از راههای دشوارگذر تا کمبود قابله؛ زنان در روستاهای افغانستان با چه چالشهایی روبهرو اند؟
گزارشگر: هدیه احمدی | ویراستار: آینور سعیدپور
زنان روستایی در بادغیس با مجموعهای از مشکلهای صحی و اجتماعی روبهرو هستند؛ از نبود یا دوری مرکزهای صحی و کمبود کارکنان زن گرفته تا دشواری رفتوآمد، پایینبودن آگاهی صحی و محدودیت دسترسی دختران به آموزش. باشندگان و کارکنان صحی، میگویند که این چالشها، بهویژه در دوران بارداری و زایمان، خطرهای بیشتری را متوجه زنان و مادران در منطقههای دوردست میکند.
گلرخ، ۴۶ساله و باشندهی روستای «سیدالها» در ولسوالی قادس بادغیس، میگوید زنان روستا از صبح تا شام در کارهای خانه و مزرعه مصروف اند، اما با وجود این تلاشها، هنوز به بسیاری از امکانات ابتدایی زندگی دسترسی ندارند.
او نبود خدمات صحی و فاصلهی زیاد تا نزدیکترین مرکز درمانی را یکی از مشکلهای اساسی زنان روستا میداند. به گفتهی گلرخ، وضعیت نامناسب راهها نیز دسترسی زنان بیمار و مادران باردار را دشوارتر میکند و آنان در بسیاری موارد برای رسیدن به مرکز صحی با مشکلهای زیادی مواجه میشوند.
گلرخ نبود پزشک زن و قابله را نیز، از چالشهای مهم زنان این منطقه عنوان میکند. او میگوید حضور نداشتن کارکنان صحی زن باعث میشود زنان و دختران در دریافت برخی خدمات صحی با دشواری بیشتری روبهرو شوند.
این چالشها تنها به بخش صحت محدود نمیشود. به گفتهی گلرخ، دختران روستا نیز، برای ادامهی آموزش با مانعهایی مانند دوری راه و نبود مکتب مناسب مواجهاند؛ وضعیتی که فرصت ادامهی تحصیل را برای شماری از آنان محدود کرده است.
گلرخ، دربارهی چالشهای زنان در روستاهای افغانستان میگوید: «در منطقهی ما پزشک زن وجود ندارد و دختران و زنان برای دریافت خدمات صحی مشکل بیشتری دارند. از طرف دیگر، مکتب مناسب هم نداریم و بسیاری از دختران بهدلیل دوری راه نمیتوانند به درسهایشان ادامه بدهند.»
محرومیت دختران افغانستان از آموزش در حالی ادامه دارد که بر اساس اعلام یونسکو و یونیسف در جنوری ۲۰۲۶، افغانستان تنها کشور جهان است که در آن آموزش متوسطه و عالی برای دختران و زنان ممنوع است. بر اساس این گزارش، حدود 2.6 میلیون دختر نوجوان از رفتن به مکتبهای دوره متوسطه محروم شدهاند.
با این حال، در بسیاری از روستاهای دوردست افغانستان، بهدلیل نبود مکتب و آموزگار، دختران حتا از آموزش تا صنف ششم نیز، محروم میمانند. نظام آموزشی افغانستان در دهههای گذشته همچنان متاثر از جنگها و مشکلهای اجتماعی است؛ وضعیتی که سبب شده همچنان در منطقههای دورست آموزش گسترش نیابد.
رحیمه نوری، قابله، میگوید زنان روستایی بیشتر با مشکلهایی مانند کمخونی، سوءتغذیه، عوارض دوران بارداری و زایمان و عفونتهای دوران بارداری و پس از ولادت روبهرو هستند. به گفتهی او، نبود آگاهی کافی دربارهی مراقبتهای صحی نیز باعث میشود برخی زنان دیرتر برای دریافت خدمات درمانی مراجعه کنند.
نوری فاصلهی زیاد، نامناسببودن راهها و کمبود وسایط نقلیه را از عاملهای مهم تاخیر در رسیدن زنان به مرکزهای صحی میداند. او همچنان میگوید محدودیتهای اجتماعی و دشواری دسترسی به کارکنان صحی زن میتواند تشخیص و درمان زنان را به تاخیر بیندازد. «دوری راه و نبود مرکز صحی باعث میشود زنان دیرتر به خدمات صحی دسترسی پیدا کنند. وقتی راه دور و نامناسب باشد و خانم از خدمات صحی برخوردار نباشد، خودش یک چالش است و باعث میشود از آگاهیهای صحی نیز محروم بماند.»
او تاکید میکند که حضور قابلههای مسلکی در منطقههای روستایی و افزایش برنامههای آگاهیدهی صحی میتواند در کاهش مشکلهای زنان موثر باشد. «خیلی مهم است که قابلههای ورزیده در روستاها جابهجا شوند و برای زنان آگاهیدهی صحی صورت بگیرد.»
نظام بهداشت افغانستان همچنان با کمبود جدی نیروی قابلهگی مواجه است. صندوق جمعیت ملل متحد در ۲۰۲۴ اعلام کرد که افغانستان برای پاسخگویی به نیازهای موجود در زمینه زایمان مصون و خدمات قابلهگی، به ۱۸ هزار قابله دیگر نیاز دارد. این نهاد میگوید قابلهها میتوانند حدود ۹۰ درصد نیازهای اساسی مربوط به صحت جنسی و باروری، صحت مادر، نوزاد و نوجوانان را پوشش دهند.
در عین حال، آمار سازمان جهانی صحت نشان میدهد که خطر مرگ مادران در افغانستان همچنان بالاست. بر اساس تازهترین برآوردهای منتشرشده از سوی سازمان جهانی بهداشت، میزان مرگومیر مادران در افغانستان حدود ۵۲۱ مرگ در هر ۱۰۰ هزار تولد زنده بوده است.
دسترسی به خدمات صحی در منطقههای دوردست افغانستان در سالهای اخیر با مشکلهای بیشتری نیز مواجه شده است. بر اساس گزارش اضطراری سازمان جهانی صحت برای ۲۰۲۶، کاهش کمکهای انسانوستانه در ۲۰۲۵ موجب بستهشدن بیش از ۴۲۲ مرکز صحی شد؛ اقدامی که دسترسی حدود سه میلیون افغانستانی به خدمات اساسی صحی را محدود کرده است.
قایره قاریزاده، فعال حقوق زن، میگوید زنان روستایی نیز، مانند سایر شهروندان حق دسترسی به خدمات اساسی صحی، آموزش، امنیت و رفاه را دارند؛ اما محرومیت از این امکانات، چالشهای صحی و اجتماعی آنان را بیشتر کرده است.
به باور او، نبود امکانات اولیه زندگی نهتنها سلامت زنان و مادران را تهدید میکند، بلکه فرصتهای آموزشی و اقتصادی آنان را نیز محدود میسازد. « نان روستایی نیز حق دارند از خدمات بهداشتی، امنیت، رفاه و آموزش برخوردار باشند، اما سالهاست که از بسیاری از این حقوق محروم ماندهاند.»
زنان روستایی بادغیس با وجود این دشواریها، همچنان خواهان فراهمشدن خدمات صحی، آموزشی و امکانات اولیه در منطقههای دوردست هستند؛ خدماتی که بتواند فاصله میان آنان و امکانات اساسی زندگی را کمتر کند و به زنان و دختران روستا فرصت دهد تا بدون تحمل هزینه و دشواریهای سنگین، به صحت و آموزش دسترسی داشته باشند.



