روز جهانی زنان بیوه؛ زنان بیوه در افغانستان با چه چالش‌هایی روبه‌رو اند؟

آی‌نور سعیدپور

روز جهانی زنان بیوه در حالی فرا می‌رسد که هزاران زن در افغانستان، پس از ازدست‌دادن همسران‌شان، بار سنگین زندگی را به تنهایی بر دوش می‌کشند. عایشه یکی از آنان است؛ زنی که هر ماه پس از دریافت معاشش، نخست هزینه‌ی رفت‌وآمد به محل کارش را کنار می‌گذارد؛ دو هزار و پنج‌صد افغانی برای رفتن به ولسوالی‌ای که در آن آموزگار است. آن‌چه باقی می‌ماند، صرف کرایه‌ی خانه، آب و برق می‌شود و اگر پولی اضافه بماند، تنها برای چند روز مواد غذایی خانواده را تأمین می‌کند.

این زن ۴۵ساله هراتی، نزدیک به یک دهه پیش همسرش را از دست داد. از آن زمان تاکنون، او به تنهایی بار زندگی شش فرزندش را بر دوش می‌کشد؛ مسئولیتی که برای بسیاری از زنان بیوه در افغانستان تنها با ازدست‌دادن همسر آغاز نمی‌شود، بلکه به مبارزه‌ای روزانه برای بقا تبدیل می‌شود.

۲۳ جون، روز جهانی زنان بیوه، در حالی فرا می‌رسد که میلیون‌ها زن در سراسر جهان به‌ویژه در کشورهای در حال توسعه مانند افغانستان، هم‌چنان با مشکل‌هایی فراتر از سوگ و فقدان دست‌وپنجه نرم می‌کنند. سازمان ملل متحد می‌گوید که بیش از ۲۵۸ میلیون زن بیوه در جهان زندگی می‌کنند؛ زنانی که بسیاری از آنان با فقر، تبعیض، محرومیت از حقوق اقتصادی و انزوای اجتماعی روبه‌رو اند و بیش‌تر «نامرئی» باقی می‌مانند.

این واقعیت برای بسیاری از زنان بیوه در افغانستان نیز آشنا است. زنانی که پس از وفات شوهران‌شان در کشوری مسوولیت سرپرستی خانواده را برعهده می‌‌گیرند که به دلیل جنسیت‌شان از ابتدایی‌ترین حقوق و حتا کارکردن نیز محروم شده‌اند.

این زنان، افزون بر چالش‌های اجتماعی و فرهنگی باید مشکل‌های روزافزون نادری، بی‌کاری و آینده‌ی فرزندان‌شان نیز مبارزه کنند.

عایشه، می‌گوید زمانی که همسرش، یکی از کارمندان معارف هرات، فوت کرد، فرزندانش همه خردسال بودند و زندگی‌اش یک‌باره دگرگون شد. «زمانی که همسرم وفات کرد، فرزندانم همه کوچک بودند و زندگی‌ام یک‌باره زیر و رو شد.»

با این حال، دشواری‌های او تنها به تأمین نان خانواده محدود نمی‌شود. در جامعه‌ای که هنوز بسیاری از زنان برای ادامه‌ی زندگی به حمایت اقتصادی و اجتماعی خانواده وابسته‌اند، بیوه‌شدن می‌تواند آغاز فصل تازه‌ای از فشارها و قضاوت‌های اجتماعی باشد.

عایشه، می‌گوید که پس از مرگ همسرش، برخی تلاش داشتند او را به ازدواج دوباره وادار کنند. «چون جوان بودم، حتا برخی قصد داشتند مرا به ازدواج وادار کنند. در محل زندگی‌ام مردانی که چند همسر داشتند، نگاه‌های نادرستی به من داشتند. حتا خانواده‌ام می‌گفتند فرزندانم را رها کنم و دوباره ازدواج کنم.»

او، می‌افزاید این فشارها چنان بر زندگی‌اش سایه انداخته بود که شب‌ها آرامش و خواب را از او گرفته بود.

برای عایشه اما همه این وضعیت در یک آرزوی ساده خلاصه می‌شود؛ آرزوی آینده‌ای بهتر برای فرزندانش. «همیشه فکر می‌کردم روزی فرزندانم بزرگ می‌شوند و مرا آسوده می‌سازند، اما این آرزو برایم برآورده نشد.»

