زمستان بدون حقوق بازنشستگی؛ «فخریه» و چهره زنانهی فقر در افغانستان
آینور سعیدپور
زمستان هنوز به نیمه نرسیده، اما سرما پیش از آنکه برف ببارد، استخوانهای فخریه را لرزانده است. اتاقی که او در آن زندگی میکند، بیشتر به یک چهاردیواری خاموش شباهت دارد؛ نه بخاری درستوحسابی، نه مواد سوختی و نه اطمینانی به فردا. فخریه، کارمند پیشین وزارت دفاع افغانستان که اکنون بازنشسته شده در وضعیت دشوار اقتصادی زندگی روزگار میگذراند.
فخریه، ۶۲ساله است و سالهای زیادی عمرش را در بستهای مختلف وزارت دفاع افغانستان کار کرده و اکنون بازنشسته است؛ اما حقوق بازنشستگیای که باید کمازکم امنیت معیشتی او را تضمین میکرد، سالهاست که پرداخت نشده است.
او یکی از هزاران زن بازنشستهای است که پس از دههها کار در ادارههای دولتی، امروز در حاشیه فقر رها شدهاند. فخریه، میگوید هیچ منبع درآمدی جز حقوق بازنشستگی ندارد؛ حقوقی که وجودش روی کاغذ تثبیت شده، اما در زندگی واقعیاش غایب است. با توقف پرداخت این حقوق، زندگی او به سراشیبی تندی افتاده است؛ سراشیبیای که در زمستان، تندتر و خطرناکتر میشود.
فخریه اکنون در خانهای کرایی زندگی میکند؛ خانهای که نه تنها امنیت روانی ندارد؛ بلکه بهدلیل ناتوانی در پرداخت کرایه، بهتازگی صاحبخانه از او خواسته آن را ترک کند. استفاده از پلاستیک بهعنوان سوخت، آخرین راهی بوده که فخریه برای گرمکردن اتاقش یافته؛ راهی که هم سلامتش را تهدید کرده و هم خشم صاحبخانه را برانگیخته است. تأخیر در پرداخت کرایه و بوی پلاستیک سوخته، دلیلهایی بوده که به گفته او، باعث اخراجش شده است.
این زن با صدای گرفته که گویا به دشواری از حنجرهای بیرون میزند با شکوه از وضعیت دشوار اقتصادی چنین میگوید: «روزگارم بسیار خراب است و کسی هم دستگیرم نشده است. هیچ کسی تا حال یکبار دروازه خانه مرا نزده که چی نیاز دارم؟ پلاستیک میآورم و میسوزانم. گاهی هم لباسهای کهنه را آتش میکنم که خیلی دود میکنه.»
این کارمند پیشین وزارت دفاع، میگوید که سالهای زیادی عمرش را وقف خدمت به کشورش کرده؛ اما اکنون که بازنشسته و پیر شده، همه او را در رنج و بدبختی تنها رها و فراموش کرده است. به گفتهی فخریه، پیش از حکومت طالبان او هرازگاهی حقوق بازنشستگیاش را دریافت میکرد؛ اما در بیش از چهار سال گذشته حتا یکبار هم این حقوقش پرداخت نشده است؛ وضعیتی که فخریه که بیش از هر زمان دیگر درگیر ناداری و ناچاری کرده است.
با این حال این تصویر، تنها روایت یک زن نیست؛ بلکه بازتاب وضعیت میلیونها زن در افغانستان است که فقر، بیش از هر گروه دیگری، آنان را هدف گرفته است. بر اساس برآوردهای نهادهای سازمان ملل متحد، بیش از ۲۲ میلیون نفر در 2026 در افغانستان به کمکهای فوری انسانی نیاز دارند و زنان، بهویژه زنان سالخورده، بیسرپرست یا بازنشسته، در خط مقدم این بحران قرار دارند.
پس از تحول سیاسی، سقوط نظامجمهوری و رویکارآمدن طالبان، محدودیتهای گسترده بر کار زنان در سراسر این کشور اجرا شده است. هزاران زن شغل خود را در ادارههای دولتی و نهادهای غیردولتی از دست دادند. این گروه، در نخست اعلام کردند که معاش کارکنان زن پرداخت میشود؛ اما سپس معاش آنان به حدود پنج هزار افغانی کاهش داد.
در چنین شرایطی، زنان بازنشسته مانند فخریه، که نه توان کار فیزیکی دارند و نه اجازه یا امکان اشتغال رسمی، عملاً به حال خود رها شدهاند. برنامههای حمایتی مشخص و پایدار برای زنان در افغانستان وجود ندارد؛ کمکهای انساندوستانه نیز یا مقطعی است یا به همه نیازمندان نمیرسد. بسیاری از زنان، بهویژه در شهرها، میان هزینه کرایه خانه، مواد غذایی و سوخت، مجبور به انتخابی میشوند.
فقر زنانه؛ چهره خاموش بحران
فقر در افغانستان، چهرهای زنانه دارد. زنان نهتنها از نظر اقتصادی، بلکه از نظر اجتماعی و حقوقی نیز آسیبپذیرترند. محدودیت در رفتوآمد، کار، آموزش و دسترسی به خدمات، باعث شده است که زنان کمتر بتوانند راهی برای خروج از فقر بیابند. زنان سالخورده، که دیگر شبکه حمایتی خانوادگی قدرتمندی ندارند، در این میان فراموششدهترین گروهاند.
فخریه، با وجود کهنسالی، مجبور است به خیابانها برود و پلاستیک جمع کند؛ کاری که نه با سالها خدمتش در وزارت دفاع سازگار است و نه با سلامتش. اما با این حال، او برای گرمکردن خانه مجبور است که بسیاری از روزها این کار را انجام دهد. او از سلامتیاش نیز شکایت کرده و میگوید که نیاز به درمان و دارو دارد.
شوهرش به تازگی وفات کرده است و همراه با پسرش زندگی میکند؛ پسری که شغلی ندارد و روزانه با کراچی دستی به خیابان میرود تا شاید باری را حمل کند و برای شب نانی بر سفره آورد. «با نواسهها و بچهام استم که او کراچیوانی میکند. گاهی نان داریم و گاهی نداریم. گاهی هم خویشوقوم به ما کمک بکنه که خوب اگر نکند دیگر هیچ.»
حقوق بازنشستگی؛ تعهدی که عملی نمیشود
بر اساس قانونهای پیشین افغانستان، حقوق بازنشستگی بخشی از تعهد دولت در قبال کارمندانی است که سالها در ادارههای دولتی خدمت کردهاند. قانون تنظیم معاشات و حقوق تقاعد (بازنشستگی) تصریح میکند که کارمندان پس از رسیدن به سن معین یا تکمیل سنوات خدمت، مستحق دریافت حقوق بازنشستگی استند. این حقوق باید بهصورت منظم پرداخت شود و هدف آن تأمین حداقل معیشت فرد در دوران کهنسالی است.
اما در عمل، بهویژه پس از بهقدرترسیدن طالبان اجرای این قانون با چالشهای جدی مواجه شده است. توقف یا تأخیر در پرداخت حقوق بازنشستگی، نبود شفافیت در روند توزیع، و ضعف نهادهای مسئول، سبب شده است که هزاران بازنشسته، بهویژه زنان، به فقر مطلق کشانده شوند.
طالبان زمانی که قدرت را به دست گرفت در نخست پرداخت حقوق بازنشستگان را تعلیق کرد؛ اما در پی اعتراضهای گستردهی آنان، وزارت امور مالیهی این گروه سیستم نوبتگذاری را برای برداخت حقوق بازنشستگان ایجاد کرد. با این حال، در مورد پرداخت حقوق زنان بازنشسته تا اکنون هیچ توضیحی نداده است.



