آغاز دانشگاهها بدون دختران؛ «اگر روزی طالبان سقوط کند، رقصکنان دانشگاه میروم»
آینور سعیدپور

با آغاز سال جدید آموزشی دانشگاهها در ولایتهای سردسیر افغانستان، صنفهای درسی برای چهارمین سال پیاپی بدون حضور دختران بازگشایی شدهاند؛ وضعیتی که هزاران دانشجوی دختر را از ادامهی تحصیل محروم کرده و آیندهی آنان را در هالهای از ابهام قرار داده است.
مریم، یکی از دانشجویان دانشکدهی ژورنالیزم در افغانستان، از جمله دخترانی است که پس از بستهشدن دانشگاهها مجبور شده تحصیل خود را ناتمام بگذارد. او میگوید بیش از چهار سال میشود که در حسرت ادامهی آموزش زندگی میکند و در این مدت امیدش به بازگشایی دانشگاهها به تدریج کمرنگ شده است.
به گفتهی او، در سالهای نخست پس از بستهشدن دانشگاهها هنوز امیدوار بود که این وضعیت موقتی باشد و دوباره اجازهی تحصیل به دختران داده شود؛ اما با ادامهی محدودیتها و سیاستهای سختگیرانه، این امید به ناامیدی تبدیل شده است. او حتا میگوید که اگر در شرایط کنونی دانشگاهها دوباره باز هم شوند، شاید دیگر انگیزهای برای ادامه تحصیل در داخل افغانستان نداشته باشد.
این دانشجو در بخشی از سخنانش میگوید: «بیشتر از چهار سال است که همه در حسرت آموزش زندگی میکنند و خودم نیز از جملهی آنان هستم. سالهای اول منتظر بازگشایی مکتب و دانشگاهها بودم؛ اما با سیاستهای روزافزون این گروه تمام امید خود را از دست دادم.»
مریم، میافزاید که راهیافتن به دانشگاه برایش بسیار دشوار بوده و با تلاش و سختی فراوان توانسته بود وارد دانشکده ژورنالیزم شود. به گفتهی او، رسیدن به این مرحله نتیجه سالها درسخواندن و تحمل مشکلهای مختلف بوده است؛ تلاشها و تحمل مشکلهای که با حاکمیت طالبان به هیچ ثمری نرسیده است.
او هنوز لحظهای را که خبر بستهشدن دانشگاهها را شنید بهخوبی به یاد دارد. آن شب مصادف با شب یلدا بود و او همراه خانوادهاش در حال جشن گرفتن بود که در گروه درسی خبر بستهشدن دانشگاهها منتشر شد. «دقیق یادم است که شب یلدا را جشن گرفته بودیم که در گروه درسی از این اقدام سرکوبگرایانه خبر شدم. همان لحظه جشن شادی ما به قصه هزار و یک شب تاریکی بدل شد.»
به گفتهی او، پس از آن روز احساس ناامیدی و بلاتکلیفی در زندگی بسیاری از دختران به وجود آمد؛ وضعیتی که هنوز هم ادامه دارد. مریم پیش از بستهشدن دانشگاهها آرزو داشت به یکی از خبرنگاران برجستهی افغانستان تبدیل شود و در رسانههای معتبر داخلی یا بینالمللی فعالیت کند. او میگوید تحصیل در رشته ژورنالیزم را با همین هدف آغاز کرده بود و امیدوار بود روزی بتواند در یک رسانه بزرگ پشت میز خبر بنشیند.
اما بستهشدن دانشگاهها و محدودیتهای گسترده برای زنان، مسیر زندگی او را تغییر داده است. به گفتهی او، بسیاری از دخترانی که از تحصیل محروم شده و اکنون با مشکلهای اقتصادی و اجتماعی نیز روبهرو اند و فرصتهای کاری برای آنان بسیار محدود شده است.
او، میگوید حتا در بخش رسانه نیز شرایط برای دختران بسیار دشوار است. به باور او، رسانههای داخلی با مشکلهای مالی روبهرو هستند و توان استخدام نیروهای جدید را ندارند.
با وجود تمام این چالشها، مریم میگوید تلاش کرده امید خود را کاملاً از دست ندهد. او اکنون در خانه بهصورت خودآموز به مطالعه و یادگیری روزنامهنگاری ادامه میدهد و سعی میکند مهارتهای خود را حفظ کند.
در عین حال، فشارهای روحی ناشی از این وضعیت نیز برای او و بسیاری از دختران دیگر سنگین بوده است. او میگوید به همین دلیل تلاش میکند کمتر به محدودیتها فکر کند و بیشتر روی یادگیری تمرکز داشته باشد.
در شرایط کنونی، مریم امید چندانی به بازگشایی دانشگاهها برای دختران در داخل افغانستان ندارد و به دنبال یافتن فرصتهای آموزشی در خارج از کشور است. او میگوید اگر روزی شرایط تغییر کند، با اشتیاق فراوان به دانشگاه بازخواهد گشت. «اگر روزی این حکومت سقوط کند، شاید رقصکنان به دانشگاه بروم؛ اما اکنون به دنبال راهی برای آموزش در کشورهای دیگر هستم.»
او از نهادهای بینالمللی میخواهد که برای فراهمکردن فرصتهای آموزشی برای دختران افغانستانی اقدام عملی انجام دهند تا آنان بتوانند تحصیلات خود را ادامه دهند.

فاطمه نجاتی، دانشجوی رشتهی حقوق، یکی از هزاران دختر افغانستانی است که پس از سمستر پنجم از ادامه تحصیل محروم مانده و امسال، با بازگشت پسران به دانشگاهها، باز هم دسترسی او و صدها هزار دختر دیگر به آموزش محدود شده است. او میگوید این وضعیت او را با آیندهای مبهم و نامطمئن روبهرو کرده است.
به گفتهی فاطمه، محرومیت از دانشگاه «دشوارترین روز» عمرش بوده و تکرار آن تجربهای تلخ برای او در سال جاری است. او با نگرانی از شرایط دختران در افغانستان میگوید که بسیاری از آنان به دلیل محدودیتها دچار استرس و مشکلهای روانی شدید شده و برخی حتا دست به خودکشی زدهاند.
روایت فاطمه از روزی که خبر بستهشدن دانشگاهها به روی دختران را شنید، پر از اندوه است. او میگوید این اتفاق بهگونهای زنان و دختران را از جامعه حذف کرده و بارها باعث شده که آرزوی مرگ کند. او تأکید میکند که محدودیتهای تحصیلی، حس پوچی و بیهدفی را در زندگی بسیاری از زنان ایجاد کرده است. «این برای دختران بسیار سخت است. اکثر دختران به خاطر این تصمیم طالبان مجبور شدهاند که دست به خودکشی بزنند. اکثر آنان دچار استرس و مشکلهای روانی شدهاند.»
فاطمه روزی آرزو داشت به زنانی کمک کند که حقوقشان نقض میشود و با تحصیل در رشته حقوق امیدوار بود صدای آنان باشد. اما اکنون خودش در چرخهای گرفتار شده که روزگاری میخواست آن را تغییر دهد. او میگوید اکنون احساس «هیچ، پوچی و سرباری» نسبت به جامعه دارد.
با وجود تمام این دشواریها، فاطمه هنوز امید دارد که بتواند روزی به دانشگاه بازگردد و تحصیلات خود را ادامه دهد. او میگوید: «آرزو دارم روزی برسد که دوباره بتوانم به دانشگاه بروم، درس خود را ادامه بدهم و به جامعهی خود خدمت کنم؛ اما با اینهم فکر میکنم که این یک آرزوی محال است.»
او از جامعه جهانی و سازمانهای حقوقبشری میخواهد که صدای دختران افغانستانی را بشنوند و بر طالبان فشار بیاورند تا به آنان اجازه تحصیل و فعالیت اجتماعی داده شود. فاطمه تأکید میکند که ادامه وضعیت فعلی پیامدهای جبرانناپذیری برای نسل دختران افغان خواهد داشت.
نازیه –نام مستعار- دانشجوی رشته حقوق، یکی دیگر از دخترانی است که ادامهی ممنوعیت آموزش برای او بسیار متاثرکننده بوده است. او میگوید که همواره برای ادامهی تحصیل تلاش کرده، اما سیاستهای طالبان میلیونها دختر را خانهنشین کرده و جامعهی جهانی و نهادهای حقوقبشری در برابر این وضعیت عملاً سکوت کردهاند.
نازیه، که روزی آرزو داشت کسبوکاری برای خود راهاندازی کند و از طریق آن به بهبود وضعیت اقتصادی کشورش کمک کند، اکنون روزهایش را با ناامیدی و افسردگی میگذراند. او تأکید میکند که انتظار مداوم برای بازگشت به دانشگاه، فشار روانی شدیدی بر او وارد کرده است.
او، در صحبتی با خبرگزاری بانوان افغانستان میگوید که بستهماندن دانشگاه سبب شده که احساس «پوچی و بیهدفی» دایم داشته باشد. «چهار سال شد که دانشگاهها بسته است. هیچ امیدی ندارم که به درس بازگردم. اگر این وضعیت ادامه پیدا کند، ما یک کشور به شدت عقبمانده خواهیم داشت.»
نازیه امیدوار است روزی دوباره بتواند به دانشگاه بازگردد و آینده موفقی برای خود بسازد، اما همزمان از ادامه این محدودیتها نگران است و تأکید میکند که پیامدهای بلندمدت این وضعیت برای جامعه افغانستان جبرانناپذیر خواهد بود.
سرکوب در سایهی سکوت
در همین حال، شماری از فعالان حقوق زن با اشاره به ادامه محرومیت دانشجویان دختر از تحصیل در دانشگاهها برای چهارمین سال متوالی، میگویند این وضعیت به یک «درد جمعی» در جامعهی افغانستان تبدیل شده و نشاندهنده حذف تدریجی زنان از عرصههای اجتماعی است.

ترنم سادات سیدی، فعال حقوق زن، میگوید که ادامه ممنوعیت آموزش دختران بیانگر تداوم سیاست «تبعیض جنسیتی و آپارتاید جنسیتی» از سوی طالبان است؛ سیاستی که به باور او در سایهی سکوت شهروندان افغانستان و جامعهی جهانی همچنان ادامه دارد. او تأکید میکند که پیامدهای این وضعیت تنها به زندگی فردی دختران محدود نمیشود، بلکه آیندهی اجتماعی و اقتصادی افغانستان را نیز به شدت تحت تأثیر قرار میدهد.
به گفتهی سیدی، محرومیت دختران از آموزش پیامدهای گستردهای در زندگی زنان به همراه داشته است. او از افزایش مشکلهای روانی در میان دختران، حاشیهراندهشدن زنان از جامعه، گسترش کودکهمسری، افزایش ازدواجهای اجباری و خشونتهای خانوادگی به عنوان بخشی از پیامدهای مستقیم این وضعیت یاد میکند. به باور او، وابستگی اقتصادی زنان به مردان نیز در چنین شرایطی بیشتر میشود و فرصتهای مشارکت زنان در جامعه بهطور چشمگیری کاهش مییابد.
او همچنان هشدار میدهد که ادامه این روند در بلندمدت میتواند پیامدهای جدی برای آینده افغانستان داشته باشد. از جمله این پیامدها میتوان به عقبماندن این کشور از توسعه اقتصادی و اجتماعی، گسترش نابرابری جنسیتی، کاهش نیروی کار متخصص و حذف زنان از بسیاری از بخشهای کاری اشاره کرد. به گفته او، محرومیت دختران از تحصیل در واقع به معنای حذف تدریجی یک نسل از مشارکت در ساختن آیندهی افغانستان است.
سیدی میگوید که سیاستهای طالبان در قبال زنان بسیاری از دستآوردهای دو دهه گذشته را از میان برده و جایگاه زنان را در جامعه به شدت تضعیف کرده است. او در صحبتی با خبرگزاری بانوان افغانستان، میگوید: «پیامد اجتماعی این وضعیت کاهش مشارکت و آگاهی زنان در جامعه است. وقتی زن بیسواد باشد، فرزند بیسوادی نیز تربیه میشود و به این ترتیب چرخهی ناآگاهی در جامعه ادامه پیدا میکند و نسلهای بعدی نیز با ضعف آموزشی روبهرو خواهند شد.»
وزارت تحصیلات عالی طالبان، در ۲۰ دسامبر ۲۰۲۲ در اعلامیهای دستور داد که دانشگاههای دولتی و خصوصی در سراسر افغانستان بسته شوند. اگرچه در ابتدا این ممنوعیت تا «امر ثانی» اعلام شد، اما امسال برای چهارمین سال پیاپی دانشگاهها بدون حضور دختران آغاز شد و هنوز هیچ نشانهای از بازگشایی آنها برای دانشجویان دختر دیده نمیشود.



