ترس در مکتب‌های دخترانه‌ی هرات؛ محتسبان طالبان صنف‌های درسی را بررسی می‌کنند

حدیث حبیب‌یار

هر بار که زنگ آغاز درس‌‌ها در شماری از مکتب‌های دخترانه‌ی هرات به صدا درمی‌آید، ترس نیز هم‌زمان وارد صنف‌ها می‌شود. دانش‌آموزان می‌گویند در کنار اجبار به پوشیدن نقاب و چادر نماز، نیروهای زن امر‌به‌معروف و نهی‌ازمنکر طالبان نیز هفته‌ای یک یا دو بار به مکتب‌های‌شان می‌روند، پوشش آموزگاران و دانش‌آموزان را بررسی می‌کنند و فضایی از اضطراب و ناامنی را بر محیط آموزشی حاکم ساخته‌اند؛ وضعیتی که به گفته‌ی آنان، انگیزه‌ی یادگیری را از بسیاری از کودکان گرفته است.

خدیجه، ۱۲‌ساله، دانش‌آموز صنف ششم یکی از مکتب‌های هرات، یکی از کودکانی است که این روزها درس‌خواندن را با ترس تجربه می‌کند. او می‌گوید به‌دلیل قد بلندش، مسوولان مکتب او را مجبور کرده‌اند مانند دختران بزرگ‌تر با نقاب و چادر نماز به مکتب برود؛ پوششی که می‌گوید نه به آن علاقه دارد و نه پیش از این تجربه‌ی پوشیدنش را داشته است.

او می‌‌افزاید حدود یک هفته است که نیروهای زن امر‌به‌معروف و نهی‌ازمنکر طالبان گشت‌زنی در مکتب‌شان را آغاز کرده‌اند. به گفته‌ی او، این نیروها ابتدا به اداره‌ی مکتب می‌روند، پوشش آموزگاران را بررسی می‌کنند و سپس وارد صنف‌های درسی می‌شوند تا پوشش دانش‌آموزان را نیز کنترل کنند.

به گفته‌ی خدیجه، تنها شنیدن خبر ورود این نیروها کافی است تا فضای مکتب تغییر کند. او می‌گوید سکوت جای همهمه‌ی دانش‌آموزان را می‌گیرد و بسیاری از آنان از ترس، دست‌وپای‌شان می‌لرزد و حتا برخی به گریه می‌افتند.

این دانش‌آموز می‌گوید گرمای هوا در هرات، تحمل نقاب و چادر نماز را برای کودکان دشوارتر کرده است؛ اما ترس از تذکر یا برخورد، اجازه نمی‌دهد حتا برای لحظه‌ای نقابش را کنار بزند. او می‌افزاید که از زمانی که مجبور به پوشیدن این لباس شده، هر روز احساس می‌کند به پوشیدن لباسی مجبور شده که هیچ علاقه‌ای به آن ندارد و همین اجبار، ذهنش را مدام درگیر کرده است. او می‌گوید: «هر لحظه که نیروهای امر‌به‌معروف وارد صنف می‌شوند، لرزه به دست‌وپایم می‌افتد. در همین گرمای هوا بدنم از زیر چادر و نقاب می‌سوزد؛ اما از ترس، حتا لحظه‌ای نقابم را بالا نمی‌کنم.»

خدیجه می‌افزاید که این فشار تنها در داخل مکتب پایان نمی‌یابد. به گفته‌ی او، چون بسیاری از دختران هم‌سن‌وسالش شیوه‌ی درست پوشیدن چادر نماز و نقاب را نمی‌دانند، گاهی زنان رهگذر در کوچه، چادرهای آنان را مرتب می‌کنند و با دیدن وضعیت‌شان، ابراز تأسف می‌کنند. او می‌گوید: «شرایط برای ما بسیار خراب است. حتا همین پوششی را که طالبان می‌خواهند، ما بلد نیستیم چگونه بپوشیم». 

او با یادآوری یکی از روزهای بازرسی می‌افزاید: «دو زن نقاب‌پوش با چادرهای بلند آمدند. اول آموزگاران ما را بررسی کردند و سپس وارد صنف شدند. با این‌که نقاب و چادر نماز داشتم، آن‌قدر ترسیده بودم که فکر می‌کردم بازداشتم می‌کنند و با خود می‌برند. بسیاری از ما همان‌جا گریه کردیم. آنان حتا به آموزگاران ما هم رحم نمی‌کنند و با بی‌احترامی آستین‌های شان را بررسی می‌کنند.»

اما خدیجه، تنها دانش‌آموزی نیست که می‌گوید فضای مکتب پس از آغاز گشت‌زنی نیروهای زن امر‌به‌معروف و نهی‌ازمنکر طالبان دگرگون شده است. نیایش، ۱۰‌ساله و دانش‌آموز صنف چهارم یکی دیگر از مکتب‌های هرات است. او می‌گوید که نخستین روزی را که این نیروها وارد مکتب‌شان شدند، هرگز از یاد نخواهد برد؛ روزی که به گفته‌ی او، ترس جای احساس امنیت را گرفت و هنوز هم از ذهنش پاک نشده است.

او می‌گوید در آن روز، با وجود این‌که به‌دلیل سن کم و قد کوتاهش هنوز مجبور به پوشیدن چادر نماز و نقاب نبود، با دیدن نیروهای طالبان چنان وحشت کرد که بی‌اختیار گریه‌اش گرفت و دیگر نتوانست خودش را آرام کند.

به گفته‌ی نیایش، آموزگارش تلاش زیادی کرد تا او را آرام کند. او را در آغوش گرفت و بارها گفت که جای نگرانی نیست و کسی با او کاری نخواهد داشت؛ اما این حرف‌ها نتوانست ترس عمیقی را که در دلش افتاده بود، از بین ببرد.

نیایش می‌گوید از آن روز به بعد، وضعیت روحی‌اش هر روز بدتر شده است. به گفته‌ی او، این نگرانی‌ها تنها به خودش محدود نمی‌شود. پیش از این، پدر و مادرش همواره بر رفتن منظم او به مکتب تأکید می‌کردند و نمی‌خواستند حتا یک روز از درس‌هایش عقب بماند؛ اما اکنون خود آنان نیز از شرایط موجود نگران‌اند و بارها مانع بیرون‌شدنش از خانه شده‌اند.

او می‌افزاید که این ترس بر یادگیری درس‌‌هایش نیز تأثیر گذاشته است. دیگر مانند گذشته با انگیزه برای رفتن به مکتب آماده نمی‌شود و هنگام ورود به حیاط مکتب، نخست به اطراف نگاه می‌کند تا مطمئن شود که نیروهای طالبان آن‌جا حضور ندارند. «وقتی سر صنف نشسته هستم، هر لحظه از پنجره بیرون را نگاه می‌کنم. می‌ترسم که بار دیگر نیرو‌های طالبان بیایند و همین سبب شده تا کم‌تر روی درس خود تمرکز کنم و بیش‌تر بیاموزم».

نیایش می‌گوید در برخی روزها، پدر یا مادرش او را تا دروازه‌ی مکتب هم‌راهی می‌کنند و تا زمانی که وارد حیاط مکتب نشود، محل را ترک نمی‌کنند. او می‌افزاید که این هم‌راهی، بیش از هر چیز، نشان می‌دهد خانواده‌اش نیز مانند خودش از وضعیت مکتب احساس ناامنی می‌کنند.

او که تنها دو سال دیگر تا رسیدن به صنف ششم فاصله دارد، می‌گوید از همین اکنون با ترس و نگرانی به آینده نگاه می‌کند. به گفته‌ی او، هر بار که دانش‌آموزان بزرگ‌تر را با نقاب و چادر نماز می‌بیند، با خود فکر می‌کند شاید پیش از آن‌که به صنف ششم برسد، دیگر نتواند به مکتب برود و یا مجبور شود در همان شرایطی که از آن هراس دارد، به درس‌خواندن ادامه دهد.

در همین حال نجیبه سیرت، آموزگار این دانش‌آموزان می‌گوید که این بازرسی‌ها تنها دانش‌آموزان را هدف قرار نمی‌دهد و آموزگاران نیز زیر نظارت و کنترل شدید قرار گرفته‌اند.

او می‌گوید نیروهای زن امر‌به‌معروف و نهی‌ازمنکر هنگام مراجعه به مکتب، پیش از هر چیز پوشش آموزگاران را بررسی می‌کنند و درباره‌ی نوع لباس آنان دستورهای مشخصی می‌دهند. به گفته‌ی او، این نیروها تأکید کرده‌اند که همه‌ی آموزگاران باید علاوه‌بر چادر نماز، مانتو، ماسک، جوراب و نقاب نیز بپوشند.

به گفته‌ی این آموزگار، مأموران طالبان هم‌چنان هشدار داده‌اند که آموزگاران نباید زیر مانتو شلوار یا بلوزهای تنگ، چسب یا بدون آستین بپوشند و پوشش آنان باید مطابق دستورهای اعلام‌شده باشد. او می‌گوید در هر بار مراجعه، این موارد به‌دقت بررسی می‌شود و درباره‌ی رعایت آن‌ها تذکر داده می‌شود.

بانو سیرت می‌گوید که حضور مکرر این نیروها، فضای آموزشی را به‌شدت تحت تأثیر قرار داده است. به گفته‌ی او، بسیاری از دانش‌آموزان با دیدن مأموران دچار ترس و اضطراب می‌شوند، برخی گریه می‌کنند و شماری دیگر تا پایان روز قادر به تمرکز روی درس نیستند.

او می‌افزاید این وضعیت تنها بر روحیه‌ی کودکان اثر نگذاشته، بلکه نگرانی خانواده‌ها را نیز افزایش داده است. به گفته‌ی او، شماری از والدین دیگر با خیال آسوده دختران‌شان را به مکتب نمی‌فرستند و برخی نیز به‌طور کامل از ادامه‌ی آموزش فرزندان‌شان جلوگیری کرده‌اند.

این آموزگار می‌گوید کاهش حضور دانش‌آموزان در صنف‌ها به‌وضوح قابل مشاهده است. او می‌افزاید که پیش از آغاز این گشت‌زنی‌ها، در صنف او ۳۳ دانش‌آموز حضور داشتند؛ اما اکنون این تعداد به ۱۶ نفر کاهش یافته و بسیاری از چوکی‌های صنف خالی مانده است.

به گفته‌ی او، برخی خانواده‌ها به‌صراحت گفته‌اند که از ترس حضور نیروهای امر‌به‌معروف و نهی‌ازمنکر، حاضر نیستند دختران خردسال‌شان را به مکتب بفرستند. او می‌گوید این روند، آینده‌ی آموزشی بسیاری از کودکان را با نگرانی روبه‌رو کرده است.

این در حالی‌ست که طالبان پس از روی‌کارآمدن دوباره‌ی‌شان، محدودیت‌های گسترده‌ای را بر زنان و دختران در افغانستان اعمال کرده‌اند. این گروه آموزش دختران بالاتر از صنف ششم را ممنوع کرده و زنان را از دانش‌گاه‌ها نیز محروم ساخته است. طالبان هم‌چنان با صدور دستورها و اعلامیه‌های متعدد، محدودیت‌های سخت‌گیرانه‌ای بر پوشش و حضور زنان در مکان‌های عمومی وضع کرده‌اند.

در هفته‌های اخیر نیز گزارش‌هایی از هرات درباره‌ی بازداشت شماری از زنان و دختران به‌دلیل آن‌چه طالبان «رعایت‌نکردن حجاب شرعی» عنوان کرده‌اند، منتشر شده است؛ بازداشت‌هایی که با واکنش گسترده‌ی نهادهای حقوق بشری و سازمان ملل روبه‌رو شده و نگرانی‌ها درباره‌ی تشدید محدودیت‌ها در برابر زنان و دختران را افزایش داده است.

نام مصاحبه‌شوندگان به دلیل مشکلات امنیتی مستعار انتخاب شده است.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا