آپارتاید جنسیتی و زبانی در افغانستان؛ واقعیت فشارهای چندلایهی طالبان بر زنان
آینور سعیدپور
مریم معروف آروین، فعال حقوقبشر و یکی از بنیانگذاران کارزار «مبارزه با آپارتاید جنسیتی و آپارتاید زبانی»، میگوید زنان افغانستانی امروز همزمان با دو نوع تبعیض ساختاری مواجهاند: محدودیتهای جنسیتی و فشار بر استفاده از زبان فارسی–دری. به گفته او، این فشارهای چندلایه زیر حاکمیت طالبان زندگی، تحصیل و مشارکت اجتماعی زنان را به شدت محدود کرده و پیامدهای بلندمدتی برای جامعه افغانستان دارد.
سعیدپور: لطفاً خودتان را معرفی کنید و بگویید ایده راهاندازی این کارزار چگونه شکل گرفت؟
آروین: من باور دارم که زنان افغانستانی، بهویژه در نزدیک به پنج سال گذشته، ثابت کرده که میتوانند تغییر را در این کشور رقم بزنند و مطمیئنم که آنان شجاعت لازم برای تحقق این تغییر را دارند.
این حرکت از پیشنهاد کوچک و صمیمانه آغاز شد؛ چشمانداز و دغدغههایم از آپارتاید زبانی علیه فارسی-دری را با دوستان عزیز، بهویژه بانو گلچهره یفتلی، زهرا حقپرست، ژولیا پارسی، هدا خاموش، رقیه ساعی، مسعوده کوهستانی، یاسمین غیاثی، آزیتا نظمی، هدیه صاحبزاده، پروانه ابراهیمخیل، فرزانه ایوبی، شبانه شبدیز، سحر تاجیک، عزتالله بخشی، علی فردوسی و شماری دیگر از دوستان با قلبهای بزرگ به اشتراک گذاشتم و اکنون این جمع، رهبری حرکت را برعهده دارد. من از همه همسنگران گرامی که این ائتلاففکری را هدایت میکنند، سپاسگزارم و امیدوارم برنامههای بزرگتر و با بنیانهای فکری محکم، به توقف آپارتاید جنسیتی علیه زنان، پایان آپارتاید زبانی علیه فارسی-دری در افغانستان و پاسخگوکردن طالبان، بهویژه رهبران این گروه، بینجامد.
سعیدپور: چرا این کارزار با محوریت زنان پیش برده میشود؟
آروین: فکر میکنم محور این مبارزه و کارزار، به جای جنسیت، یک هدف است؛ هدفی که حق، عدالت، آزادی و برابری را دنبال میکند، هدفی که برابری و توقف آپارتاید جنسیتی در برابر زنان و آپارتاید زبانی علیه زبان فارسی-دری را شامل میشود. آنچه ما را در کنار یکدیگر قرار داده است، نه یک ساختار و نه یک ائتلاف ساختاری، بلکه یک ائتلاف فکری است؛ یعنی ذهنها، فکرها و اندیشههایمان در محور یک هدف واحد کنار هم قرار گرفتهاند. بدون هیچگونه تأکید بر اینکه رهبری این حرکت باید به دست زنان باشد، همین زنان بودند که رهبری و مسئولیت را برعهده گرفتند.
۴. از نگاه شما، آپارتاید جنسیتی طالبان چه تفاوتی با دیگر اشکال تبعیض علیه زنان در گذشته دارد؟
آروین: باورمند هستم که در منظومهی نظری و هنجاری حقوق بشر، هیچ نوع جنایت، ستم یا نقض سیستماتیک حقوق انسانی را نمیتوان به بهای چشمپوشی از جنایت یا ستمی دیگر توجیهپذیر کرد؛ چون هرگونه سلسلهمراتبگذاری میان انواع نقض حقوق بنیادین، نهتنها از نظر اخلاقی و انسانشناختی مردود است، بلکه با اصل فراگیر و غیرانتخابیبودن حقوق بشر نیز تعارض بنیادین دارد.
بر همین مبنا، ما این کارزار مشترک را به راه انداختیم تا به این دغدغهها دربارهی پیامدهای طرح مفهوم «آپارتاید زبانی» بر میزان تمرکز بر «آپارتاید جنسیتی» نباید به بازتولید سازوکارهای حاشیهسازی یا انکار تبعیضهای ساختاری بینجامد؛ اگاهیدهی و تاکید کنیم که ارتکاب یک جنایت یا اجرای هرگونه ستم ساختاری، به هیچوجه نمیتواند مبنای هنجاری یا توجیه معرفتی برای انکار، تقلیل، یا تعویق رسیدگی به جنایت یا تبعیضی دیگر فراهم آورد. در چارچوب نظریهی معاصر عدالت و حقوق بشر، هرگونه تلاش برای سلسلهمراتبگذاری یا اولویتبخشی گزینشی میان اشکال متفاوت نقض حقوق انسانی، نهتنها به رفع بیعدالتیها کمک نمیکند، بلکه به شکلگیری چرخههای پیچیدهای از بازتولید جنایت، سرکوب و محروم سازی منجر میشود.
سعیدپور: چه تفاوتی میان «آپارتاید جنسیتی و زبانی» در افغانستان وجود دارد؟
آروین: تاکید میکنم که «آپارتاید جنسیتی علیه زنان» و «آپارتاید زبانی علیه فارسی-دری» توسط گروه طالبان دو جنایت مستقل اما بهشدت همافزا هستند؛ زیرا هر کدام بُعدی از حیات اجتماعی را هدف میگیرد و در کنار یکدیگر ساختاری میسازند که نهتنها زنان و گویشوران فارسی-دری، بلکه کلیت جامعه را در وضعیت بیقدرتی، سکوت و حذف قرار میدهد.
همزمانی این دو جنایت، شدت و گستره آسیبها در جامعه افغانستان را چند لایه، پیچیده و چندبرابر کرده و الگوی سرکوب گروه طالبان را از سطح «نقض حقوق بشر» به سطح «جنایت علیه بشریت» ارتقا میدهد؛ امری که برای جامعهی جهانی معیار حقوقی و سیاسی متفاوتی ایجاد میکند.
بر این باورمندم که هرچه همپوشانی میان آپارتاید جنسیتی و آپارتاید زبانی بیشتر مستندسازی و برجسته شود، جامعه جهانی تصویر روشنتر، کاملتر و دقیقتری از ماهیت رژیم آپارتاید و سرکوبگر طالبان بهدست میآورد. بناء، این شفافسازی نهتنها مبارزه با آپارتاید جنسیتی را تضعیف نمیکند، بلکه فهم عمیقتری از جنایتهای چندلایه و سازوکارهای تبعیضآمیز طالبان ارایه میدهد. روشنسازی دقیق این پیوند، مسیر فعالسازی سازوکارهای حقوقی مانند کمیسیونهای حقیقتیاب، افزایش ظرفیت پیگیری عدالت در سطح ملی و بینالمللی، و جلب حمایت نهادهای جهانی را تسریع کرده و در نهایت از تداوم این جنایات جلوگیری میکند و احتمال واکنش سریعتر و قاطعتر جامعه جهانی را افزایش میدهد.
سعیدپور: بیشترین فشار این نظام تبعیضی امروز بر کدام گروه از زنان وارد میشود؟
آروین: متأسفانه تمامی زنان افغانستانی بهطور یکسان قربانی اند، چون ماهیت آپارتاید جنسیتی طالبان تبعیض ساختاری بر اساس جنسیت است. با این حال، بیشترین فشار بر زنان و دختران تحصیلکرده، فعال و آگاه وارد میشود؛ زیرا طالبان بهشدت از زنان باسواد، تحصیلکرده، و روشنفکر هراس دارند. چون زنان باسواد توانایی بهچالشکشیدن مشروعیتسازیهای دینی طالبان و منطق سرکوب آنان را دارند.
طالبان دقیقاً به همین دلیل مکتبهای دخترانهی بالاتر از صنف ششم و دانشگاهها را بسته، مسیر علم و روشنی را مسدود کرده و با حذف سیستماتیک زنان از عرصههای اجتماعی، سیاسی و اقتصادی آنان را عملاً در خانه زندانی کردهاند.
هدف روشن است: زنان آگاه را از جامعه حذف میکند تا کنترول کامل طالبان و سیطره مردان با جهانبینی طالبانی تضمین شود و زنان به تدریج خاموش، منزوی و از زندگی و مبارزه برای حقوق و آزادیهایشان و ختم مرد سالاری و خشونت و نابودی حکومت خودخواندهی طالبان و افکار طالبانی ناامید شوند.



