خشونت خانگی؛ تهدید خاموش سلامت جسمی و روانی زنان در بادغیس

گزارش‌گر: هدیه احمدی | ویراستار: حدیث حبیب‌یار

خشونت خانواده‌گی در بادغیس برای بسیاری از زنان تنها به چند لحظه درگیری و خشونت در داخل خانه محدود نمی‌شود؛ بلکه پدیده‌ای است که می‌تواند سال‌ها ترس، اضطراب، آسیب‌های جسمی و فرسودگی روانی را بر زندگی آنان تحمیل کند. زنانی که در چنین شرایطی زندگی می‌کنند، می‌گویند که در بسیاری موارد نه تنها از حمایت مؤثر برخوردار نیستند، بلکه به دلیل فقر اقتصادی، سنت‌های اجتماعی و نگرانی از آبرو و حیثیت خانواده، از بیان خشونت و مراجعه برای دریافت کمک نیز خودداری می‌کنند.

مریم، باشنده‌ی بادغیس، می‌گوید که سال‌ها در زندگی مشترک خود با خشونت خانوادگی روبه‌رو بوده است. او در ۱۴سالگی ازدواج کرده و به گفته‌ی خودش، از همان سال‌های نخست زندگی مشترک، خشونت کلامی و روانی بخشی از زندگی روزمره‌اش شده و در برخی موارد نیز مورد خشونت فیزیکی قرار گرفته است.

او می‌افزاید که تداوم خشونت، خانه را برای او از یک محل امن و آرام به محیطی پر از ترس و نگرانی تبدیل کرده است. مریم، به مرور زمان با مشکلاتی مانند بی‌خوابی، سردرد، اضطراب و کاهش اعتماد‌به‌نفس روبه‌رو شده و احساس می‌کند که توانایی تصمیم‌گیری و مقابله با مشکلات زندگی را از دست داده است. او می‌گوید: «سال‌هاست که با خشونت کلامی و روانی روبه‌رو هستم و گاهی نیز مورد لت‌وکوب قرار می‌گیرم. اکنون دچار بی‌خوابی، سردرد، استرس و اضطراب شدم و اعتماد‌به‌نفسم را تا حد زیادی از دست دادم.»

این زن برای دریافت کمک چندین بار به مرکز‌های صحی و روان‌شناس مراجعه کرده است، اما مشکلات اقتصادی و بی‌کاری همسرش مانع ادامه‌ی روند درمان او شده است. مریم می‌گوید که هزینه‌های درمان بسیار بلند است و دیگر حتا نمی‌تواند که برای درمانی اقدام کند.

او خواستار توجه‌ی نهادهای مسوول به زنان آسیب‌دیده از خشونت است و می‌گوید که زنان قربانی نباید در برابر پیامدهای خشونت تنها گذاشته شوند. به باور او، افزایش آگاهی خانواده‌ها درباره‌ی پیامدهای خشونت و ایجاد زمینه برای دست‌رسی زنان به خدمات حمایتی می‌تواند در کاهش این پدیده نقش داشته باشد.

در همین حال، فروزان زمانی، روان‌شناس، می‌گوید که خشونت خانوادگی تنها یک مشکل اجتماعی نیست، بلکه می‌تواند به یکی از عوامل جدی تهدیدکننده سلامت جسمی و روانی زنان تبدیل شود. به گفته‌ی او، نوع، شدت و تداوم خشونت در میزان آسیب‌های واردشده به زنان تأثیر مستقیم دارد. این روان‌شناس می‌گوید: «خشونت خانوادگی می‌تواند آسیب‌های بسیار جدی بر سلامت جسمی و روانی زنان وارد کند. شدت این آسیب‌ها به نوع و میزان خشونت بستگی دارد. خشونت روانی، فیزیکی و رفتاری هر کدام آثار خاص خود را دارند، اما در بسیاری از موارد، آسیب‌های روانی ماندگارتر از آسیب‌های جسمی است.»

خانم فروزان، می‌افزاید که خشونت روانی می‌تواند از طریق توهین، تحقیر، تهدید، سرزنش مداوم و ایجاد ترس در زن اعمال شود. ادامه‌ی چنین رفتاری به گفته‌ی او، احساس ارزش‌مندی و اعتمادبه‌نفس زن را کاهش داده و ممکن است زمینه‌ی بروز اضطراب، افسردگی، ناامیدی و انزوای اجتماعی را فراهم کند.

او می‌افزاید زنانی که برای مدت طولانی در معرض خشونت قرار دارند، ممکن است خانه را که باید محل آرامش و امنیت باشد، به عنوان محیطی تهدیدکننده تجربه کنند. چنین شرایطی می‌تواند بر خواب، تمرکز، روابط اجتماعی و توانایی زنان برای انجام فعالیت‌های روزمره نیز تأثیر بگذارد.

به باور این روان‌شناس، آثار خشونت در برخی موارد تنها به خود زن محدود نمی‌شود و فضای خشونت‌آمیز خانواده می‌تواند بر کودکان نیز اثر منفی بگذارد. کودکانی که شاهد خشونت میان اعضای خانواده هستند، ممکن است با ترس، اضطراب و مشکلات رفتاری روبه‌رو شوند و احساس امنیت آنان در محیط خانواده آسیب ببیند.

هم‌چنان معصومه جامی، فعال حقوق زن، فقر اقتصادی، فقر فرهنگی، سنت‌های نادرست و نبود حمایت کافی از زنان را از عوامل مهم تداوم خشونت خانوادگی می‌داند. او می‌گوید وابسته‌گی اقتصادی زنان به خانواده و نداشتن منابع مالی مستقل، در بسیاری موارد توان آنان برای تصمیم‌گیری و درخواست کمک را محدود می‌کند.

خانم جامی، می‌گوید: «بسیاری از زنان خشونت را گزارش نمی‌کنند؛ زیرا نگران حفظ آبرو و حیثیت خانواده هستند و یا جایی برای دادخواهی و دریافت حمایت در اختیار ندارند. این موضوع باعث می‌شود خشونت ادامه پیدا کند و پیامدهای آن گسترده‌تر شود.»

این فعال حقوق زن، باور دارد که سکوت در برابر خشونت می‌تواند زمینه‌ی تکرار آن را فراهم کند. به گفته‌ی او، زمانی که خشونت به عنوان یک موضوع خصوصی خانوادگی دیده شود و قربانی از ترس قضاوت اجتماعی یا فروپاشی خانواده از بیان آن خودداری کند، فرد خشونت‌گر ممکن است بدون نگرانی از پیامدهای رفتارش به خشونت ادامه دهد.

او تاکید می‌کند که حمایت از زنان قربانی نباید تنها پس از وقوع خشونت صورت گیرد، بلکه پیش‌گیری و آگاهی‌دهی نیز باید بخشی از برنامه‌های مقابله با خشونت باشد. به گفته‌ی او، خانواده‌ها، بزرگان محلی، نهادهای اجتماعی و مسوولان باید درباره‌‌ی پیامدهای خشونت و راه‌های پیش‌گیری از آن آگاهی بیش‌تری پیدا کنند.

او هم‌چنان توان‌مندسازی اقتصادی زنان را یکی از راه‌های کاهش آسیب‌پذیری آنان در برابر خشونت می‌داند. او می‌گوید فراهم شدن زمینه‌ی آموزش، اشتغال و دست‌رسی زنان به منابع اقتصادی می‌تواند وابسته‌گی آنان را کاهش داده و قدرت تصمیم‌گیری‌شان را در برابر مشکلات خانوادگی افزایش دهد.

زنان و دختران افغانستانی از دهه‌ها پیش قربانی خشونت‌های خانوادگی، اجتماعی و فرهنگی بوده‌اند. این وضعیت با روی‌کار آمدن طالبان و تشدید بحران انسانی در کشور وخیم‌تر شده است. بسیاری از زنان و دختران در افغانستان با خشونت‌های فزاینده‌ی اجتماعی، فرهنگی و خانوادگی روبه‌رو هستند.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا