سکوت نیمی از جامعه؛ «پیامد حذف زنان از سیاست افغانستان آپارتاید جنسیتی است»

آی‌نور سعیدپور

در حالی که طالبان زنان را به‌طور کامل از عرصه‌های سیاسی و دیپلماتیک کنار زده‌اند، کنش‌گران بر این باور اند که بازگشت زنان به ساختار قدرت، نه‌فقط یک مطالبه حقوق بشری؛ بلکه شرط اساسی برای صلح پایدار، عدالت اجتماعی و مقابله با آپارتاید جنسیتی در افغانستان است.

در این گفت‌وگو با صدیقه مشتاق، فعال مدنی و حقوق بشری، به ابعاد مختلف اهمیت مشارکت زنان در سیاست و دیپلماسی پرداخته‌ایم و راه‌کارهایی برای تضمین حضور معنادار آنان ارایه شده است.

سعیدپور: چرا حضور زنان افغانستان در سیاست حیاتی است؟

مشتاق: حضور زنان در سیاست افغانستان نه‌تنها یک حق اساسی و انسانی آنان است؛ بلکه از ارکان کلیدی برای دست‌یابی به صلح پایدار، عدالت اجتماعی و بازسازی نهادهای مدنی به‌شمار می‌رود.

تجربه‌ی دو دهه‌ی گذشته نشان داده که زنان، به‌ویژه در جایگ‌اه‌های سیاسی، نماینده‌ی صدای گروه‌هایی هستند که در حاشیه قرار داشته‌اند. آنان توانسته‌اند موضوع‌های چون آموزش، سلامت، عدالت و مبارزه با خشونت را وارد عرصه‌ سیاست‌گذاری کنند.

سعیدپور: حالا که زنان از سیاست حذف شده، تأثیر آن‌را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

مشتاق: در شرایط کنونی که طالبان حضور زنان را در تمام عرصه‌های سیاسی و اجتماعی ممنوع و حذف کرده‌اند، بر تمام عرصه‌های اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و به ویژه حقوق بشری تاثیر گذاشته است.

حذف زنان و دختران از سیاست، به‌معنای حذف نیمی از جامعه از روند تصمیم‌گیری است؛ امری که نه‌تنها ناعادلانه، بلکه غیراخلاقی و ناپایدار خواهد بود.

سعیدپور: با توجه به اهمیت حضور زنان در سیاست، چگونه می‌توان حضور زنان در دیپلماسی را تضمین کرد؟

مشتاق: تضمین مشارکت زنان در دیپلماسی نیازمند اقداماتی چندلایه است:

در سطح بین‌المللی: سازمان ملل و کشورهای دارای نفوذ باید مشارکت معنادار زنان را در هر نوع مذاکره یا روند صلح مرتبط با افغانستان، طبق قطع‌نامه‌ی ۱۳۲۵ شورای امنیت، شرط اساسی قرار دهند.

در درون ساختارهای اپوزیسیون و جامعه‌ی مدنی: گروه‌هایی که در تبعید یا داخل کشور فعالیت دارند، باید از درون خود آغاز کنند و سهم واقعی برای زنان در رهبری، تصمیم‌گیری و نمایندگی دیپلماتیک قایل شوند.

با ابزارهای الزام‌آور:

تعیین سهمیه‌ی مشخص؛ به‌عنوان نمونه، دست‌کم ۳۰ درصد اعضای هیأت مذاکره‌کننده باید زن باشند.

مشروط‌سازی کمک‌های مالی؛ کشورها و نهادهای کمک‌کننده باید تنها از گروه‌هایی پشتیبانی کنند که حضور مؤثر و واقعی زنان در ترکیب خود دارند.

ایجاد نهادهای نظارتی مستقل برای پایش مشارکت واقعی زنان؛ اگر مشخص شود حضور زنان و دختران صرفاً نمادین است، این نهادها می‌توانند هشدار داده، گزارش ارایه‌دهند یا روندها را به چالش بکشند.

سعیدپور: با توجه به شرایط کنونی افغانستان، چه کسانی در این زمینه مسئولیت دارند؟

مسئولیت تضمین حضور سیاسی زنان بر دوش چند نهاد و گروه است:

جامعه‌ی جهانی: جهان به‌ویژه کشورهایی که در بحران افغانستان دخیل ‌اند، نباید از ساختارهایی حمایت کنند که زنان را کنار گذاشته‌اند.

اپوزیسیون افغانستان: گروه‌ها و چهره‌هایی که ادعای نمایندگی از شهروندان افغانستان را دارند، باید زنان را در سطوح تصمیم‌گیری جای دهند.

رسانه‌ها و نهادهای مدنی: این نهادها نقش کلیدی در آگاهی‌بخشی، مطالبه‌گری و بازتاب‌دادن صدای زنان دارند.

خود زنان افغانستانی: با وجود موانع بسیار، باید از طریق سازمان‌دهی، ایجاد ائتلاف و مطالبه‌گری، حضور خود را تثبیت کنند، حتا در شرایط تبعید.

سعیدپور: حضور زنان در سیاست تا چه اندازه بر برابری جنسیتی تأثیر می‌گذارد؟

حضور زنان در عرصه‌ سیاست نه‌فقط نماد؛ بلکه ابزار عملی تحقق برابری جنسیتی است. وقتی زنان در موقعیت‌های تصمیم‌گیری قرار می‌گیرند: سیاست‌گذاری‌ها به مسائل مرتبط با زنان و کودکان توجه‌ی بیش‌تری می‌یابد. الگوهای فرهنگی به‌نفع مشارکت زنان تغییر می‌کنند، کلیشه‌های جنسیتی به چالش کشیده می‌شود و در نهایت می‌توانیم بگویم که دختران نسل آینده برای تحصیل و فعالیت اجتماعی انگیزه بیش‌تری پیدا می‌کنند.

در افغانستان، هر عقب‌گرد در مشارکت زنان، تقویت ساختارهای تبعیض و خشونت جنسیتی را در پی دارد. در مقابل، حضور فعال زنان در سیاست، ضربه‌ای جدی به ساختار آپارتاید جنسیتی طالبان خواهد بود.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا