از خبرنگاری تا نویسندگی؛ تلاش برای روایت زنانی که شنیده نمیشوند
آینور سعیدپور
خدیجه امین، خبرنگار پیشین رادیو و تلویزیون ملی افغانستان و فعال حقوق زنان، پس از سقوط کابل در ۲۰۲۱ از ادامهی فعالیت رسانهای در افغانستان بازماند و به اسپانیا مهاجرت کرد. او اکنون در کنار فعالیتهای مدنی و رسانهای، از زنان در افغانستان حمایت میکند و در کتاب تازهاش با عنوان «بیحجاب: زن آزاد در برابر طالبان»، تجربه شخصی خود را با روایت تاریخ، محدودیتها، مبارزهها و دستآوردهای زنان در افغانستان پیوند زده است. امین، میگوید این کتاب تنها داستان زندگی او نیست، بلکه تلاشی برای بازتاب زندگی میلیونها زنی است که با محرومیت، محدودیت و تغییرهای پس از بازگشت طالبان روبهرو شدهاند.
گفتوگو با خدیجه امین، خبرنگار و نویسنده
سعیدپور: لطفاً در آغاز، خودتان را برای مخاطبان ما معرفی کنید و از مسیر فعالیتهای رسانهایتان بگویید.
امین: خدیجه امین هستم. سالها در رسانههای مختلف افغانستان به عنوان خبرنگار فعالیت کردهام. آخرین مسئولیت حرفهای من در افغانستان، کار در رادیو و تلویزیون ملی افغانستان بود؛ جایی که به عنوان گزارشگر و گویندهی خبر فعالیت میکردم. افزون بر این، در حوزههای مختلف اجتماعی و فرهنگی نیز فعال بودهام. تحصیلاتم را در رشته ژورنالیزم به پایان رساندهام.
بیش از چهار سال است که در اسپانیا زندگی میکنم و در این مدت فعالیتهای گوناگونی داشتهام. همراه با شماری از همکاران، نهادی به نام «امید و آزادی» را تاسیس کردیم که اکنون ریاست آن را بر عهده دارم. از طریق این انجمن تلاش میکنیم از زنان افغانستانی حمایت کنیم و زمینههای مختلف کمکرسانی را برای آنان فراهم سازیم.
همچنان با یکی از رسانههای اسپانیایی همکاری میکنم و عضو هیئتمدیره گزارشگران بدون مرز نیز هستم. در کنار این مسوولیتها، با یک شرکت تولید مستند در اسپانیا همکاری دارم و در پروژههای مستندسازی فعالیت میکنم.
در سالهای اخیر توانستهام در روند انتقال شماری از زنان و فعالان حقوق بشر از افغانستان نقش داشته باشم و برای انتقال آنان به کشورهای امن همکاری کنم.
در حال حاضر یکی از مهمترین پروژههایی که روی آن کار میکنم، حمایت از صنایع دستی زنان در افغانستان است. محصولات دستساز زنان را در اسپانیا به نمایش میگذاریم و به فروش میرسانیم تا از این طریق برای آنان فرصت درآمدزایی ایجاد شود.
همچنان در حال برنامهریزی برای راهاندازی یک مکتب آنلاین هستیم تا دخترانی که از آموزش بازماندهاند بتوانند به تحصیل ادامه دهند. افزون بر آن، تلاش داریم صنفهای آموزش زبان اسپانیایی را برای شماری از دختران آغاز کنیم تا در آینده بتوانند از فرصتهای بورسیه تحصیلی استفاده کرده و مسیرهای تازهای برای ادامه تحصیل و پیشرفت در زندگیشان گشوده شود.
سعیدپور: خبرنگاری چه تاثیری بر نگاه شما به مسایل اجتماعی و بهویژه وضعیت زنان در افغانستان داشته است؟
امین: خبرنگاری تاثیرهای بسیار مثبتی بر زندگی و نگرشم داشته است، زیرا روزنامهنگاری دنیایی متفاوت و سرشار از تجربه و آگاهی است. این حرفه بر اصل بیطرفی استوار است و ما تلاش میکردیم رویدادها را بدون جانبداری ثبت و به مخاطبان منتقل کنیم.
در مورد زنان و دختران افغانستانی، بهخوبی میتوان دید که رسانهها چه نقش مهم و تأثیرگذاری داشتهاند. در نزدیک به پنج سال گذشته ثابت شده است که رسانهها توانستهاند صدای زنان و دختران افغانستانی را زنده نگه دارند و آن را به گوش جهان برسانند.
سعیدپور: پس از تحول ۲۰۲۱، زندگی و فعالیت حرفهای شما چه تغییرهایی کرد؟
امین: بزرگترین تغییری که در زندگی من ایجاد شد، پس از ۱۵ آگست ۲۰۲۱ رخ داد. آخرین باری که توانستم خبرهای ساعت نُه صبح را اجرا کنم، همان روز بود. پس از آن، زندگیام بهطور کامل تغییر کرد و دیگر نتوانستم به تلویزیون ملی افغانستان برگردم، خبر بخوانم یا به عنوان خبرنگار فعالیت کنم.
سه روز پس از سقوط کابل، همراه با شماری از همکارانم به محل کار بازگشتیم، به این امید که بتوانیم فعالیتهای حرفهای خود را ادامه دهیم. اما متاسفانه به ما اجازه داده نشد که دوباره کار کنیم.
این شاید بزرگترین دگرگونی زندگی من بود؛ اینکه از یک خبرنگار فعال به زنی خانهنشین تبدیل شدم. هفتهای که پس از سقوط در کابل سپری کردم، از دشوارترین روزهای زندگیام بود.
دشوارترین صحنه زمانی بود که در سومین روز پس از سقوط به محل کارم بازگشتم و دیدم همهچیز چقدر تغییر کرده است. افرادی که پیشتر در ورودی ساختمان با احترام از ما استقبال میکردند، جای خود را به طالبان داده بودند؛ کسانی که حضور و چهرههایشان برای ما هراسآور و نگرانکننده بود.
سعیدپور: شما به تازگی کتابی هم نوشته کردهاید، چه چیزی شما را به سمت نوشتن کتاب سوق داد؟
امین: همیشه دوست داشتم کتابی درباره زندگی خود بنویسم، چون بهعنوان یک زن در افغانستان روزهای بسیار دشوار و پرچالشی را تجربه کرده بودم. این علاقه تا حدی از مادرم به من رسیده است. مادرم آموزگار بود و آرزو داشت روزی زندگی خود را بنویسد. او به نویسندگی علاقه فراوان داشت، اما شرایط و فرصت لازم برایش فراهم نشد و هرگز نتوانست کتابی بنویسد.
پس از آمدنم به اسپانیا، در نشستها و برنامههای مختلف، تجربههای شخصی خود را با دیگران در میان میگذاشتم و درباره آنها صحبت میکردم. سرانجام به این نتیجه رسیدم که باید این روایتها را روی کاغذ بیاورم و آنها را در قالب یک کتاب منتشر کنم.
دلیل اصلی نوشتن این کتاب این بود که این فقط داستان زندگی من نیست. هزاران زن دیگر نیز مسیرهای مشابهی را پیمودهاند. برخی از آنان در برابر فشارها و محدودیتها تاب نیاورده و جان خود را از دست دادهاند، برخی همچنان با همان شرایط دشوار زندگی میکنند و رنج میبرند، و برخی دیگر در محیطی به سر میبرند که زندگی برایشان بسیار سخت و گاه غیرقابل تحمل است، اما با وجود همه مشکلها به مسیر خود ادامه میدهند.
میخواستم این داستان را روایت کنم تا تصویری واقعی از زندگی زنان در افغانستان به جهان ارایه شود. درست است که قهرمان اصلی این کتاب خودم هستم، اما در حقیقت از خلال روایت زندگی خود، داستان هزاران زن دیگر را نیز بازگو کردهام. باور دارم زمانی که زنان و دختران این کتاب را بخوانند، بسیاری از آنان بخشی از زندگی و تجربههای خود را در این روایت خواهند یافت.
در عین حال، این کتاب تنها درباره رنج، محرومیت و قربانیشدن نیست. در کنار دشواریها، از دستآوردها، امیدها و تواناییهای زنان نیز سخن گفته شده است. بخشی از کتاب به تجربههای من به عنوان یک زن مهاجر اختصاص دارد و نشان میدهد که چگونه میتوان با وجود همه موانع، به مسیر رشد، فعالیت و تاثیرگذاری ادامه داد.
سعیدپور: آیدهی نگارش کتاب «بیحجاب: زن آزاد در برابر طالبان» چگونه شکل گرفت؟
عنوان کتاب، «بیحجاب» است؛ اما منظور از این عنوان صرفاً حجاب ظاهری نیست، بلکه اشاره به بیپرده سخنگفتن دربارهی موضوعهایی دارد که سالها صحبتکردن دربارهی آنها آسان نبود. این کتاب تلاشی است برای روایت صادقانه و مستندسازی بخشی از واقعیتهای زندگی زنان در افغانستان؛ از جمله جنایتها و محدودیتهایی که طالبان بر زنان تحمیل کردهاند و همچنان ساختار مردسالارانهای که بسیاری از ما در آن بزرگ شدهایم.
در میان روایتهای شخصی، تاریخ، رنجها، مبارزهها و دستآوردهای زنان در افغانستان نیز بازتاب یافته است. تلاش کردهام نشان دهم که زنان همیشه در چنین شرایطی زندگی نکردهاند. افغانستان در دهههای گذشته کشوری نبود که زنان در آن از حق آموزش محروم باشند. زنان سالها پیش از بسیاری از کشورها از حق رای برخوردار شدند و در عرصههای مختلف اجتماعی، فرهنگی و سیاسی حضور فعال داشتند.
به همین دلیل، بخشی از کتاب به تاریخ زنان در افغانستان اختصاص یافته است؛ تاریخی که نشان میدهد زنان این سرزمین چه مسیر طولانی و پر فرازونشیبی را پیمودهاند. همچنان در کتاب به شرایط زنان پس از سقوط افغانستان و بازگشت طالبان پرداختهام و تلاش کردهام تاثیر این تحولها را بر زندگی، حقوق و آینده زنان مورد بررسی قرار دهم.
سعیدپور: این کتاب را در چه زمانی و تحت چه شرایطی نوشتید؟
امین: نوشتن این کتاب دو سال زمان برد. بارها گریه کردم و با خود گفتم که نمیتوانم آن را ادامه دهم، اما باز هم نوشتم. خداحافظی با افغانستان برایم بسیار دشوار بود. وقتی کابل سقوط کرد و همهچیز تغییر کرد، یکی از سختترین دورههای زندگیام را تجربه کردم.
محرومشدن دختران از آموزش نیز از دردناکترین بخشهای این روایت بود. هر زمان که درباره این موضوع صحبت میکنم، اشکهایم جاری میشود.
روزی با دختری مصاحبه کردم که به من گفت: «آرزو داشتم استرس آزمون کانکور را تجربه کنم.» شنیدن این جمله آنقدر تلخ بود که نتوانستم جلوی اشکهایم را بگیرم.



