دختران در شبکههای اجتماعی؛ میان فرصت یادگیری و دام سرگرمی
گزارشگر: مریم خان | ویراستار: یاسمن رها
در حالی که ممنوعیت آموزش دختران در افغانستان وارد پنجمین سال شده، رسانههای اجتماعی برای برخی از آنان به راهی برای ادامهی یادگیری، آموزش زبان و فراگیری مهارتهای تازه تبدیل شده است. شماری از دختران در کابل میگویند که از طریق این شبکهها به موضوعهای درسی، ویدیوهای آموزشی و دورههای برخط دسترسی پیدا میکنند.
زرینه صافی، دانشجو، میگوید رسانههای اجتماعی در کنار ارتباط با دوستان، به بخشی از روند یادگیری او نیز تبدیل شده است. او برای پیداکردن موضوعهای درسی، یادگیری زبان انگلیسی و دنبالکردن صفحههای آموزشی از این شبکهها استفاده میکند و به گفتهی خودش، برخی ویدیوهای آموزشی به درک بهتر درسهایش کمک کرده است. او میگوید: «از شبکههای اجتماعی برای پیداکردن موضوعات درسی استفاده میکنم. بعضی ویدیوهای آموزشی کوتاه واقعاً به درک بهتر درسها کمک میکنند.»
صافی میگوید که استفادهی او از شبکههای اجتماعی تنها به موضوعهای درسی محدود نمانده و در این مدت مهارتهای دیگری را نیز از همین طریق آموخته است. کار با نرمافزارها، روشهای تحقیق، نوشتن مقاله و طراحی گرافیک، از جمله مهارتهایی است که او با دیدن ویدیوهای آموزشی فرا گرفته است. «برخی مهارتهای دیگر را نیز از طریق ویدیوهای آموزشی در یوتیوب و اینستاگرام یاد گرفتهام.»
با این حال، صافی میگوید که همیشه نمیتواند استفاده از این شبکهها را در چارچوب آموزش نگه دارد. او گاهی برای پیداکردن یک مطلب آموزشی وارد شبکههای اجتماعی میشود، اما پس از آن درگیر محتوای سرگرمکننده میشود و زمان بیشتری از آن چه در نظر داشته، در این فضا میماند. او میگوید: «گاهی بدون این که متوجه شوم، زمان زیادی را در شبکههای اجتماعی سپری میکنم؛ اما تلاش میکنم صفحههای آموزشی را بیشتر دنبال کنم تا استفاده مفیدتری داشته باشم.»
تجربهی صافی تنها نمونهای از دوگانگی استفاده از رسانههای اجتماعی نیست. بسیاری از دختران در حالی که از این فضا برای یادگیری استفاده میکنند، با انبوهی از محتوای سرگرمکننده نیز روبهرو هستند؛ موضوعی که نقش مدیریت زمان و انتخاب محتوا را در استفاده از این شبکهها پررنگتر میکند.
یاسمن سیدخیلی، خبرنگار و آموزگار زبان انگلیسی، معتقد است که رسانههای اجتماعی زمانی میتوانند به ابزار آموزشی مؤثر تبدیل شوند که کاربران با هدف مشخص از آنها استفاده کنند. به گفتهی او، دختران از طریق این شبکهها میتوانند به منابعی دسترسی پیدا کنند که در شرایط کنونی، امکان دسترسی حضوری به آنها برای بسیاری وجود ندارد.
یاسمین، میگوید که یادگیری زبانهای خارجی، شرکت در دورههای آموزشی برخط، فراگیری مهارتهای حرفهای و آشنایی با تجربهی زنان موفق، از جمله فرصتهایی است که رسانههای اجتماعی در اختیار دختران قرار میدهد. او میافزاید: «اگر رسانههای اجتماعی به شکل آگاهانه و هدفمند استفاده شوند، میتوانند ابزار مؤثری برای یادگیری، کسب مهارت و افزایش آگاهی باشند؛ اما استفاده بیبرنامه و بیش از حد، سبب ضایعکردن وقت، کاهش تمرکز و وابستهگی میشود.»
به باور این آموزگار، مشکل تنها مدت زمانی نیست که کاربران در شبکههای اجتماعی سپری میکنند، بلکه نوع محتوایی که دنبال میکنند نیز اهمیت دارد. او انتشار اطلاعات نادرست، نقض حریم خصوصی و آزار آنلاین را از دیگر چالشهای این فضا میداند و تأکید میکند که دختران باید در انتخاب محتوا و شیوهی حضور خود در شبکههای اجتماعی آگاه باشند.
همچنان سامیه منیب، آموزگار دانشگاه، رسانههای اجتماعی را مکمل آموزش رسمی میداند. او میگوید دانشجویان میتوانند از طریق این شبکهها به ویدیوهای آموزشی، کتابهای الکترونیکی دسترسی پیدا کنند و بخشی از نیازهای آموزشی خود را برطرف سازند.
بانو سامیه، با وجود تأکید بر ظرفیت آموزشی این شبکهها، میگوید رسانههای اجتماعی نباید جای آموزش رسمی و آموزگاران را بگیرد. به گفتهی او، استفادهی درست از این ابزار زمانی نتیجهی بهتری دارد که در کنار آموزش رسمی، برای تکمیل و تقویت یادگیری مورد استفاده قرار گیرد. او تأکید میکند: «اگر دختران از رسانههای اجتماعی به صورت آگاهانه استفاده کنند، این فضا میتواند فرصتهای ارزشمندی برای یادگیری، رشد علمی و موفقیت آینده آنان فراهم سازد.»
در همین حال روانشناسان بر این باور اند که در کنار فرصتهای آموزشی، استفادهی طولانی از رسانههای اجتماعی میتواند بر وضعیت روانی دختران نیز اثر بگذارد.
فرزانه محمدی، روانشناس، میگوید حضور بیش از حد در این شبکهها ممکن است اضطراب، استرس و مقایسهی مداوم با دیگران را افزایش دهد و در نتیجه بر اعتمادبهنفس دختران تأثیر بگذارد. او
بانو محمدی، مدیریت زمان را یکی از راههای کاهش این آسیبها میداند. به باور او، اگر دختران میان زمان اختصاصیافته به آموزش و سرگرمی تعادل ایجاد کنند، میتوانند از ظرفیتهای آموزشی رسانههای اجتماعی استفاده کنند، بدون آنکه حضور در این فضا به بخش بزرگی از زندگی روزمرهشان تبدیل شود.
او همچنان بر افزایش سواد دیجیتالی تأکید میکند و باور دارد که خانوادهها به جای ممنوعکردن استفاده از رسانههای اجتماعی، باید به دختران دربارهی استفادهی مسوولانه، تشخیص اطلاعات نادرست و محافظت از حریم خصوصی آموزش دهند.
پس از ممنوعیت آموزش دختران بالاتر از صنف ششم، شبکههای اجتماعی برای شماری از دختران به یکی از راههای ادامهی یادگیری و دسترسی به محتوای آموزشی تبدیل شده؛ با این حال، محدودیت اینترنت و نگرانیهای امنیتی دسترسی آنان به آموزش مجازی را نیز دشوار کرده است.



