فراتر از معلولیت؛ زنی که با مرواریدبافی امید میسازد
گزارشگر: الینا حیدری | ویراستار: آینور سعیدپور
درخشش مروارید در برابر اشعه آفتاب، منظرهای دلنشین و چشمنواز میآفریند؛ اما گاه چیزی زیباتر از این درخشش نیز وجود دارد: دستانی که با صبر، تلاش و امید، مرواریدها را به هم پیوند میزنند و از دل محدودیتها، معنای تازهای از زندگی میسازند. دستانی که شاید لرزان باشند و گاه در اثر خستگی و فشارهای روحی به سختی توان نگه داشتن اشیا را داشته باشند، اما همچنان با ارادهای استوار به کار ادامه میدهند. این دستان متعلق به زنی است که با هنر مرواریدبافی نه تنها برای خود امید آفریده، بلکه الهامبخش بسیاری از افراد دیگر نیز شده است.
رقیه حیدری، بانوی ۳۰سالهای است که امروز در آسایشگاه بنیاد معلولان پیر هرات، زندگی میکند. او یکی از زنانی است که با وجود معلولیت جسمی، تسلیم شرایط نشده و با تلاش و پشتکار، مسیر تازهای برای زندگی خود ساخته است. رقیه نه تنها برای خود آیندهای روشنتر رقم زده، بلکه به خانوادهاش نیز یاری رسانده و توانسته نقش مهمی در حمایت از آنان ایفا کند.
زندگی برای رقیه همیشه آسان نبوده است. او از ۱۳۹۴ در این آسایشگاه زندگی میکند و به دلیل نبود امکانات لازم در خانه و روستای زادگاهش ناچار شد از خانوادهاش جدا شود. این جدایی هرچند دشوار بود، اما برای او فرصتی تازه فراهم کرد تا استعدادهای پنهان خود را کشف کند. هرچند فاصله از خانه و خانواده گاهی دلتنگیهایی را به همراه دارد، اما رقیه این آسایشگاه را خانه دوم خود میداند؛ جایی که توانسته در آن مسیر تازهای برای رشد و پیشرفت پیدا کند.
او در این مرکز با هنرهای دستی آشنا شد و در مدت کوتاهی توانست مهارتهای مختلفی را بیاموزد. آموزشهایی که در این بنیاد دریافت کرد، دریچهای تازه به روی زندگیاش گشود. رقیه با پشتکار فراوان توانست در مدت تنها یک هفته هنرهای مرواریدبافی، خیاطی، بافندگی و خامکدوزی را فرا گیرد. او این توانایی را نعمتی الهی میداند و معتقد است که همین استعدادها به او کمک کردهاند تا با مشکلهای زندگی بهتر کنار بیاید.
«معلولیت محدودیت نیست و تلاش رمز موفقیت است.» این باور ساده اما عمیق، به شعار زندگی رقیه تبدیل شده است. او هرگاه در مسیر زندگی با دشواریها روبهرو شده، همین باور به او نیرو داده تا دوباره برخیزد و به راهش ادامه دهد.
آغاز فعالیت هنری او نیز با امکاناتی بسیار اندک همراه بود. رقیه نخستین گامهایش را در این مسیر با سرمایهای کوچک برداشت؛ سرمایهای که شاید در نگاه نخست ناچیز به نظر میرسید، اما برای او نقطه شروعی مهم محسوب میشد.
او میافزاید: «اولین کار هنری خودم را با سرمایه 500 افغانی شروع کردم و برخلاف آنچه تصور میکردم، با فروش صنایع دستی خود بعد از گذشت یک سال توانستم دو مرتبه به ایران سفر کنم و همچنان مخارج خانوادهام را تامین کنم و هزینه پرستار همرایم را بپردازم.»
این موفقیت برای رقیه تنها یک دستآورد مالی نبود؛ بلکه نشانهای از توانایی و اعتماد به نفس تازهای بود که در وجودش شکل گرفته بود. او دریافت که میتواند با تکیه بر هنر و تلاش خود، نه تنها زندگیاش را اداره کند، بلکه به دیگران نیز کمک برساند.
مرواریدبافی برای رقیه فقط یک حرفه یا منبع درآمد نیست؛ بلکه راهی برای آرامش ذهن و رهایی از فشارهای زندگی است. «مرواریدبافی برای من راهی بود تا ذهنم آرامش پیدا کند.این هنر به من کمک کرد که از عهده مشکلات روزمره بر آیم.»
با وجود همه این موفقیتها، زندگی هنوز چالشهایی پیش روی او قرار میدهد. یکی از نگرانیهای جدی رقیه، ناتوانی در دست راست اوست؛ مشکلی که گاهی انجام کارهای ظریف هنری را دشوار میکند. با این حال، این مانع نیز نتوانسته او را از ادامه مسیر باز دارد. او همچنان با پشتکار به کارش ادامه میدهد و حتا در جایگاه آموزگار فعالیت میکند.
امروز رقیه نه تنها به تولید صنایع دستی میپردازد، بلکه دانش و تجربه خود را نیز در اختیار دیگران قرار میدهد. او در آسایشگاه به افراد دارای معلولیت آموزش میدهد و تلاش میکند تا آنان نیز مانند خودش راهی برای استقلال و امید در زندگی پیدا کنند.
رقیه میگوید: «از اینکه میتوانم هنرم را به تعداد زیادی از افراد دارای معلولیت در این آسایشگاه آموزش دهم احساس خوشحالی میکنم و امیدوارم در آینده بتوانم به افراد بیرون از این آسایشگاه نیز آموزش دهم و یک مرکز هنری و حرفهای را ایجاد کنم.»
رقیه پیش از آنکه به آسایشگاه بیاید، تجربههایی در عرصه آموزش نیز داشته است. او توانسته بود در یک رقابت آموزشی از میان ۳۶ نفر مقام سوم را کسب کند. همچنان در یکی از مکتبهای دولتی روستای خود به مدت هفت سال به عنوان معلم تدریس کرده بود. با این حال، کمبود امکانات و شرایط دشوار زندگی در روستا باعث شد که نتواند به تدریس خود ادامه دهد و سرانجام به آسایشگاه منتقل شود.
در این میان، بسیاری از افراد دارای معلولیت با مشکلهای جدیتری نیز مواجه استند. برخی از آنان بیسرپرست اند و برای تأمین نیازهای اولیه زندگی به حمایت و مراقبت نیاز دارند. آسایشگاهها و نهادهای حمایتی نقش مهمی در فراهمکردن شرایط مناسب برای این افراد ایفا میکنند.
عبدالرحیم رادمنش، معاون بنیاد پیر هرات، میگوید که اکنون ۶۰ دختر و پسر دارای معلولیت در این آسایشگاه تحت پوشش قرار دارند. این افراد در بخشهای مختلف صنایع دستی مشغول فعالیت استند و تلاش میکنند با استفاده از مهارتهای خود، زندگی مستقلتری داشته باشند.
به گفته او، یکی از چالشهای اخیر این مرکز کاهش فروش محصولات صنایع دستی است؛ موضوعی که بیشتر به دلیل برگزارنشدن نمایشگاهها در ماههای اخیر به وجود آمده است. نمایشگاهها پیش از این فرصتی مهم برای معرفی و فروش آثار هنری افراد دارای معلولیت به شمار میرفتند.
رادمنش، تأکید میکند که این بنیاد تلاش دارد برای کسانی که حداقل تواناییهای فیزیکی را دارند، زمینه کار و آموزش را فراهم کند. او معتقد است که این افراد برای شکوفایی استعدادهای شان بیش از هر چیز به حمایت مالی و عاطفی جامعه نیاز دارند.
امروز مرواریدهایی که از دستان رقیه شکل میگیرند، تنها زیورآلاتی ساده نیستند؛ هر کدام از آنها نمادی از امید، پشتکار و ارادهای است که میتواند الهامبخش دیگران باشد.



