لطفا ریاست امور زنان ولایت هرات را هم به مردان واگذار کنید!

سمیه رامش، عضو شورای ولایتی هرات
همیشه وقتی نام هرات به زبان میاید اولین چیزی که در ذهن هر شهروند خطور میکند همانا فرهنگی بودن و امن بودن ولایت هرات است. هرات از گذشته مهد تمدن و فرهنگ و زادگاه و پروشگاه زنان بزرگی مانند محجوبهی هروی ، مهری هروی و گوهرشاد بیگم بوده است . از گذشته تا به امروز زنان بی شماری در این سرزمین کوشیده اند تا همپای مردان کار کنند و در تحولات سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی و اقتصادی سهم بارز گرفته اند. زیاد دور نمیروم از پانزده سال قبل که طالبان این شهر را ترک کردند زنان و دختران در بازگشایی مکاتب و دانشگاهها سهم گرفتند ، قلم به دست گرفتند و نوشتند و خوانند . گاهی کتابی ، گاهی شعری ، گاهی گزارش و خبرنامهیی ، گاهی با تفنگ در دست و گاهی با قلم و گاهی با ظاهر شدن در صفحهی تلویزیون و گاه با کار در کارخانه ها و یا در شفاخانهها و سالنهای دادستانی و محکمه …. برای آوردن دموکراسی ، صلح و ثبات جنگیدند و قربانی دادند.
همهی این تلاشها تنها و تنها با همت ، توانایی ، استعداد و خواست واقعی و مبارزه ی دوامدار خود بانوان به دست آمده است و به قولی زنان با زور خود افتادند و به پای خود ایستادند . در این میان حکومت همیشه وعده داده است و در میداین ملی و بین المللی از نام زنان به عنوان یک کارت اعتباری استفاده شده است و به نوعی واژه ی به نام زن به عنوان ابزاری برای جلب حمایت و کمکهای بین المللی کاربرد داشته است و در طول یک و نیم دههی گذشته هیچ گونه باورمندی به حضور زنان و یا پلان مشخصی برای حل مشکلات زنان وجود نداشته است .حتی طی دورههای متمادی رای میلیونی زنان درصندوقهای رای نتوانسته است در ثبات و بهبودی وضعیت زنان موثر واقع شود و همیشه تمام اقدامات برای زنان به حضور سمبولیک چند زن اکتفا شده است .
دید پروژهیی و مقطعی به موضوع زنان و بیباوری به حضور هدفمند و تاثیر گذار زنان در اجتماع و برخوردهای تباری ، سلیقهای و سیاسی در انتخاب محدود زنانی که در پست های کلیدی هستند روز به روز وضعیت زنان را بدتر از قبل کرده است.
تا جاییکه امروز در ولایتی مانند هرات تنها ” ریاست امور زنان ” را یک زن اداره میکند و باقی ریاستها و پستهای کلیدی در این ولایت به مردان سپرده شده است. این وضعیت نشان میهد که طی پانزده سال گذشته حکومت هیچ گونه برنامهیی برای تطبیق قانون اساسی که در آن به سهم سی درصدی زنان تاکید شده است ، ندارد و ما امروزبه حضور کمتر از هفده در صدی زنان شاغل در ولایت هرات مواجه هستیم .
درهمین هرات چهار میلیونی که تنها نیم میلیون نفوس آنرا دختران دانش آموز تشکیل میدهند و هر سال هزاران دانشجوی دختر از مقاطع لیسانس و صدها تن از مقطع ماستری فارغ میشوند و با وجود صدها زن متخصص ، متعهد ، باسواد و با تجربه که در این ولایت متقاضی کار هستند ؛ زنانی که با تجربهی چندین سال کار و تحصیلات عالی به دلیل نداشتن حامیان سیاسی و یا شامل نبودن در زد و بند های دیگر حتی نمیتوانند فورمه های درخواستی برای کار به دست آورند.
در ولایتی که زنان حاضراند هم پای مردان به رقابت بروند و حتی از امیتازات مثبت این نظام هم دست شسته اند ، در ولایتی که زنان متخصص و کاردان آن همیشه بهتر از مردان کار کرده اند و در هر مقامی که بوده اند پاکتر و شفاف تر حسابدهی کرده اند، امروز به طور سیستماتیک از ادارات دولتی حذف میشوند و جای آنان را مردانی میگیرند که نه از لحاظ تجربه و سواد بلکه از لحاظ داشتن ارتباطات و رای زنیهای سیاسی و یا مالی میدان مبارزه را برده اند !
این درحالی است که در گذشته زنان در ولایت هرات با مدیریت و کار درست توانستند در پستهای کلیدی و مهم شایستهگی خود را به اثبات برسانند . اما این زنان نه تنها حمایت و تشویق نشده اند بلکه از پستهایشان برکنار شده اند و بر خلاف تعهد حکومت بدون هیچ ضمانت شغلی به زندگی کاری و مسلکی شان نقطهی پایان گذاشته شده است. همه اینها نشان دهندهی این است که حکومت محلی و همچنین رهبران ما کوچکترین تعهدی در راستای احقاق حقوق زنان و بهبودی وضعیت زنان نداشته و به گونهیی از فساد و تبعیض نیز حمایت میکنند . به جرات میتوان گفت؛ حذف سیستماتیک زنان از ادارات دولتی نشانهی تعصب و تبعیض و دریغا که نشانهی زن ستیزی و حاکمیت فساد و روابط است !
حداقل ما طی دو سال گذشته بارها و بارها برای بهبودی وضعیت زنان و حضور بیشتر و موثر تر زنان در ولایت هرات دادخواهی کرده ایم . زنان خواستهای منطقی و قانونی خود را با والی ولایت و دیگر مسولین در میان گذاشته اند اما متاسفانه با بیتوجهی مسئولین در هرات و مرکز مواجه شدهایم .
شاید بهتر این باشد حداقل زنان هرات اعطای تنها ریاستی به نام امور زنان را به لقای مسولین ببخشند و بایسته همین خواهد بود که این ریاست هم به مردان واگذار شود . زنان باید به حضوری چنین متزلزل ، سمبولیک و محافظه کارانه خاتمه دهند و در نظامی چنین فاسد و زن ستیز هیچ جایگاهی نداشته باشند . یا زنگی زنگ در خانه نشستن را قبول کرده و یا رومی روم شویم و و در میدان مبارزه زنانه ایستاده شویم و برای به دست آوردن حقوقمان مبارزه کنیم و اجازه ندهیم به نامهای مختلف ما را از صحنهی سیاسی و اجتماعی و فرهنگی حذف کنند.



