نبرد زنان هراتی در برابر گرانی مواد غذایی؛ «زندگی‌ برای ما رنگی ندارد»

حدیث حبیب‌یار

افزایش بهای مواد غذایی در هرات، زندگی هزاران خانواده را به مرحله‌ای رسانده که تأمین نان روزانه به دغدغه‌ی اصلی بدل شده است. در این میان، زنانی که یا سرپرست خانواده‌ اند یا بار اصلی مدیریت خانه را بر دوش دارند، بیش از دیگران زیر فشار گرانی خم شده‌اند؛ زنانی که با حساب‌وکتاب‌های روزانه، حذف وعده‌های غذایی و چشم‌پوشی از نیازهای ابتدایی تلاش می‌کنند تا خانواده‌های‌شان را سرپا نگه دارند.

رحیمه، آموزگار ۴۵ساله، یکی از زنانی است که سرپرستی یک خانواده‌ی هشت‌نفری را به‌تنهایی به دوش می‌کشد. او سال‌هاست با معاش محدود تلاش می‌کند تا نیازهای ابتدایی اعضای خانواده‌اش را تأمین کند؛ اما افزایش روزانه‌ی قیمت‌ مواد غذایی این تلاش را روزبه‌روز دشوارتر کرده است.

او می‌گوید در گذشته، با همین معاش اندک می‌توانست که هزینه‌های ضروری زندگی مانند کرایه‌ی خانه، خوراک، دوا و رفت‌وآمد را تا حدی مدیریت کند؛ اما اکنون قیمت آرد، روغن و برنج چنان افزایش یافته که بخش عمده‌ی درآمدش تنها صرف مواد خوراکی می‌شود و چیزی برای دیگر نیازهای زندگی باقی نمی‌ماند. رحیمه می‌گوید: «دیگر معاش معلمی فقط به نان و آرد می‌رسد. آخر ماه که می‌شود، حیران می‌مانم که خرج و مصرف بقیه چیز‌ها از کجا کنم؟»

رحیمه که ماهانه هفت هزار ۵۰۰ افغانی معاش دارد، می‌گوید که این درآمد دیگر پاسخ‌گوی نیازهای ابتدایی خانواده‌اش نیست. او مجبور شده بسیاری از مواد غذایی را به‌تدریج از برنامه‌ی مصرف روزانه حذف کند و هزینه‌ها را تنها به نان و چند قلم خوراکی ارزان محدود سازد. به‌گفته‌ی او، پس از پرداخت مصرف‌های ابتدایی زندگی، پولی برای تغذیه‌ی مناسب یا دیگر نیازها باقی نمی‌ماند.

در همین حال، افزایش قیمت مواد غذایی فشار زندگی را برای رحیمه دوچندان کرده است. او می‌گوید که قیمت یک کیلوگرام گوشت گوسفند به حدود ۵۰۰ افغانی رسیده و یک بوجی برنج نزدیک به سه هزار و ۵۰۰ افغانی قیمت دارد؛ موادی که خرید آن برای خانواده‌ای با معاش اندک آموزگاری تقریباً ناممکن است. او می‌افزاید: «گوشت به غذایی کم‌یاب تبدیل شده، میوه، برنج و لبنیات هم به آسانی در توان کسی نیست. این ماه‌های اخیر تلاشم همین است که حداقل یک وعده فرزندانم سیر شوند».

هم‌چنان او می‌افزاید که روبه‌رو شدن با خواسته‌های اندک فرزندانش برایش بسیار دشوار است؛ زمانی که آنان خوراکی یا چیزی ارزان می‌خواهند و او توان خرید آن را ندارد. به‌گفته‌ی رحیمه، این لحظه‌ها فشار روحی بیش‌تری از گرسنگی به او وارد می‌کند و احساس ناتوانی «آزاردهنده‌تر» از هر چیز دیگر است. او می‌گوید: «زمانی‌که بچه‌ها می‌گویند که یک چیز خورد مثل پوفک، بیسکویت یا کدام چیز دیگر می‌خواهند و من پول ندارم، دلم خیلی می‌گیره. بعضی وقتا فقط خاموش می‌شوم، چیزی برای گفتن ندارم».

روزهای دشوار با درآمد ناپای‌دار

عکس: برنامه‌ی جهانی غذا

افزایش قیمت‌ مواد‌ غذایی تنها زندگی زنان سرپرست خانواده را تحت تأثیر قرار نداده است؛ بسیاری از زنان دیگر نیز با دشواری‌های مشابه مواجه‌اند و هر روز برای تأمین حداقل‌های زندگی تلاش می‌کنند.

مهوش، ۳۳ساله، با شوهر و سه فرزند خردسالش زندگی می‌کند. اگرچه شوهرش نان‌آور خانواده است؛ اما جوش‌کاری می‌کند و درآمدش ثابت نیست. بعضی وقت‌ها کار هست و مصرف‌های خانه تا اندازه‌ای جور می‌شود؛ اما روزهای زیادی هم می‌گذرد که هیچ درآمدی ندارد. همین ناپایداری درآمد سبب شده تا مهوش هر روز با نگرانی از تأمین مصرف‌های خانه و نیازهای کودکانش زندگی کند.

او می‌گوید که وقتی شوهرش کار جوش‌کاری دارد، وضعیت مالی خانواده کمی بهتر می‌شود و می‌توانند حداقل نیازهای روزمره مانند نان، برنج و روغن را تهیه کنند. او می‌افزاید در هفته‌هایی که کار پیدا نمی‌شود، پولی برای خرید مواد غذایی کافی نیست و خانواده با کم‌بود شدید مواد غذایی روبه‌رو می‌شود. به گفته‌ی او، در این روزها مجبور می‌شوند از میوه، گوشت و لبنیات صرف‌نظر کنند و حتی نان هم به سختی تهیه می‌شود.

مهوش می‌گوید که زندگی در چنین شرایطی بسیار سخت شده و اداره‌ی خانه با درآمد محدود و هزینه‌های روزافزون کار دشواری است. او می‌گوید: «بعضی روزها فقط نان و چای داریم. بازم خدا را شکر می‌کنم که همین هم هست؛ اما طفل که در خانه باشه، دل آدم راحت نمی‌گیرد. بزرگ‌ها تحمل بیش‌تری دارند. گاهی هر چی به یک طفل توضیح بدیم بازم ضد می‌کند و به نیست و نداریم نمی‌فهمد».

هم‌چنان مهوش رفتن به بازار و فروشگاه‌های مواد غذایی را تجربه‌ای «تلخ» می‌داند؛ جایی که هر بار قیمت‌ها بالا می‌رود و قدرت خرید کم‌تر می‌شود. او می‌گوید: «وقتی وارد دکان می‌شوم، فقط قیمت‌ها را می‌بینم و آخرش می‌گویم بی‌خیال شم و همان چیزی که سخت نیاز است را بگیرم».

فشار اقتصادی بر زنان کارآفرین

عکس: برنامه‌ی جهانی غذا

در میان این فشار‌های اقتصادی، برخی کارافرینان زن نیز مجبورند که نقش نان‌آور  خانه را هم‌زمان با مرد خانواده برعهده گیرند؛ مسئولیتی که زندگی روزمره و تلاش‌های‌شان را دوچندان می‌کند و آنان را به سمت راه‌های خلاقانه برای تأمین مصرف‌های زندگی می‌کشاند.

نفیسه، خیاط و سرپرست خانواده، نیز با افزایش شدید قیمت مواد غذایی، با چالش‌های زیادی دست‌وپنجه نرم می‌کند. او سه فرزند دارد و همسرش برای کارگری به ایران رفته است، بنابراین بخش بزرگی از مسئولیت اقتصادی خانواده بر دوش اوست.

نفیسه هم‌راه اعضای خانواده‌ی همسرش زندگی می‌کند و علاوه‌بر فرزندانش مسئولیت اداره‌ی پنج نفر دیگر را نیز بر عهده دارد. هزینه‌های زندگی نه تنها برای خودش و فرزندانش؛ بلکه برای خانواده‌ی همسرش نیز صرف می‌شود.

نفیسه می‌گوید با دوخت‌و‌دوز در خانه تلاش می‌کند مصرف‌های زندگی را تأمین کند؛ اما کاهش سفارش‌ها و وضعیت خراب اقتصادی مردم، کار او را بسیار دشوار کرده است. او می‌گوید: «قبلاً کار خیاطی کمک می‌کرد، حالا پارچه هم گران شده و مردم هم وضعیت خوبی ندارند که سفارش دهند. بجای لباس، اکنون مردم بیش‌تر دنبال لقمه‌ای نان هستند».

همسر نفیسه در ایران حدود ده میلیون تومان درآمد دارد و بخشی از آن را به خانه می‌فرستد؛ اما به دلیل پایین بودن ارزش تومان در افغانستان، این مبلغ برای مصرف‌های زندگی کافی نیست. نفیسه می‌گوید: «نیم معاش شوهرم که می‌فرستد، چهار یا پنج هزار افغانی می‌شود؛ آن هم یا برای برق است یا برای آب. یعنی کمکی به خرج روزانه‌ی ما نمی‌کند».

این کارآفرین می‌افزاید که برای تأمین هزینه‌های روزمره، گاهی تا نیمه‌های شب کار می‌کند. خستگی جسمی بخشی از زندگی روزانه‌اش شده؛ اما چاره‌ای جز ادامه دادن ندارد.

نفیسه می‌گوید که افزایش مواد غذایی زندگی را برای زنان کارآفرین و سرپرست‌خانوار سخت و طاقت‌فرسا کرده است؛ زنانی که هم کار می‌کنند، هم خانه‌داری و هم تکیه‌گاه عاطفی خانواده هستند. او می‌گوید: «برای ما زنان نان‌آور، زندگی تیره و تار شده است. روز و شب تلاش می‌کنیم تا لقمه‌ای نان فراهم کنیم و فرزندان‌مان را از گرسنگی نجات دهیم. انگار نه روز ما روز است و نه شب ما شب».

براساس آخرین گزارش‌های برنامه‌ی جهانی غذا، بحران ناامنی غذایی در افغانستان در حال تشدید است. بیش از ۱۷ میلیون نفر از جمله زنان و کودکان با ناامنی حاد غذایی روبه‌رو هستند و این رقم نسبت به سال گذشته افزایش یافته است. بسیاری از خانواده‌ها قادر به تأمین رژیم غذایی کافی نیستند و درصد بالایی از جمعیت، به‌ویژه زنان سرپرست خانوار، نیازمند کمک‌های اضطراری غذایی هستند. در کنار این، میلیون‌ها زن و کودک در خطر سوءتغذیه شدید قرار دارند که فشار بر خانواده‌ها را افزایش داده و سلامت عمومی را تهدید می‌کند.

با این حال، تازه‌ترین داده‌های اداره‌ی ملی احصائیه و معلومات طالبان، نشان می‌دهد که در ماه عقرب سال روان، بهای مواد خوراکی ۲.۳ درصد و مواد غیرخوراکی ۱.۲ درصد افزایش یافته است. این اداره، افزوده که در ماه قوس نیز بهای مواد خوراکی نسبت به ماه پیش ۴.۲ درصد افزایش داشته است. بر اساس این آمار، در قوس بهای غله‌ها ۳.۵ درصد، روغن ۱۳.۹ درصد و مواد غیرخوراکی ۱.۹ درصد افزایش یافته است.

در سال‌های اخیر و پس از بازگشت طالبان به قدرت، وضعیت اقتصادی افغانستان به بحران عمیقی کشیده شده که به ویژه زنان را تحت تأثیر قرار داده است. محدودیت‌های گسترده در زمینه‌ی اشتغال، آموزش و آزادی‌های اجتماعی بسیاری از زنان را از بازار کار بیرون کرده و امکان درآمدزایی آنان را به شدت کاهش داده است. این محدودیت‌ها هم‌راه با کاهش چشم‌گیر کمک‌های بین‌المللی و مشکلات اقتصادی، رفاه خانواده‌ها را کاهش داده و  سبب شده بسیاری از زنان برای تأمین نیازهای ابتدایی زندگی به کار‌های مضاعف روی بیاورند. دست‌رسی زنان به خدمات اجتماعی و حمایت‌های اقتصادی نیز محدودتر شده و شرایط معیشتی آنان را دشوارتر کرده است.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا