بحران انسانی در افغانستان؛ «سوءتغذیه زنان به بالاترین سطح رسیده است»
حدیث حبیبیار
جان آیلیف، مدیر برنامهی جهانی غذای سازمان ملل متحد در افغانستان میگوید که در پی تشدید بحران بشری و اختلال در مسیرهای کمکرسانی، مادران و کودکان مبتلا به سوءتغذیه در این کشور بدون دریافت کمک از مرکزهای صحی بازگردانده میشوند.
او گفته است: «در حالی که سوءتغذیه به بالاترین سطح خود رسیده، مادران و کودکان ضعیف و ناامید از کلینیکها بازگردانده میشوند، چون هیچ غذایی برای کمک به آنها نداریم.»
مدیر برنامهی جهانی إذا در گزارشی گفته که بستهشدن تنگه هرمز در پی درگیریها، تجارت و روند کمکهای بشردوستانه به افغانستان را به شدت مختل کرده است.
افغانستان که پس از بسته شدن مرز پاکستان در اواخر سال گذشته، مسیر تجاری خود را به بندرعباس ایران تغییر داده بود، اکنون با اختلال تازهای روبهرو شده است. بر بنیاد گزارش، با کنترول جمهوری اسلامی بر تنگه هرمز و محاصره بنادر ایران توسط ایالات متحده، این مسیر نیز عملاً مسدود شده است.
مدیر برنامه جهانی غذا گفته که ذخایر غذایی این سازمان در اواسط ماه آپریل بهگونه کامل پایان یافته و ادامه بحران، روند کمکرسانی را با دشواری جدی مواجه کرده است.
براساس این گزارش، برنامه جهانی غذا ناگزیر شده محمولههای خود را از مسیرهای طولانی آسیای مرکزی انتقال دهد؛ اقدامی که هزینههای حملونقل را سه برابر و قیمت مکملهای غذایی را ۳۵ درصد افزایش داده است. این در حالی است که این نهاد در سال جاری تنها هشت درصد بودجه مورد نیازش را دریافت کرده است.
مدیر این نهاد همچنان در بخشی از گزارش که محموله بیسکویتهای مقوی مکتبها که قرار بود از دبی از طریق ایران به افغانستان منتقل شود، پس از آغاز جنگ در اواخر فبروری، هفتهها در امارات متحده عربی متوقف مانده است. این محموله اکنون از مسیر زمینی طولانی شامل عربستان سعودی، اردن، سوریه، ترکیه، گرجستان، آذربایجان و دریای خزر عبور میکند تا از طریق ترکمنستان وارد کشور شود.
بربنیاد دادههای سازمان ملل متحد، نیمی از جمعیت افغانستان برای ادامهی زندگی به کمکهای انساندوستانه نیاز دارند. در فصل گرما نگرانیها از تشدید بحران انسانی نیز، در این کشور تشدید شده است.
پیش از این نیز، نهادهای وابسته به سازمان ملل متحد، گفته که به دلیل ممنوعیت کار زنان در نهادهای بینالمللی امدادرسانی به زنان و دختران دشوارتر شده است. در سوی دیگر، محرومیت دختران و زنان از کار و محدودیتها بر آزادی تحرک، بیشتر از هر زمان دیگر آنان را از ناداری متاثر کردهاند.