به گفته‌ی عایشه، حاکمیت دوباره‌ی طالبان وضعیت را بیش‌تر از پیش برای زنان سرپرست دشوار کرده است. فرصت‌های کاری به‌شدت برای زنان محدودشده و آنان برای تامین نیازهای روزمره مجبور به انجام‌های کارهایی چون صفاکاری و حتا تکدی‌گری شده‌اند.

با این وجود، هنوز امید را از دست نداده است. «تنها انگیزه من این است که روزی وضعیت تغییر و حکومت طالبان سقوط کند و من و فرزندانم به آرامش و آینده‌ای بهتر که اروزو داشتیم، برسیم.»

آرزویی که شاید امروز در خانه‌های بسیاری از زنان بیوه در افغانستان تکرار می‌شود؛ زنانی که با وجود سال‌ها فقدان، فقر و تنهایی، هم‌چنان برای زنده نگه‌داشتن خانواده‌های خود مبارزه می‌کنند و در میان همه دشواری‌ها، روزنه‌ای از امید را حفظ کرده‌اند.

تجربه‌ی عایشه تنها یک روایت فردی نیست. در بسیاری از جوامع سنتی، زنان بیوه نه تنها با مشکل‌های اقتصادی، بلکه با محدودیت‌های فرهنگی و نگرش‌های تبعیض‌آمیز نیز مواجه می‌شوند. سازمان ملل متحد هشدار داده که زنان بیوه در نقاط مختلف جهان هم‌چنان از حقوق ارث، مالکیت و حمایت‌های اجتماعی محروم می‌شوند و گاه به دلیل وضعیت تأهل‌شان با انگ اجتماعی روبه‌رو استند.

در افغانستان، دهه‌ها جنگ، ناامنی و بحران اقتصادی، شمار زیادی از زنان را به سرپرستان خانواده تبدیل کرده است؛ زنانی که ناچار اند هم نقش مادر را ایفا کنند و هم نان‌آور خانه باشند.

خاطره‌ی ۳۵ساله و باشنده کابل نیز، یکی از همین زنان است. شش سال از مرگ همسر او می‌گذرد و اکنون مسئولیت نگه‌داری و تأمین هزینه‌های چهار فرزندش را به تنهایی بر عهده دارد.

او بخش از چالش‌های روزمره‌اش را پس از وفات شوهرش چنین روایت می‌کند: «مشکلاتم پس از وفات شوهرم خیلی زیاد بوده است. برادرشوهرهایم برایم مشکل زیادی ایجاد کرده‌اند.»

به گفته‌ی او، خانواده همسرش نه تنها کمکی به او نمی‌کنند، بلکه در تصمیم‌گیری درباره‌ی آینده زندگی‌اش نیز محدودیت ایجاد می‌کنند. «می‌گویند حق نداری شوهر کنی؛ اما از طرف دیگر می‌گویند خودت باید همه مصرف زندگی‌ات را تأمین کنی.»

خاطره برای تأمین هزینه‌های زندگی در خانه‌های مردم ظرف و لباس می‌شوید. درآمد اندک او اما پاسخ‌گوی نیازهای چهار فرزند نیست. «وقتی کودکانم مریض می‌شوند، هیچ پولی برای درمان‌شان ندارم. گاهی آن‌ها را به شفاخانه دولتی می‌برم، اما برای خرید دوا هم پول ندارم.»

روایت عایشه و خاطره، تصویری از واقعیتی گسترده‌تر را بازتاب می‌دهد؛ واقعیتی که در آن بسیاری از زنان بیوه در افغانستان در تقاطع چندین بحران قرار گرفته‌اند: فقر، بی‌کاری، مسئولیت سرپرستی خانواده، محدودیت فرصت‌های اقتصادی و فشارهای اجتماعی.

سازمان ملل متحد تأکید می‌کند که زنان بیوه نباید تنها دریافت‌کننده کمک‌های بشردوستانه تلقی شوند، بلکه باید به حقوق برابر در زمینه کار، آموزش، مالکیت، حمایت‌های اجتماعی و مشارکت در تصمیم‌گیری‌های عمومی دست‌رسی داشته باشند. این نهاد هم‌چنان از دولت‌ها خواسته که برای کاهش فقر، مقابله با خشونت و تبعیض و تقویت حمایت‌های اجتماعی از زنان بیوه اقدام کنند.

سازمان ملل متحد در ۲۰۱۱ میلادی، ۲۳ جون را به ‌عنوان روز جهانی زنان بیوه نام‌گذاری کرد و همه‌ساله این روز را گرامی‌داشت می‌کند تا توجه جهانی را به صداها، تجربه‌ها و نیازهای زنان بیوه جلب کند.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا