ممنوعیت تردد سهچرخهها در هرات؛ رانندگان از سوارکردن زنان به تاکسی خودداری میکنند
حدیث حبیبیار
پس از ممنوعیت تردد سهچرخهها در سطح شهر هرات، افزایش کرایههای تاکسی و خودداری بسیاری از رانندگان از سوارکردن زنان، رفتوآمد روزانهی آنان را با مشکل جدی روبهرو کرده است. بهگفتهی شماری از این زنان، رانندگان ترجیح میدهند که مردان را سوار کنند، زیرا سوارشدن یک زن امکان سوارکردن چند مرد و دریافت کرایهی بیشتر را از بین میبرد؛ وضعیتی که سبب شده زنان شاغل در سرمای زمستان ساعتها کنار جادهها در انتظار بمانند و یا کرایهی بیشتری پرداخت کنند.
فیروزه، خدمتکار در خانههای مردم است و برای تأمین هزینههای زندگی ناچار است هر روز به چند خانه در نقاط مختلف شهر رفتوآمد کند. او میگوید که پیش از ممنوعیت سهچرخهها، رفتوآمد برایش سادهتر و کمهزینهتر بود و میتوانست با پرداخت کرایهای اندک، بهموقع به محل کار برسد. او میافزاید: «آن وقت با کرایهی کم به محل کار میرسیدم. حالا نه تنها من؛ بلکه روزانه زنان زیادی میبینم که کنار جادهها منتظرند و چارهای جز پرداخت کرایهی بالا ندارند».
فیروزه میافزاید که پس از این ممنوعیت، بسیاری از رانندگان تاکسی حتا حاضر به توقف نمیشوند و اگر هم توقف کنند، کرایهای پیشنهاد میدهند که از توان مالی او خارج است. او میگوید که در روزهای سرد زمستان، ساعتها کنار جاده منتظر میماند و گاهی ناچار میشود که مسیرهای طولانی را پیاده طی کند. فیروزه میگوید: «دستهایم از سرما بیحس میشود، توان راه رفتن را ندارم؛ اما اگر نروم، کار هم نیست. مجبورم با همان پاهای خسته از کار از یک خانه به خانهای دیگر بروم».
افزایش هزینهی رفتوآمد، بخش بزرگی از دستمزد روزانهی این زن کارگر را میگیرد. به گفتهی او، در بسیاری از روزها هزینهی رفتوبرگشت تقریباً با درآمد همان روز برابری میکند و همین موضوع سبب شده برخی پیشنهادهای کاری را نپذیرد. او میگوید: «وقتی کرایه از دستمزد بیشتر میشود، کارکردن دیگر معنا ندارد».
فیروزه که همسرش معتاد است و با سه طفل خردسال زندگی میکند، میگوید که پیش از این روزانه حدود ۳۰۰ افغانی دستمزد میگرفت و برای رفتوآمد به چند مسیر در یک روز، ۵۰ تا ۶۰ افغانی کرایه پرداخت میکرد. او میافزاید که با باقیماندهی دستمزدش میتوانست مصرفهای ابتدایی خانه را تأمین کند.
اما اکنون بهخاطر مشکلات رفتوآمد و افزایش کرایهها، مجبور است تنها در یک محل کار کند و دستمزدش به ۱۵۰ افغانی کاهش یافته است. پس از پرداخت کرایه، در بسیاری از روزها تنها چند نان خشک برای خانوادهاش باقی میماند و این کاهش درآمد فشار زندگی را برایش چند برابر کرده است. او میگوید: «وقتی کرایه را میدهم، دیگر پولی برای خرید سبزی، برنج یا دوا نمیماند. بچههایم بعضی شبها با شکم گرسنه میخوابند».
فیروزه میافزاید که اکثرا زمستانها، فصل پرکار برای زنانی مانند اوست؛ زیرا بسیاری از خانوادهها بهدلیل سردی هوا به کمک بیشتر در خانه نیاز دارند؛ اما به گفتهی او، امسال برخلاف زمستانهای گذشته، بهدلیل ممنوعیت گشتوگذار سهچرخهها، ناچار است به تماسهای بسیاری پاسخ منفی بدهد. «دلم میخواهد بروم؛ اما وقتی از توانم نیست، چه کنم؟ سهچرخهها حتا به ده یا پنج افغانی هم مرا به مقصد میرساندند».
او میگوید که هر تماس از دسترفته بهمعنای فرصتی است که میتوانست بخشی از نیازهای کودکانش را برآورده کند. با این حال فیروزه امیدوار است راهحلی برای رفتوآمد ارزان و امن فراهم شود تا بتواند دوباره مانند گذشته کار کند و زندگی خانوادهاش را سرپا نگه دارد.
این زن میافزاید که علاوبر این چالشها، همسرش نیز نه تنها کمکی به خانواده نمیکند؛ بلکه هزینههای اضافی هم به زندگیشان تحمیل میکند. او میگوید که گاهی شوهرش بهخاطر پول دست به خشونت میزند و برای حفاظت از خود و فرزندانش مجبور میشود به او پول بدهد.
براساس گزارشها در ساعتهای صبح زود و عصر، زنان زیادی در کنار خیابانهای اصلی و فرعی شهر هرات منتظر تاکسی میمانند. بسیاری از آنان بارها دست تکان میدهند تا تاکسی متوقف شود؛ اما رانندگان بدون کاهش سرعت عبور میکنند.
رخسار، خیاط و کارمند یکی از مارکتهای شهر هرات است. او نیز با مشکلات مشابهی روبهروست. او میگوید که فاصلهی خانه تا محل کارش زیاد نیست؛ اما نبود وسیلهی نقلیهی ارزان و در دسترس، همین مسیر کوتاه را به چالشی روزانه تبدیل کرده است. «قبلاً سهچرخهها بهترین وسیله بود، هم ارزان و هم همیشه پیدا میشد».
به گفتهی او، برخی رانندگان تاکسی بهطور آشکار از سوارکردن زنان خودداری میکنند یا کرایهی بیشتری مطالبه میکنند. اگر کرایهی پیشنهادی را نپذیرند، تاکسی بدون هیچ توضیحی حرکت میکند. «فقط چون زن هستیم، یا باید بیشتر پول بدهیم یا اصلاً سوار نشویم. بارها خودم پرسان کردم برایم گفتند که مردان کرایهی خوبی میدهند و ما هم ترجیح میدهیم که آنان را سوار کنیم».
این وضعیت روی کار و درآمد او نیز تأثیر گذاشته است. دیررسیدنهای مکرر سبب از دسترفتن مشتری و نارضایتی صاحبکارش شده و بهگفتهی او ادامهی این روند، امنیت شغلی زنان را تهدید میکند. «وقتی دیر میرسی، مشتری میرود و صاحبکار هم بهانهها را قبول نمیکند».
علاوه بر فشار اقتصادی، فشار روانی نیز بخشی از زندگی روزمرهی رخسار را تشکیل میدهد. انتظار طولانی در هوای سرد، نبود اطمینان از یافتن وسیلهی نقلیه و برخوردهای «تحقیرآمیز» برخی رانندگان، نگرانیهای روزانهاش را افزایش داده است.
به باور رخسار، تصمیمهایی مانند ممنوعیت سهچرخهها بدون درنظر گرفتن شرایط زندگی زنان گرفته میشود؛ زنانی که برای تأمین معیشت ناچارند تا هر روز در شهر رفتوآمد کنند.
رخسار از طالبان میخواهد که هرچه زودتر برای ایجاد راههای امن و کم هزینه برای بهبود وضعیت زندگی زنان اقدام کند.
در روزهای اخیر منبعهای محلی گزارش دادهاند که طالبان محدودیتهای تازهای بر سهچرخههای مسافربری در سطح شهر هرات وضع کرده و رفتوآمد این وسایل نقلیه را در جادههای عمومی ممنوع ساختهاند؛ در برخی موارد بیش از پنج هزار سهچرخه از خیابانها جمعآوری شده و از مرکز شهر برداشته شده است، اقدامی که تحت عنوان «تنظیم نظم شهری» توجیه شدهاست؛ اما رانندگان میگویند که این تصمیم کار و نان بسیاری را گرفته و وضعیت اقتصادی خانوادهها را هدف قرار داده است.



