«گاهی تنها یک وعده غذا میخوریم»؛ چگونه فقر کمخونی را میان زنان گسترش میدهد؟
آینور سعیدپور
خستگی مداوم، سرگیجه، ضعف جسمی و ناتوانی در انجام کارهای روزمره؛ اینها تنها بخشی از مشکلهایی است که بسیاری از زنان و دختران در افغانستان هر روز با آن دستوپنجه نرم میکنند. در کشوری که فقر، سوءتغذیه و دسترسی محدود به خدمات صحی همچنان از چالشهای اصلی به شمار میرود، کمخونی به یکی از گستردهترین اما کمتر دیدهشدهترین چالشهای صحی زنان و دختران تبدیل شده است.
بر اساس آمارهای نهادهای بینالمللی، نزدیک به نیمی از زنان در سن بارداری در افغانستان با کمخونی مواجهاند. کارشناسان صحی، میگویند که کمبود آهن، تغذیهی نامناسب، بارداریهای پیهم و فقر اقتصادی از مهمترین عاملهای گسترش این بیماری در این کشور است.
سمیه، دختر نوجوانی که با کمخونی زندگی میکند، میگوید که این بیماری بر بسیاری از بخشهای زندگی او تأثیر گذاشته است. او، کمخونی را نتیجهی مجموعهای از عاملهای از جمله خونریزیهای ماهانه، استرسهای ناشی از مشکلهای زندگی و تغذیهی نامناسب عنوان میکند. به گفتهی او، وضعیت اقتصادی خانواده باعث شده است که دسترسی منظم به مواد غذایی سرشار از آهن مانند گوشت، تخممرغ، میوه و سبزیها برای آنان دشوار باشد.
این دختر، میگوید زمانی که در مکتب درس میخواند، هر هفته قرص آهن دریافت میکرد، اما پس از محرومشدن دختران از آموزش، این روند متوقف شده است. او اکنون بیشتر روزش از خستگی، سرگیجه و کمبود انرژی رنج میبرد و میافزاید که این وضعیت توانایی او را در مطالعه و انجام فعالیتهای روزانه کاهش داده است.
او، بخشی از مشکلهای ناشی از کمخونی را چنین روایت میکند: «کمخونی باعث شده است که بیشتر اوقات احساس خستگی، سرگیجه، ضعف و کمبود انرژی داشته باشم و این موضوع در انجام فعالیتهای روزانه و درس خواندن برایم مشکل ایجاد کرده است. به همین دلیل نیاز دارم که به تغذیه مناسب و مراقبتهای صحی بیشتر دسترسی داشته باشم.»
سیمه که اکنون از آموزش محروم و خانهنشین است، بارها برای دریافت مکملهای آهن و فولیکاسید به یکی از مرکزهای صحی نزدیک خانهاش مراجعه کرده؛ اما هر بار با دست خالی بازگشته است. او، میافزاید که کارمندان مرکز صحی برایش گفته که قرصهای آهن ندارند.
در حالی که بیش از ۲۱ میلیون شهروند افغانستان به کمکهای بشردوستانه نیازمند استند، تداوم بحران انسانی، دسترسی آنان به بسیاری از نیازهای اولیه و خدمات اساسی را با چالشهای جدی روبهرو کرده است.
اما این مشکل تنها به دختران نوجوان محدود نمیشود. مریم، یکی از زنان ساکن کابل نیز، از پیامدهای کمخونی بر زندگی روزمرهاش سخن میگوید. به گفتهی او، به دلیل وضعیت دشوار اقتصادی خانواده، امکان تهیهی منظم مواد غذایی مغذی را ندارند و همین موضوع بر سلامت او تأثیر گذاشته است.
به گفتهی مریم، کمخونی باعث شده که بیشتر اوقات احساس خوابآلودگی، ضعف و بیحالی داشته باشد. مریم، میگوید که حتا انجام کارهای معمول خانه نیز، برایش دشوار شده و نمیتواند مانند گذشته به فرزندانش رسیدگی کند. او پس از مراجعه به پزشک متوجه شده که بسیاری از نشانههای که تجربه میکند، از جمله خستگی زودهنگام و ضعف عضلات، ناشی از کمخونی است.
مریم، میافزاید که گاهی ماهها هم توان خرید غذاهای مغذی از جمله گوشت و میوه را ندارند. «تغذیهی مناسب نداریم. نمیتوانیم همیشه غذاهای خوب از جمله میوه، سبزی و گوشت بخوریم. حالی کم خون استم و زیر چشمهایم حلقههای سیاه میزند. بیشتر وقت دستها و پایمها سست است و توان انجام هیچ کار را ندارم.»
در سوی دیگر، فاطمه، زن دیگری که با مشکلهای اقتصادی شدید روبهرو است، از رابطه مستقیم فقر و سوءتغذیه با وضعیت صحی خانوادهاش سخن میگوید. شوهرش کارگر عادی است و خودش خانم خانه و بیکار؛ وضعیتی که آنان را زیر بار شدید فقر حاکم قرار داده و از تأمین بسیاری از نیازهای اولیهی شان ناتوان کرده است.
او، میگوید که درآمد خانواده آنقدر محدود است که در بسیاری از روزها تنها یک وعده غذا تهیه میکنند. این وضعیت بر وضعیت صحی خود و فرزندانش تاثیر منفی گذاشته و آنان در برابر بسیاری از بیماریها متاثر کرده است.
خودش از مدتها به اینسو به کمخونی مبتلا است. او نه توان مراجعه به پزشک را ندارد و نه میتواند برای خود و فرزندانش غذاهای مقوی تهیه کند. به گفتهی فاطمه، مصرف میوه، سبزی و مواد غذایی مقوی به یک آرزو تبدیل شده است.
به دلیل فقر و نبود کار، فاطمه گاهی در شبانهروز به دشواری میتواند یکبار غذای بپزد. او میافزاید که بسیاری وقتها به دشواری یک وعدهی غذایی را تامین میتوانند. «خانواده فقیر استیم. مثلا در یک روز از وقت غذا که است، گاهی تنها یکبار میتوانم برای کودکانم دیگ کنم. وقت زیادی شده که روی سبزی و میوه را هیج ندیدیم.کودکان شیربهشیر دارم.»
فاطمه که چند کودک خردسال دارد، میگوید شوهرش کار ثابت ندارد و گاهی تنها از طریق کارگری روزمزدی درآمد اندکی به دست میآورد. او، افزاید که این درآمد ناچیز حتا برای تأمین نیازهای اولیه زندگی نیز کافی نیست و در روزهایی که کار پیدا نمیشود، خانواده با کمبود مواد غذایی روبهرو میشود.
در همین حال، کارشناسان صحی باور دارند که چنین شرایطی زمینه را برای گسترش کمخونی در میان زنان و کودکان فراهم میکند. کمبود مواد غذایی حاوی آهن، کاهش تنوع غذایی و ناتوانی خانوادهها در تهیه مواد مغذی از عاملهای مهم افزایش این بیماری در میان زنان و دختران به شمار میرود.
ناهید احمدی، پزشک بخش داخلی، یکی دیگر از عاملهای مهم شیوع کمخونی را بارداریهای پیهم و فاصله کم میان ولادتها میداند. او، میگوید بسیاری از زنان پیش از آنکه ذخیرههای آهن بدنشان جبران شود، دوباره باردار میشوند. به گفتهی او، تولد کودکان با فاصله زمانی کم باعث میشود بدن مادر فرصت کافی برای بازسازی مواد مغذی از دسترفته را نداشته باشد و در نتیجه خطر کمخونی افزایش یابد.
به باور این پزشک، آگاهیدهی درباره اهمیت فاصلهگذاری میان بارداریها، استفاده از مکملهای آهن و بهبود تغذیه میتواند نقش مهمی در کاهش میزان کمخونی در میان زنان داشته باشد.
کمخونی در ظاهر ممکن است تنها یک بیماری ساده به نظر برسد، اما پیامدهای آن فراتر از ضعف جسمی است. این بیماری میتواند توانایی یادگیری دختران را کاهش دهد، عملکرد کاری زنان را تحت تأثیر قرار دهد و در موارد شدید، خطرهای جدی برای سلامت مادران و کودکان ایجاد کند.
در شرایطی که بسیاری از خانوادهها در افغانستان با فقر، بیکاری و ناامنی غذایی دستوپنجه نرم میکنند، زنان و دختران بیش از دیگران در معرض خطر کمخونی قرار دارند.
در کشوری که میلیونها زن و دختر با محدودیتهای اقتصادی و اجتماعی روبهرو استند، کمخونی همچنان به آرامی سلامت و توانایی آنان را تحت تأثیر قرار میدهد؛ بحرانی خاموش که برای مهار آن، توجه و اقدام جدی لازم است.
بر پایه آخرین آمارهای ثبتشده از سوی سازمان جهانی صحت و بانک جهانی، میزان شیوع کمخونی در میان زنان ۱۵ تا ۴۹ساله افغانستان در ۲۰۲۳ به ۴۵.۴ درصد رسیده است. این آمار نشان میدهد که تقریباً از هر دو زن افغانستانی، یک نفر با کمخونی دستوپنجه نرم میکند.
همچنان میزان کمخونی در میان زنان غیرباردار در همین گروه سنی ۴۶.۹ درصد گزارش شده است؛ رقمی که بیانگر تداوم یکی از جدیترین چالشهای صحی در افغانستان است.



