نیمقرن انتظار برای آموزش؛ روایت زنی که در ۵۵سالگی آموختن را آغاز کرد
گزارشگر: آزاده افغان | ویراستار: آینور سعیدپور
زمزمهی ۵۵ساله، باشندهی کابل، سالها آرزوی نشستن پشت نیمکت درس را با خود حمل کرده است؛ آرزویی که به دلیل نبود فرصت آموزش برای دختران در دوران کودکی هرگز تحقق نیافت. امروز، پس از گذشت بیش از پنج دهه، او در یکی از مرکزهای آموزشی سوادآموزی درس میخواند؛ نه برای گرفتن مدرک یا یافتن شغل، بل برای اینکه بتواند نیازهای سادهی زندگی روزمرهاش را خودش برطرف کند.
داستان زمزمه، روایت بسیاری از زنانی است که در کودکی به دلیل محدودیتهای خانوادگی و اجتماعی و جنگها از آموزش بازماندند و اکنون، با وجود دشواریهای فراوان، تلاش میکنند فرصت ازدسترفتهی یادگیری را دوباره به دست آورند.
زمزمه، میگوید که دوران کودکی و جوانیاش در پکتیا سپری شده؛ جایی که آن زمان دختران از فرصت آموزش محروم بودند و او نیز نتوانست به مکتب برود. «در آغاز در پکتیا زندگی میکردیم. به خاطر اینکه آنجا در دورهی طفلی فرصت درس خواندن مساعد نبود، نتوانستم که درس بخوانم. خانمها و دختران اجازهی درس خواندن نداشتند.»
سالها بعد، زمانی که به کابل آمد، با فضایی متفاوت روبهرو شد؛ فضایی که در آن زنان میتوانستند آموزش ببینند. همین تغییر، انگیزهی او را برای یادگیری زنده کرد. «زمانی که بزرگ شدم و به کابل آمدم، دیدم که چقدر برای خانمها فرصت است و میتوانند به درسهایشان ادامه بدهند. خیلی خوشحال شدم و علاقهی زیادی به آموختن پیدا کردم. تلاش کردم که بیاموزم، حتا نیازهای اولیهی خودم را رفع کنم.»
او، اکنون در یکی از مرکزهای آموزشی درس میخواند و امیدوار است با یادگیری خواندن و نوشتن، بتواند بسیاری از کارهای روزمرهی خود را بدون وابستگی به دیگران انجام دهد. با این حال، میگوید که محدودیتهای طالبان، ادامهی این مسیر را برای زنان دشوار کرده است.
زمزمه در گفتوگو با خبرگزاری بانوان افغانستان، از تلاش برای یادگیری و با بنبست مواجهشدن آن در حاکمیت طالبان میگوید: «در حکومت فعلی این خیلی سخت شده است که خانمها نتوانند به آموزش خود ادامه بدهند. این برای من بسیار آزاردهنده است و امیدوار هستم که شرایط زندگی برای خانمهای افغان بهتر و سادهتر شود.»
در کنار علاقه و پشتکار زمزمه، حمایت خانواده نیز یکی از عاملهای ادامهی آموزش اوست. محمد ولی، همسر زمزمه، میگوید همواره از تصمیم همسرش برای سوادآموزی حمایت کرده و تلاش میکند تا زمینهی ادامهی آموزش او فراهم باشد. «زمزمه جان خانمم است و اینکه تصمیم گرفته است بیاموزد، خیلی زیاد خوشحال هستم. در زمانی که باید درس میخواند، شرایط مناسب برایش مهیا نبود.»
محمد ولی میگوید برای آنکه همسرش فرصت بیشتری برای درس خواندن داشته باشد، تلاش میکند بخشی از کارهای خانه را خودش انجام دهد. «تلاش میکنم که خیلی همراهش باشم. زمانی که میبینم درس میخواند، خودم کوشش میکنم بیشتر کارهای خانه را انجام بدهم تا بتواند درسهای خود را ادامه بدهد.»
به باور او، آموزش زنان تنها به نفع خود آنان نیست، بلکه خانواده و جامعه نیز از آن سود میبرند. به گفتهی محمد ولی، زنان باسواد ستون یک جامعهی پیشرفته است. او نیز، از ممنوعیت آموزشی بر دختران ابراز نگرانی کرده و میگوید که این وضعیت بار دیگر میلیونها زن و دختران را با آیندهی نامعلوم روبهرو کرده است.
در همین حال، راضیه حسینی، آموزگار، میگوید که آغاز آموزش در سن بالا نهتنها ممکن است، بلکه بسیاری از بزرگسالان به دلیل تجربههای زندگی، انگیزه و درک عمیقتری نسبت به یادگیری دارند. «یادگیری در سن بالا امکانپذیر است، چون مغز انسان خاصیت انعطافپذیری دارد. همچنان فرد به دلیل تجربهی زندگی، بهتر میتواند ارزش یادگیری و آموزش را درک کند.»
به گفتهی او، آموزش بزرگسالان زمانی اثربخشتر خواهد بود که با نیازها و تجربههای واقعی زندگی آنان پیوند بخورد. این آموزگار، همچنان تاکید میکند که فراهمکردن محیطهای آموزشی امن و حمایتی، یکی از مهمترین پیششرطهای ادامهی آموزش زنان بزرگسال است؛ محیطی که آنان بتوانند بدون نگرانی از قضاوت اجتماعی، مسیر یادگیری را دنبال کنند.
در همین حال، نرگس افشار، فعال حقوق زنان، تصمیم زمزمه برای آغاز آموزش در ۵۵سالگی را نمونهای از این میداند که علاقه به یادگیری محدود به سن نیست. «وقتی یک زن در ۵۵سالگی تصمیم میگیرد آموزش ببیند، نه تنها زندگی شخصی خود را تغییر میدهد، بلکه به زنان دیگر نیز پیام امید و توانمندی میدهد.»
به گفتهی او، زنان در افغانستان همچنان با چالشهایی مانند محدودیتهای اجتماعی، مشکلهای اقتصادی، مسوولیتهای خانوادگی و کمبود فرصتهای آموزشی روبهرو استند؛ موضوعی که بازگشت آنان به آموزش را دشوارتر میکند.
نرگس افشار میگوید: «برای بسیاری از زنان، بهویژه زنان بزرگسال، بازگشت به آموزش نیازمند حمایت خانواده و جامعه است. زنانی که برای یادگیری تلاش میکنند نشان میدهند که آموزش برای آنان یک نیاز و یک حق مهم است.»
این فعال حقوق زن، تاکید میکند که فراهمکردن فرصتهای آموزشی و افزایش حمایت خانوادهها و نهادهای اجتماعی، میتواند زمینه را برای حضور بیشتر زنان در مرکزهای آموزشی فراهم کند؛ زیرا آموزش یک زن، تنها زندگی او را تغییر نمیدهد، بلکه آثار آن در خانواده و جامعه نیز نمایان میشود.
داستان زمزمه، روایت زنی است که فرصت آموزش را دیر به دست آورده، اما آن را از دست نداده است. او امروز، پس از سالها انتظار، خواندن و نوشتن را از جایی آغاز کرده که روزگاری از آن محروم مانده بود.

