«مستقیم شلیک کردند و خون روی کوچه بود»؛ در جبرییل هرات چه گذشت؟

آی‌نور سعیدپور

صدای بی‌وقفه‌ی گلوله‌ها در فضا می‌پیچید؛ گلوله‌هایی که از سوی جنگ‌جویان طالبان شلیک می‌شود و معترضان را نشانه می‌گیرد. این بخشی از صحنه‌ای است که بامداد امروز در جاده‌های منطقه‌ی جبرییل هرات شکل گرفت.

بامداد امروز، ده‌ها باشنده‌ی هرات در واکنش به بازداشت دختران در جریان سه روز گذشته به خیابان آمده و در برابر این سیاست طالبان اعتراض کردند؛ گردهمایی‌ای که به‌گونه‌ی مسالمت‌آمیز آغاز شد، اما با گلوله پاسخ داده شد و خون شماری از معترضان بر جاده ریخت و گروهی نیز بازداشت شدند.

سحر، یکی از معترضان و شاهدان عینی، می‌گوید که کودکی در برابر چشمانش از سوی طالبان به رگ‌بار بسته شد و شماری دیگر نیز به شدت لت‌وکوب شدند.

گفت‌وگو با سحر، معترض و شاهد عینی گردهمایی در هرات

سعیدپور: چگونه از تجمع باخبر شدید و خودتان هم شرکت کردید؟

سحر: دیروز متوجه شدم که مردم منطقه جبرییل هرات در واکنش به بازداشت دختران قصد برگزاری تجمع دارند. امروز حدود ساعت هشت تا هشت‌ونیم صبح به محل رسیدم و به معترضان پیوستم. آغازکنندگان این تجمع زنان و دختران بودند.

سعیدپور: فضای تجمع در آغاز چگونه بود؟

سحر: در آغاز تجمع، معترضان شعار «نان، کار و آزادی» سر می‌دادند و خواستار حقوق خود از حکومت بودند. تعداد طالبان در ابتدا کم‌تر از معترضان بود، اما بعداً نیروهای بیش‌تری از حوزه‌های مختلف امنیتی به محل آمدند و به مردم حمله‌ور شدند.

سعیدپور: در ویدیوهای نشرنشده نشان می‌دهد که زنان هم در تجمع حضور داشتند، زنان و دختران چه نقشی در این تجمع داشتند؟

سحر: زنان و دختران نقش اصلی در آغاز تجمع داشتند. آنان در جمع حضور فعال داشتند و صدای خود را بلند کرده بودند. هدف آنان اعتراض به بازداشت دختران و مطالبه حقوق‌شان بود.

سعیدپور: اولین برخورد نیروهای طالبان با معترضان چگونه بود؟

سحر: نخستین برخورد طالبان با زنان معترض بود. آنان به زنان دست زدند و تعدادی را به زور داخل موترهای گشت امربه‌معروف انتقال دادند. این اقدام باعث خشم مردان حاضر در تجمع شد. طالبان هم‌چنتن به زنان و مردان الفاظ توهین‌آمیز به کار می‌بردند و آنان را لت‌وکوب می‌کردند. ابزار مورد استفاده نیروهای طالبان شامل اسلحه، چوب و شلاق بود.

سعیدپور: لحظه تیراندازی را چگونه به یاد دارید؟

سحر: پس از آن‌که مردان در واکنش به بازداشت زنان با سنگ و چوب به سوی طالبان حمله کردند، نیروهای طالبان اقدام به تیراندازی کردند. آن لحظه بسیار هراس‌انگیز بود و باعث وحشت و پراکندگی مردم شد.

سعیدپور: تیراندازی هوایی بود یا مستقیم به مردم؟

سحر: تیراندازی هم به صورت هوایی و هم مستقیم به سوی معترضان انجام شد.

سعیدپور: مردم پس از تیراندازی چه واکنشی نشان دادند؟

سحر: پس از تیراندازی، مردم دچار وحشت شدند و از محل پراکنده شدند. تجمع تازه آغاز شده بود و شمار معترضان حدود ۴۰ تا ۵۰ نفر بود. در نتیجه این وضعیت، اعتراض بدون دست‌یابی به نتیجه پایان یافت.

سعیدپور: آیا شاهد زخمی یا بازداشت شدن کسی بودید؟

سحر: بله. خودم شاهد زخمی‌شدن یک کودک ۱۲ساله بودم که خونش روی کوچه ریخته بود و آن صحنه هرگز از ذهنم پاک نمی‌شود. هم‌چنان شاهد بازداشت چندین زن، دختر، مرد و نوجوان حاضر در تجمع بودم. بر اساس آنچه مشاهده شد، حدود ۳۰ تا ۴۰ نفر بازداشت شدند.

سعیدپور: وضعیت کنونی چگونه است؟

سحر: اکنون وضعیت منطقه جبرییل بسیار نگران‌کننده است. حضور مردم در کوچه‌ها و خیابان‌ها به شدت کاهش یافته و گشت‌های طالبان حتا در پس‌کوچه‌ها رفت‌وآمد می‌کنند. بسیاری از مردم از ترس، به‌سادگی از خانه بیرون نمی‌شوند.

سعیدپور: این رویداد چه تأثیری بر زنان و دختران محل گذاشته است؟

سحر: این رویداد تأثیر بسیار منفی و هراس‌انگیزی بر زنان و دختران گذاشته است. آنان احساس ناامنی بیش‌تری می‌کنند و فضای ترس در میان زنان به شکل چشم‌گیری افزایش یافته است.

سعیدپور: آیا اکنون زنان از رفت‌وآمد در شهر یا حضور در اماکن عمومی هراس دارند؟

سحر: بله. اکنون زنان در منطقه به ندرت دیده می‌شوند و بسیاری از آنان از رفت‌وآمد در شهر و حضور در مکان‌های عمومی هراس دارند. حتا امکان رفتن به محل کار نیز برای بسیاری از آنان محدود شده است.

سعیدپور: این رویداد بر شما چه تأثیری گذاشت؟

سحر: این رویداد تأثیر بسیار بدی بر من گذاشته است و هنوز نمی‌توانم خودم را کنترل کنم. دیدن زخمی‌شدن یک کودک و برخورد با زنان و مردان معترض برایم بسیار دردناک بود. هم‌چنان دیدن پراکندگی مردم و بی‌نتیجه‌ماندن اعتراض، احساس تأسف و ناامیدی زیادی در من ایجاد کرده است.

سعیدپور: بزرگ‌ترین نگرانی شما پس از این رویداد چیست؟

سحر: بزرگ‌ترین نگرانی من این است که مردم، به‌ویژه زنان و دختران، نتوانند حقوق خود را مطالبه کنند و در فضایی از ترس و خاموشی زندگی کنند.

وقتی حق‌خواهی باعث مرگ انسان شود، بزرگ‌ترین سوال این است که تا چه زمانی باید در این ترس و وحشت زندگی کنیم؟

آیا قرار است در همین تاریکی بمانیم و بمیرم؟ تا کی باید مثل یک کلفت زندگی کنیم؟

یعنی قرار است ما در تاریکی بمیریم و تا به کی این وضعیت ادامه داشته باشد؟

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا