم؛ اما جهان نیز نباید اجازه دهد که محدودیتهای این گروه ادامه پیدا کند.»
خواستها بر لغو ممنوعیت آموزش دختران

در همین حال شماری از نمایندگان کشورها، مقامها و نهادهای سازمان ملل متحد از دوام ممنوعیت آموزش در افغانستان ابراز نگرانی کرده و گفته اند که این محدودیت آیندهی میلیونها زن را تحت تاثیر قرار داده است.
ریچارد بنت، گزارشگر ویژهی شورای حقوق بشر سازمان ملل برای افغانستان، بهمناسبت روز جهانی آموزش میگوید که طالبان میلیونها دختر و زن را از آموزش محروم کردهاند.
آقای بنت در صفحهی اکس خود نوشته است که این محرومیت نهتنها بر زندهگی آنان تأثیر میگذارد؛ بلکه آیندهی یک کشور را نیز تحت تأثیر قرار میدهد.
او تأکید کرده است که تمام جوانان باید قادر به دسترسی به آموزش با کیفیت و تحصیلات عالی باشند.
همچنان ریچارد لیندسی، نماینده ویژهب بریتانیا برای افغانستان نیز خواهان بازگشایی مکتبهای دختران از سوی طالبان شد.
آقای لیندسی گفته است که از آموزش دختران افغانستان حمایت میکند. او افزوده است: «به مناسبت روز جهانی آموزش، من از افغانهایی حمایت میکنم که باور دارند آموزش دختران ضروری است.»
نماینده بریتانیا تأکید کرده است که دختران آموزشدیده به سود افغانستان هستند.
همچنان سازمان علمی، فرهنگی و آموزشی سازمان ملل متحد (یونسکو) و صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد (یونیسف) میگویند که ۲.۲ میلیون دختر نوجوان در افغانستان از رفتن به مکتبهای متوسطه محروم هستند.
این دو نهاد امروز (شنبه، ۴ دلو)، در یک اعلامیهی مشترک بهمناسبت «روز جهانی آموزش» گفتهاند که افغانستان تنها کشور جهان است که دسترسی به آموزش متوسطه و عالی برای زنان و دختران بهطور کامل ممنوع است.
یونسکو و یونیسف همچنان گفتهاند که افغانستان با یک بحران یادگیری مواجه است و ۹۳ درصد کودکان در پایان دورهی ابتدایی از مهارتهای اولیهی خواندن برخوردار نیستند.
براساس اعلامیهی این دو نهاد، یک پژوهش که در سال ۲۰۲۵ انجام شده است، نشان میدهد دانشآموزان در مکتبهایی که آموزگاران از سواد دانشگاهی برخوردار هستند، به مراتب عملکرد بهتری در یادگیری، بهویژه در یادگیری زبان دارند.
این دو نهاد افزودهاند که یافتههای این پژوهش همچنان نشان میدهد که آموزگاران زن از دانش محتوایی قویتری برخوردار اند و با نتایج بهتر یادگیری دانشآموزان مرتبط اند؛ امری که اهمیت افزایش شمار زنان واجد شرایط در کادر آموزشی را تقویت میکند.
سوهیون کیم، سرپرست دفتر یونسکو در افغانستان گفته است: «وقتی دختران از دسترسی به آموزش محروم میشوند، بهای آن را یک ملت میپردازد. تقویت یادگیریهای پایه و حمایت از آموزگاران زن، سرمایهگذاریهای حیاتی برای بهبود و تابآوری افغانستان است.»
همچنان تاجالدین اویواله، نمایندهی یونیسف در افغانستان نیز گفته است: «افغانستان بهشدت به آموزگاران، پرستاران، کارکنان صحی جامعه و پزشکان زن نیاز دارد.»
او افزوده است: «در شرایطی که زنان فقط میتوانند توسط زنان تداوی شوند، اگر امروز از آموزش محروم باشند، در آینده چهکسی از دختران و زنان بیمار مراقبت خواهد کرد؟»
یونسکو و یونیسف گفتهاند که همچنان از یک رویکرد جامع برای احیای آموزش در افغانستان حمایت میکنند که شامل بازسازی مکتبها، تقویت ظرفیت آموزگاران، گسترش یادگیریهای پایه و حمایت از توسعهی مهارتها برای جوانان، بهویژه دختران و زنانی که از آموزش رسمی محروم شدهاند، میشود.
آنان در روز جهانی آموزش خواستار اقدام فوری و جمعی و سرمایهگذاری در آموزش شدهاند تا دسترسی کامل، امن و فراگیر به یادگیری برای همهگان فراهم شود.
همه ساله از ۲۴ جنوری بهعنوان روز جهانی آموزش یاد میشود. این روز امسال در حالی فرارسیده است که هزار ۵۸۶ روز میشود که دختران افغانستانی از رفتن به مکتب محرماند.
این در حالیست که از زمان بازگشت طالبان به قدرت، ابتدا آموزش دختران بالاتر از صنف ششم و سپس آموزش عالی زنان ممنوع شد؛ ممنوعیتی که با واکنش گستردهی جهانی روبهرو شده؛ اما تاکنون طالبان آن لغو نکردهاند.



